زنان به مثابهی قشری (و در ادبیات مارکسیستی طبقهای) متمایز از مردان، دارای نیازها و نقشها، هنجارها و مسائل مخصوص به خود هستن. تفاوتهای اجتماعی موجود، صرف نظر از منشا و علت پیدایش پدیدهای واقعی در زندگی روزمرهه. مولفههای دوگانهی حق به شهر از مفاهیمی هستن که اخیرا در جغرافیای فمینیستی و ادبیات زنان و فضا مورد توجه زیادی قرار گرفتهه.
یه بحث بنیادی در این حوزه که در مطالعات فمینیستی مطرح شدهه اینه که تقسیمکار سنتی که مشاغل خانگی رو مناسب زنان و مشاغل بیرون از خانه رو مناسب مردان تصور میکنه، در کنار هنجارهای فرهنگی دیگه، جنسیت رو به عنوان یه متغیر تعیینکننده در طبقهبندی امر شهری وارد کردهه طوری که شهر، هم در موجودیت فیزیکی و هم در موجودیت اجتماعی تعلق کمتری به زنان داره و کمتر مناسب مشارکت زنان در فراگردهای جاری در اون شناخته شدهه. این مساله به کاهش تحرک زنان در شهر، انحصار فضاها به مردان، نادیده گرفته شدن جسم زنانه در طراحی شهری و … انجامیدهه. این نگرش با تغییرات اجتماعی گسترده در ایران و وارد شدن زنان به عرصهی فعالیتهای عمومی تا حدودی تغییر شکل دادهه.
با وجود تغییرات اخیر در عرصهی شهرها که فضاها رو بیش از پیش به زنان اختصاص دادهه، بعضی از اندیشمندان پیشنهاد کردهاند که در زمان حاضر بیش از اون که از حذف محدودیت زنان در اندرونی خانهها سخن بگوییم درستتره از اندرونیهای تغییر شکل یافته صحبت کنیم. به این معنا که فضا به شکل ریشهای تغییر شکل ندادهه زیرا اگرچه در ظاهر اندرونیها حذف شدهه و زنان وارد عرصهی عمومی شهرها شدهاند، محدودیتهای فضایی به قدری زیاده که به نظر میرسد تغییر چندانی در حقوق فضایی آنان رخ ندادهه. این ایده موازی با مفهوم «توازن پدرسالارانه» است که توسط بنت15 (2005) مطرح شدهه. او معتقده که در طول تاریخ، بیش از این که تغییر و تحول بر زندگی زنان حاکم باشه، ثبات و ایستایی حاکم بودهه، زیرا پدرسالاری که در طول تاریخ بر زندگی زنان سیطره داشتهه، دارای بنیانهای نظری ثابتیه که مانع تغییرات عمدهی محتوایی میشود و تنها به صورتها اجازهی تغییر میده (بنت، 2005: 153).

در این نگرش، زنان چه به عنوان یه فرد و چه به مثابهی یه گروه یا طبقه، از آزادیها، فرصتها و یا حق عضویت در گروههای سیاسی، احزاب و اجتماعات که در عرصهی عمومی قرار دارن، همانند مردها و یا حتی مشابه یا نزدیک به مردان بهرهمند نیستن. از این منظر، اونچه در عقاید منصوب به دنیای دموکراتیک، به عنوان زندگی خوب و آزادانه مطرح میشود، زنان تنها اسماً و به شکل صوری می تونن به اون دست پیدا کنن (نرسیسیانس، 1383: 186) و این معضل به فضا هم قابل تسریه. زیرا فضا اساسا مفهومیه که تحت تاثیر سلسلهمراتب اجتماعی و مفهوم قدرت و سلطه قرار داره. تفاوتها نظم اجتماعی رو تهدید میکنه و قدرتها تلاش میکنن به یکسانسازی در میان شهروندان خود دست بزنند. از این رو لوفور به حذف شدهها16 توجه میکند17. گروهها و افرادی که از حضور در بعضی فضاهای عمومی منع و یا محدود میشن (لوفور، 1991: 373 به نقل از میچل18، 2003: 150).
این نوشتار با استفاده از چهارچوب نظری ارائه شده توسط هانری لوفور و عملیاتی کردن ایدهی حق به شهر تلاش میکنه در کنار به آزمون گذاشتن نظریه در بستر شهروندی تهران، تفاوتهای جنسیتی موجود رو هم آشکار کنه و نشون بده که فرایندهای زندگی روزمرهی زنان در شهر به دلیل بهرهمند نشدن آنان از حقوق خود دچار اختلال شدهه. از این رو جمعیت مورد مطالعه مجموعهای از زنان و مردان ساکن شهر تهران قرار داده شدهاند. پس از گردآوری دادهها با روش پیمایش تفاوتهای اساسی حق به شهر میان پاسخگویان زن و پاسخگویان مرد استخراج شده و با استفاده از ابزارهای مناسب در چهارچوب نظریهی حق به شهر لوفور تحلیل میشه. ضمن این که با استفاده از روش کیفی، یافتههای کمی وارسی شده و سازوکارهای جنسیتی ادراک از مولفههای حق به شهر بررسی میشه.
براساس بیان مقدمه و بیان مسالهی ذکر شده، فرضیههای پژوهش اینا هستن::

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج میشه که ممکنه موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا واسه دمو می باشه

ولی واسه دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی همه قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنین

­ جنسیت بر مشارکت افراد در شهر تاثیرگذاره.
­ جنسیت بر اختصاص دادن فضای شهر به خود تاثیرگذاره.
­ جنسیت بر حق به شهر تاثیرگذاره.
­ طبقه بر حق به شهر تاثیرگذاره.
­ در ادراک از حق به شهر تفاوتهای جنسیتی وجود داره.

1-3- پرسشهای پژوهش
به اعتقاد بعضی از اندیشمندان جوهرهی هر روش تحقیقی در پاسخدهی به پرسشهای بنیادین اون تحقیق نهفتهه (پلتو، 1375: 13). پرسشهای مناسب میتواند توانایی محقق رو در انجام پژوهش افزایش بخشد. پرسشهای اساسی این پژوهش که برگرفته از چهارچوب نظری «حق به شهر»، نظریهی شهری کاستلز، ادبیات فمینیستی پیرامون فضا و جنسیت و مفهوم «نردبان مشارکت» آرنستاینه به شرح زیر معرفی میگردند:
­ آیا در زمینه مشارکت افراد در شهر تفاوت جنسیتی وجود داره؟
­ آیا در اختصاصدهی شهر به خود و استفاده از شهر تفاوت جنسیتی وجود داره؟
­ آیا در تحقق حق به شهر بین زنان و مردان تفاوت وجود داره؟
­ آیا تفاوت طبقاتی در تحقق حق به شهر وجود داره؟
­ مشارکت زنان در شهر در چه سطحیه؟
پرسشهای فرعی پژوهش که به تکمیل پاسخهای به دست آمده واسه پرسشهای اساسی پرداخته و نگرشی کیفیتر به مسائل اصلی پژوهش دارن اینا هستن::
­ تفاوتهای جنسیتی در حق به شهر از کجا ریشه میگیره؟
­ ماهیت و کیفیت تفاوتهای جنسیتی در حق به شهر چیه؟
­ تفاوتهای جنسیتی در حق به شهر از طریق چه سازوکارهایی ایجاد میشود؟
­ تفاوتهای جنسیتی در حق به شهر در فضاهای شهری چگونه بازنمود مییابد؟
­ جنسیت چه تاثیری بر ادراک و تعریف از فضای شهری و به تبع اون حق به شهر داره؟

شما میتونید تکه های دیگه ای از این مطلب رو با جستجو در همین سایت بخوانید

علاوه بر پرسشهای اصلی و فرعی یاد شده، پرسشهای دیگه ای هم وجود دارن که در خلال پژوهش تلاش بر اینه که بدانها پاسخ داده بشه. این پرسشها که نسبت به پرسشهای فوق در درجهی کمتری از اولویت قرار دارن رو میتوان در سه دسته طبقهبندی کرد:
دستهی اول:
پرسشهایی که در ارتباط با طراحی فضای شهری هستن، مانند:
وضعیت عمومی طراحی فضایی در زمینهی مورد مطالعه چگونهه؟ نقش دولت در طراحی فضایی چیه و چالشهای موجود در مقابل اون چیه؟ آیا شکلای فضایی و سازوکارهای تولید شده در طول تاریخ که اکنون به واقعیتهای فضایی بدل شدهاند، به مانعی در برابر تغییرات فضایی جدید بدل شدهاند؟ میزان فعالیت ساکنان/شهروندان19 در طراحی فضایی چیه و میزان معناداری این فعالیتها چقدره؟
دسته دوم:
دستهی دوم پرسشهایی هستن که با ارتباط امر سیاسی و طراحی فضا مرتبطاند، مانند:
آیا به شهروندان اجازه دخالت در طراحی فضا داده میشود؟ جنسیت کجا به عنوان عامل تعیینکننده وارد معادلات سیاسی میشود؟ طراحی فضایی اولویت کدام اقشار اجتماعی رو مد نظر قرار میده؟ آیا طبقه اساسا در طراحی فضایی تاثیرگذاره؟ آیا یه گفتمان هژمونیک بر طراحی فضایی حاکمه؟
دستهی سوم:
پرسشهاییه که در ارتباط با چهارچوب نظری و مفهومیه و نحوهی استفاده از اونا، مانند:
میزان تعمیمپذیری و جهانشمول بودن20 مفاهیم و چهارچوب نظری استفاده شده چقدره؟ محدودیتهای مفهومی استفاده از «حق به شهر» در ایران کدامها هستن؟ چگونه میتوان از مفهوم عدالت شهری21 در شهرهای ایرانی سخن گفت؟ مفهوم تعلق یافتن22 در فضا رو چگونه میتوان در فضاهای شهری مورد مطالعه به کار گرفت؟
1-4- نوع و حدود پژوهش
پژوهش حاضر از نظر هدف نوع بنیادی و توسعهایه و به ارائهی بعضی پیشنهادات کاربردی هم میپردازد. بدین معنا که ضمن تلاش واسه گسترش مرزهای دانش در حوزهی مزبور (جامعهشناسی شهری، فضا و جنسیت)، قصد داره که به تقویت چهارچوبهای نظری و مفهومی جدیدی در این عرصه هم دست بزند. در این پژوهش واحد مشاهده فرد و واحد تحلیل در سه سطح فرد، گروه اجتماعی و نهادهای اجتماعیه. ضمن این که با استفاده از تحلیلهای کمی و کیفی و با به کارگیری روشها و تکنیکهای مختلف موجود در این دو نگرش روششناختی، این پژوهش تلاش بر این داره که سطوح اجتماعی خرد و کلان و میانه رو مورد توجه قرار داده و تا حد ممکن به هم پیوند بده.

1-5- اهداف پژوهش
این نوشتار قصد داره با مطالعهی مولفههای مفهوم حق به شهر و عوامل تبیینکنندهی آنان، میزان تحقق حق زنان به شهر و تفاوتهای جنسیتی در حق به شهر رو در کلانشهر تهران به بحث بذاره. در این راستا، اهداف پژوهش به شرح زیر معرفی میشن:
– بررسی چهارچوب نظری هانری لوفور پیرامون مفهوم «حق به شهر»: اعتقاد نگارنده اینه که چهارچوب نظری یاد شده به عنوان یه ابزار نظری مناسب که میتواند در پژوهشهای جامعهشناسی شهری ایران مورد استفاده قرار گیرد.
– به آزمون گذاشتن نظریهی حق به شهر لوفور در جامعه شهری ایران و بررسی امکان تعمیمدهی این نظریه به زمینهی زندگی شهری ایران: بحث انتقال نظریهها و امکان وارد کردن نظریههای جامعهشناختی یکی از مباحث داغ در جامعهشناسی امروزه (رهبری، 2014). این پژوهش به نوعی امکان وارد کردن نظریه و قدرت «سفر کردن»23 نظریههای جامعهشناختی رو هم به آزمون میگذارد.
– قرار دادن مفهوم جنسیت در کنار مفهوم کلیدی طبقه در نظریهی حق به شهر در زمینهی اجتماعی – شهری تهران و بررسی رابطهی جنسیت، طبقه و حق به شهر: مفهوم حق به شهر در چهارچوب نظری استفاده شده در این پژوهش عموما بر مفهوم طبقه استواره. این در حالیه که ادبیات داخلی و خارجی نشاندهندهی معناداری مفهوم جنسیت در فضاهای شهریه. از این رو ارتباط میان این سه مفهوم مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
– بررسی کیفی وضعیت تفاوتهای جنسیتی در بهرهمندی از حق به شهر در کلانشهر تهران: در کنار آزمون نظریه و افزودن مفهوم جنسیت به تحلیلهای نظری، استفاده از روش کیفی ما رو قادر میسازد که به سطوح عمقیتر اجتماعی وارد شده و مفاهیم و مولفههای فضایی رو در سطح فرد و با راه و روشی میدانی-مشاهدهای بررسی کنیم.

1-6- ضرورت پژوهش
اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر پیرامون حقوق شهری و شهروندی در ایران و ارائهی تحلیل جنسیتی از اون از دو منظر قابل بحثه. از منظر اول، موضوع مورد مطالعه، موضوعیه به روز که واسه ایجاد یه جامعهی شهری توسعهیافته شایان توجهه. از منظر دوم، به لحاظ نظری، موضوع، چهارچوب نظری و نگرش انتخاب شده میتواند به توسعهی دانش در جامعهشناسی شهری بینجامد. در ادامه این دو بعد به شکل تفصیلی مورد بررسی قرار میگیرند.
«مناطق کلان‌شهری» از پدیده‌های نوظهور قرن بیستم‌اند که در آغاز هزاره سوم میلادی به الگوی غالب‌ شهرنشینی تبدیل شده‌اند. این مناطق کلان‌شهری با مشخصه‌هایی چون دگرگونی در نقش و عملکرد شهری، تحول در شکل و ساختار و تغییر معنا و مفهوم فضاهای شهری مواجه شده‌اند و تحت تأثیر نیروها و عوامل مختلف در طول‌ زمان و بنا به مقتضیات مکانی در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه، سازوکار و فرایند خاصی رو در شکل‌گیری و تکوین و دگرگونی‌شان طی کرده‌اند (زبردست و حاجیپور، 1388: 122-105). در حال حاضر بحران جمعیت و تمرکز فعالیتهای اقتصادی در شهرهایی با تنگناهای محیطی و مدیریتی، باعث ناموزونیهای شدیدی در سازمان فضایی شهر شده و رابطه میان عناصر تشکیلدهندهی فضا و فعالیتهای اجتماعی رو بر هم زدهه. ساماندهی فضا و هدایت اون به سوی یه منطق فضایی منطبق با الزامات فضایی شهر، میتونه به عنوان یه راهکار پایهای اثرات تعیینکنندهای بر کاهش احساسات منفی ناشی از فضا در شهروندان و تعدیل آسیب‌های اجتماعی در شهرها بر جای گذارد (علیاکبری، 1383: 49).
ادبیات جغرافیایی و جامعهشناسی شهری در ایران توجه خیلی به انواع آسیبهای شهری مبذول داشتهه. پژوهشهای خیلی در زمینهی ارتباط شهرنشینی با همبستگی اجتماعی، سرمایهی اجتماعی و انواع آسیبهای اجتماعی انجام شدهه (واسه نمونه، ن.ک به موسوی، 1381؛ علیاکبری، 1383). در کنار این مطالعات که عموما از نسل اول جامعهشناسان شهری آمریکای شمالی تاثیر میپذیرند (ن.ک به شارعپور، 1389)، توجه کمتری به برداشت ساکنان شهر از فضاهای شهری و میزان رضایت آنان از مولفههای شهری شدهه. در زمینهی ارتباط شهر و جنسیت هم مطالعاتی انجام شدهه که معنادار بودن مفهوم جنسیت در فضاهای شهری رو نشون میده (واسه نمونه ن.ک به رهبری، 1391؛ رهبری و شارعپور، 1393). با این وجود مسالهی معناداری جنسیت و وجود نابرابریهای جنسیتی در شهر هنوز در میان اندیشمندان حوزهی علوم اجتماعی در ایران پذیرفته نیست (واسه نمونه ن.ک به مهرخانه، 1393: کدخبر: 10370). پس اساسا مسالهی وجود تفاوتهای جنسیتی در بهرهمندی از فضاهای شهری در ایران، هنوز مسالهای مورد مناقشهه.

دسته‌ها: پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید