7- آیا زنان در آثار فوق یاور مردان بوده اند ؟
8- زنان پاکدامن و بدکاره در کدام داستان ها بیشتر است ؟
9- سرایندگان منظومه های داستانی فوق زن ستیز بوده اند یا خیر؟
10- عشق و دلدادگی در میان زنان آثار فوق چگونه بوده است؟
فرضیات تحقیق
«در تدوین یک اثر پژوهشی نگارش فرضیات به عنوان چراغ تحقیق است فرضیه ها ، حدس های زیرکانه ای هستند که به هر کدام از سوالات اصلی به صورت جملات مثبت جواب داده می شوند.» (گرجی ، 1390 : 58)
در این قسمت فرضیات این پژوهش مطرح می گردد.
1- به نظر می رسد زن در شاهنامه و خمسه ی نظامی از جایگاه والایی برخوردار بوده است.
2- زنان شاهنامه بیشتر خردمند ، باشرم ، با هوش ، مدبر، مهربان و وفادار هستند.
3- به نظر می رسد زنان آثار نظامی بیشتر مستقل ، با تدبیر ، کاردان و حکمران بوده اند.
4- شاید زنان در مواقع حساس یار و یاور مردان بوده اند.
5- احتمالا نقش زنان در انتقال قدرت بسیار تأثیر گذار بوده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

6- حیا ، شرم ، شجاعت و وفاداری جزء خصوصیات مشترک داستان های عاشقانه فوق است.
7- احتمالا مردان در هنگام خشم و عصبانیت علیه زنان سخنانی برزبان می راندند که سرایندگان این عمل را نکوهش می کردند و از خوبی زنان سخن می گفتند.
8- به نظر می رسد زنان در بعضی صحنه ها و در هنگام مصائب و مشکلات همپای مردان بوده اند.
9- شاید زنان پتیاره و بدکنش در مقایسه با زنان باکمال بسیار اندکند.
10- به نظر می رسد زنان نسبت به مردان در ابراز عشق پیشقدم بوده اند.

فصل دوم
پیشینه تحقیق
مبانی نظری تحقیق
در این فصل سوابق نظری و سوابق عملی مرتبط با جایگاه زن در شاهنامه و آثار نظامی مورد بررسی و نقد قرار می گیرد تا علاقه مندان بتوانند با درک وسیع تر و عمیق تر از موضوع آگاه شوند و آگاهی ازتحقیقات دیگران به ما نشان می دهد که تحقیق در این خصوص تا کی پیش رفته و محققان قبلی با چه موانعی مواجه شده اند و همینطور چه کارهایی هنوز انجام نشده است.
با بررسی پیشینه این موضوع مرز علم و دانش در خصوص جایگاه زن مشخص می گردد تا کجا پیش رفته و پژوهشگر متوجه محاسن و معایب مطالعات انجام گرفته می شود و به نقد آنها می پردازد و تلاش می کند تا مطالب را تکمیل نماید و به ایده ها و دانش های جدیدی دست یابد.
با بررسی ادبیات تحقیق ، حاصل تحقیقات گذشتگان مورد استفاده قرار می گیرد و زوایای مبهم و سوال های پاسخ داده نشده در مورد موضوع روشن می شود.
ادبیات پژوهش به گستره و زمینه موضوع و طرح دیدگاه های کلی در مورد بنیادهای موضوع می پردازد در بخش پیشینه های پژوهش ، باید نتایج تحقیقاتی را که مستقیم و یا غیرمستقیم با موضوع پژوهش ارتباط دارند ، ارائه شوند. در این مورد نحوه استفاده کردن و بیان چگونگی استفاده از آثار دیگران از اهمیت زیادی برخوردار است . مهمترین و تکنیکی ترین موضوع در پیشینه پژوهش را استناد کردن می داند . بدین معنی که اندیشه هایی که به دیگران تعلق دارند مشخص و باز در منبع نشان داده شوند. در این فصل پژوهشگر زمینه را برای پروراندن مطالعه حاضر فراهم می کند و خواننده را با یافته هایی که تا زمان انجام تحقیق به دست آمده است آشنا می سازد . بنابراین این فصل نشانگر پیشرفت اطلاعات و دانش پژوهشگر در یک رشته خاص است ، در واقع با تنظیم این فصل از دوباره کاری تا حد زیادی جلوگیری می شود و همچنین به اطلاعات محقق در زمینه مطالعه و تحقیقاتش افزوده شده و با انواع روش ها و نقاط ضعف و نقض اطلاعات قبلی آشنا می شود.
محقق می تواند با در نظر گرفتن تحقیقات انجام شده قبلی ، آسان ترین ، اقتصادی ترین و مستدل ترین روش تحقیق را برای حل مسئله مورد مطالعه اش انتخاب کند.
در این فصل ، نظریه ها و قوانین و اصولی که در زمینه پژوهش علمی و عملی وجود دارد ، همگی مورد بررسی دقیق قرار می گیرد . اطلاعاتی که در بررسی پیشینه پژوهش و مرور متون بدست می آید شما را در امر تعبیر و تفسیر نتایج پژوهش یاری رسانده و فواید بسیاری را نصیبتان می کند.
1- می تواند تحقیقات مشابه با پژوهش شما را ارائه کرده و به شما نشان دهد که دیگر محققان چگونه با موضوعات اصلی و نتایج آن سروکار داشتند.
2- می تواند شیوه های پرداختن به حالات گوناگون مساله ای را بازگو کند که ممکن است شبیه مشکلات پیش روی شما باشند.
3- می تواند منابع اطلاعاتی را به شما نشان دهد که از وجودشان مطلع نبوده اند.
برخلاف اینکه زنان در شاهنامه از اهمیت والایی برخوردارند برخی مثل تئودورفولد که معتقد است : « زنها در شاهنامه مقام مهمی را حائز نیستند و وجود آنها در منظومه بیشتر یا از راه هوس یا از راه عشق است» (ستاری ، 1388 : 12)
زنان در حماسه ی ملی ( به جزء یکی دو مورد) به رغم سیطره ی نقش پدرسالاری بر اکثر داستانهای حماسی و تأثیر سنن پدرسالاری در ذهنیات مرد ، خاصه در نقش مادر ، مقامی ارجمند و والا و سیمایی دلپسند و زیبا دارند و ازدواج ها غالبا از نوع برون همسری یا بیگانه همسری است ( ازدواج مردان طایفه با زنان طایفه ی دیگر از همان قبیله یا قبیله ی دیگر) که مشخصه نظام مادر سالاری ( در شرف افول و جای سپاری به نظام پدر سالاری ) است . حتی زنان در عین پاکدامنی پروا ندارند که در اظهار عشق و گشودن باب مهرورزی ، پیشگام شوند و یا دست کم همپای مرد باشند و بزم بیارایند و برای دستیابی به مرد دلخواه بکوشند، گرچه غالبا عشق پهلوانان پاک است و تعلق خاطر شاهان هوسناک با اینهمه از یاد نباید برد که در جامعه ی پدرسالاری حماسه که عرصه ی نبرد و دلاوری و مردانگی است و فرمانبرداری زن از شوهر بی چون و چراست و مردان چنان پرونده شده اند که زنان را خوار بشمردند « زنان به تبع مردان اعتباری دارند ، و برترین زنان مردانه ترین آنانست و مردانگی فضیلتی است که زنان بزرگوار ، از آن بهره ای دارند و یا از زن و مرد ، آنان که از مردانگی بهره مندند بزرگند» از اینرو گفته اند که فردوسی در زنان ، مردانگی را دوست دارد. (همان :12و 13 )
از موارد دیگر ازدواج زنان با پهلوانان و نام آوران است که حدود چهار مورد نمونه ای از دوران زن سالاری است ، شاهنامه یکی از سند های معتبر زبان فارسی یا به عبارت دقیق تر تنها سند و اثری است که با شرح و تفصیل ازدواج های گوناگونی را از دوره های اسطوره ای و تاریخ ایران پیش از اسلام ، یعنی از پیشدادیان تا انقراض ساسانیان به دست می دهد.
از سی و هشت مورد ازدواج هایی که فردوسی به شرح آنها می پردازد در چهارده مورد آن آشنایی و خواستگاری و رسم و آئین زناشوئی ، می تواند نمودار بازمانده هایی از دوران زن سالاری باشد و با شرح ریزه کاری هایی که در داستان های شاهنامه آمده ، ملاحظه می شود که در این چهارده ازدواج در هیچ کدام مردان برای همسرگزینی پیش قدم نبودند بلکه زناشویی ها یا با پیشنهاد زن و یا با پیشنهاد پدر و نزدیکان زن صورت گرفته و یا اینکه اگر برحسب اتفاق پادشاه در سر راه خود دختری را دیده ، این دختر بوده است که قدم نخست را برداشته و با آغاز کردن سخن توجه او را به خود جلب کرده است. (روح الامینی ، 1379 : 167 و 168 )
نظامی در داستانهای بزمی خود که جزء ادبیات غنایی محسوب می شود به شخصیت زن نظر داشته و دیدگاه او به زن مثبت است.
شیرین شخصیت محبوب نظامی در داستان خسروشیرین است شیرین نظامی یک موجود خارق العاده و غیرواقعی نیست بلکه دختری است سرشار از احساس شور که دل به خسرو می بندد و در عشق خود نسبت به خسرو پابرجا می ماند و زنی است که گویی در زیبایی همتایی ندارد او الگوی یک عاشق راستین است که حاضر نیست عنان اختیار خویش را به نفس خود دهد و دارای صفاتی چون دوراندیشی ، واقع گرایی ، وقار و متانت است. شیرین یک زن است با همه احساسات زنانگی خود ، عکس العمل او در برابر سخنان شاپور که از طرف خسرو مأمور شده تا از شیرین بخواهد به طور پوشیده و دور از چشم مریم همسر خسرو به قصر او رود هم نشان غیرت اوست و هم بیانگر فهم و درک درست وی . رفتار تند و عتاب آلود شیرین با شاپور یادآور جایگاهی است که وی برای شخصیت خود قائل است و نمی خواهد در پای عشق خسرو جایگاه انسانی خود را دچار آسیب کند.
گفت و گوی خسرو و شیرین وقتی که خسرو برای دیدن محبوب به سوی قصر او می رود و شیرین در را به روی او می بندد و این نکته را می رساند که خسرو هنوز باید پیچ و خم راه عشق را طی کند و آبدیده شود ، شیرین در این جا اگرچه همه از روی ناز است در جایگاه تعلیم است و خسرو باید در برابر رفتار نسنجیده با معشوق تنبیه شود.
شیرین از نظر نظامی چون رستم در نگاه فردوسی است . از اینروست که می بینیم همه تلاش شاعر در جهتی است که این شخصیت اول داستان او از جایگاه بلند خود فرو نیفتد. (میرهاشمی ، 1388 : 235 و 236)
نظامی در داستان لیلی و مجنون سرگذشت لیلی و مجنون را به زیبایی بیان می کند و از لیلی به عنوان یک شخصیت نام می برد که در خانه ی ابن سلام از دوری وفراق مجنون لحظه ای آرام ندارد و بعد از دیدن مجنون از او می خواهد که برایش غزلی بخواند و مجنون غزلی می خواند که بیان اندوه بی پایان اوست و دوباره دو یار از یکدیگر جدا می شوند. از بررسی این داستان می توان گفت :
« لیلی هم در عشق خود چیزی از مجنون کم ندارد ، اما چون او یک دختر است بنابراین با توجه به فرهنگ و آداب و سنن عرب ، آن مجال را نمی یابد که چون مجنون آشکارا از عشق دم زند به ناچار پیوسته در خلوت خود به درد می نالد. همین اندوه جان فرساست که سرانجام او را از پای در می آورد . رفتار لیلی در خانه ابن سلام وقتی همسر را از خود می راند و مانع کام جویی وی می شود نشانه ی وفاداری او به مجنون است لیلی در خانه ابن سلام همچون زندانی در حصار است همواره چشمان اشکبار دارد و هرگاه فرصتی دست دهد پیامی به دوست می رساند و پیام او را می شنود. بنابراین در نگاه نظامی لیلی هم جزء عاشقان راستین است که همه چیز خود را فدای عشق و محبت محبوب می کند. فضای داستان و حضور دو چهره واقعی از عشق سبب شده که نظامی تا اندازه قابل توجهی رنگ عرفانی به این داستان بدهد و عشقی زمینی را آسمانی سازد» ( همان : 296 )
فصل سوم
روش تحقیق
روش تحقیق
روش تحقیق در این پایان نامه به صورت توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است در تحقیقات توصیفی محقق آنچه واقعیت دارد و در میدان پژوهش وجود دارد می آورد.
در این پژوهش هدف توصیف زن و جایگاه و ویژگی های آن در شاهنامه و آثار نظامی است که مورد بررسی قرار می گیرد . در این روش هدف توصیف عینی ، واقعی و منظم حوادث و رویدادها می باشد و تلاش می شود تا آنچه هست بدور از استنتاجات ذهنی گزارش می شود.
در این تحقیق در موقعیت ، وضعیت و نقش متغییرها دخالتی صورت نمی گیرد و صرفا آنچه را وجود دارد مطالعه و به توصیف و تشریح آنها پرداخته می شود . از آنجا که اینگونه تحقیقات ارزش علمی بالایی دارد می تواند به کشف حقایق و ایجاد شناخت کلی در ادبیات داستانی منجر شود ، هرچند بعضی از تحقیقات توصیفی که ماهیت انفرادی دارند به ایجاد شناخت منتهی نمی شود.
چهارچوب نظری مهمترین ویژگی تعیین کننده روش تحقیق است و از مراحل اساسی روش تحقیق محسوب می شود که در این تحقیق بر مبنای اطلاعات به دست آمده از شاهنامه ، لیلی و مجنون ، خسرو و شیرین ، هفت پیکر و ….. جایگاه زن مشخص می شود ، درک جزئیات و استدلال منطق بین پدیده ها از شاخص های اصلی مطالعه محسوب می شود.
ابزار گرد آوری اطلاعات
در این تحقیق جمع آوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد صورت پذیرفته بدین صورت که شاهنامه و آثار نظامی مورد مطالعه قرار گرفته و از طریق فیش برداری از داده ها از جمله زنان شاهنامه ، جایگاه آنها ، ویژگی های آنها و خصوصیات زنان در خسرو و شیرین ، لیلی مجنون ، هفت پیکر و ….. داده ها جمع آوری شده است .
تمام آثار معتبری که در این خصوص وجود دارد به مطالب آنها توجه شده است.
شیوه تجزیه و تحلیل مطالب
در این پایان نامه فرآیند تجزیه و تحلیل یافته ها به صورت ذیل انجام پذیرفته است :
اولین مرحله مطالب از طریق اسناد و مدارک موجود در کتابخانه جمع آوری شده و مجلات و مقالات پژوهشی جزو ابزار کار بوده است.
مرحله دوم طبقه بندی داده هاست که با نظم منطقی و به ترتیب ابتدا زنان شاهنامه سپس زن در مخزن الاسرار ، خسرو و شیرین ، لیلی و مجنون ، هفت پیکر و اسکندرنامه مورد مطالعه قرار گرفته است .
مرحله سوم بعد از مرتب کردن ، دسته بندی و طبقه بندی اطلاعات شاخص ها تبیین شده و بهترین شکل به عنوان الگوی مناسب انتخاب گردیده است.
مرحله چهارم یافته ها به صورت تک تک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته وجوح اشتراک و افتراق مشخص شده و مضامین و موضوعات مناسب داده ها بیان شده است و موضوعات ضمن حفظ چارچوب نظری پایان نامه ، تحلیل گردیده است . « تحلیل به معنی طبقه بندی ، تنظیم ، پردازش ، دستکاری و خلاصه کردن داده ها برای یافتن پاسخ برای پرسش های پژوهش است ، هدف از تحلیل تقلیل داده ها به شکل قابل فهم و قابل تفسیر است به نحوی که بتوان روابط متغیرهای گوناگون مرتبط با مسئله پژوهش را مورد مطالعه قرار داد » ( علی احمدی ، 1387 : 246 )

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مرحله پنجم تفسیر داده هاست « در تفسیر کردن با توجه به نتایج تحلیل ، استنباطهایی پیرامون روابط مطالعه شده در پژوهش انجام می گیرد و درباره ی این روابط نتیجه گیریهایی به عمل می آمد. پژوهشگری که نتایج پژوهش را تفسیر می کند در جستجوی معانی و کاربرد آنها است که به دو طریق انجام می شود ، یکی روابط درون داده های پژوهش تفسیر می شوند و دوم پژوهشگر نتایج و استنباط های حاصل از داده ها را با نظریه و نتایج سایر پژوهش ها مقایسه می کند » (همان :247)
در این پایان نامه نیز خصوصیات ، ویژگی ها و جایگاه زن با توجه به شاخص ها مورد تفسیر واقع شده و استنباط هایی که در خصوص جایگاه زن به دست آمده با دیدگاهی نو عرضه شده است و سعی شده است که به پرسش های آغازین جواب داده شود و تکلیف فرضیه های پژوهش که گزاره های احتمالی و غیریقینی هستند معین شده است.
فصل چهارم
یافته های تحقیق و تجزیه و تحلیل آن ها
بخش اول
در این بخش ابتدا زندگی نامه فردوسی ذکر می شود سپس زن در شاهنامه بررسی می گردد.
فردوسی
جزئیات زندگی فردوسی چندان مشخص نیست حوادث مختلف زندگی او دستخوش افسانه ها شده است تا جایی که نمی توان اطلاعات کامل و دقیقی از زندگی حکیم فرزانه وشاعر آزاده داد . بیشتر اگاهیها از زندگی شاعر و رنج و سختی ای که بر او گذشته است برگرفته از شعرا و گفته های او می باشد .حکیم ابوالقاسم فردوسی نزدیک به هزار و صد سال در سال 329 هجری در روستای باز یا پاز از نواحی طوس دیده به جهان گشود ، خانواده او از دهقانان بودند ، علاوه برداشتن آب و زمین و داشت وضع مناسب ، به میهن پرستی و داشتن شوق ملی و پاسداری از فرهنگ نیاکان خویش زبانزد بودند. فردوسی با بزرگ شدن در چنین خانواده ای ضمن آموزش اصول دین و فراگرفتن دانش و علم نسبت به تاریخ کهن سرزمین خویش و حکایتها و سرگذشتهای نیاکانش علاقه ای شدید داشت . از اینرو به تاریخ داستانی گذشته که پیش از او به نثر گردآوری شده بود پرداخت و در حقیقت گذشته ی ایران را زنده کرد ، فردوسی از شاعران توانای قرن چهارم هجری است که به راستی باید او را احیاگر زبان فارسی و نگاهبان فرهنگ کهن ایران زمین دانست . او سی سال از عمر گرانمایه خود را صرف سرودن شاهنامه کرد که گذشت زمان نتوانسته گزندی به آن وارد کند اگر چه منظومه ای حماسی است اما در آن چندین داستان بزمی و غنایی دیده می شود وجود اینگونه داستانها نمایشگر احساسات و عواطف لطیف قهرمانان داستان است ، گواه این معناست که زندگی رویه های گوناگونی دارد پس نباید ارزش های فردی و اجتماعی را محدود به برخی امور دانست همان قدر که دفاع از آرمان های جامعه ارزشمند است و نشانه کمال و درک درست از زندگی محسوب می شود عشق ورزیدن و نمایش جلوه های گوناگون احساسات فردی هم یادآور واقعیت های زندگی است و نشان می دهد که قهرمانان حماسه ها هم غیرواقعی نیستند .
فردوسی در ابتدای سرودن شاهنامه حدود سال 370 هجری قمری از زندگی نسبتا مرفه برخوردار بوده ، وقتی سی سال بعد در سال 400 هجری قمری نظم شاهنامه به پایان رسید شاعر به جهت گریز از تنگدستی و جاودانگی و حفظ دسترنج سی ساله خود کتابش را به نام محمود غزنوی نمود. اما محمود که از جهات دینی به فردوسی شیعه مذهب بود و صراحتا در اشعار خود دوستدار اهل بیت بوده است موافقت نکرد و قدر حکیم را ندانست و به اذیت و آزار او فرمان داد تا اینکه فردوسی به مرات گریخت و نزد حاکم طبرستان رفت.
اما محمود غزنوی پس از مدتی پشیمان گشت و دستور داد صله و پاداش در شأن فردوسی به توس فرستادند اما دیگر دیر شده بود و فردوسی در میان نبود و دخترش نیز هدیه ها را نپذیرفت و پیکر پاکش را در باغ شخصی به خاک سپردند، نام و یادش جاودانه باقی مانده و خواهد ماند.
زن در شاهنامه
امروزه بیشتر فارسی زبانان فردوسی را شاعر رزم و حماسه می شناسند و آنچه از مضامین شعری درباره فردوسی در ذهن و اندیشه آنان جای دارد اغلب داستانهای پهلوانی و توصیف دلاوریهای پهلوانان است و شاید به خاطر همین جلوه گاه پهلوانی شاهنامه کتابی مردانه معرفی شده است و شخصیت های ماندگار آن مردان هستند ، زندگی و مرگشان نماد آزادی و سربلندی و افتخار است ولی با این اوصاف نباید نقش زنان بزرگ و برجسته را نادیده گرفت زنانی که با خردمندی و هوش و درایت خویش نقش اساسی در زندگی و سرنوشت خود داشتند و در تحولات سیاسی ، اجتماعی عصر خود تاثیر گذار بودند.
در شاهنامه هم داستانهایی ارزشمند و در خور توجه با مضامین بزمی و غنایی هست که سرآمد آنها داستان زال و رودابه است . در این داستان ، احساسات لطیف و عواطف رقیق انسانی با عفت و پاکدامنی آمیخته است . جوانمردی همراه با احساسی از عشق و پاکدامنی ویژگی اصلی داستان است بطور کلی باید گفت داستانهای بزمی فردوسی صرفا عاشقانه نیست بلکه تلفیقی است از عشق و حماسه ، عشقی که خود از روح حماسی برخوردار است ، مردانه و پهلوانی است.
در شاهنامه تناوری و دلاوری پهلوانان با زیبایی و لطافت زنان به هم می آمیزد . زنان در داستانهای عاشقانه شاهنامه ، از جرأت و جسارتی عاشقانه همراه با پاکدامنی برخوردارند . آنچه باعث شیفتگی و علاقه آنان به معشوق می شود صفات دلاوری ، مردانگی ، رزم آوری و شهامت پیشگی است و زیبایی ظاهری در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
چنانچه زنان شاهنامه برای ازدواج هیچ گاه از مسیر عفت و نجابت منحرف نمی شدند و طرف مقابل آنان نیز مردانی هستند با صفات پهلوانی همراه با فرهنگ وارسته و برخوردار از عزت نفس و سلامت فکر.
زنان شاهنامه شخصیتهای پاکدامنند ، در عین زیبایی و رعنایی ، وقار و متانت در رفتار و کردارشان حاکم است و فرزانگی و بزرگ منشی را با شرم زیبای زنانه در آمیخته اند . این زنان در پایداری عشق خود به معشوق همه خطرها و بیم ها را به جان می خرند و با فداکاری و از خود گذشتگی ، جلوه هایی حماسی از شخصیت خویش بروز می دهند. که یکی از بهترین این زنان رودابه است ، در داستان رودابه و زال ، رودابه در مقابل خواهشها و دل نگرانیهای مادرش قرار می گیرد و در برابر خشمگینی و عضبناکی پدر هیچگاه تسلیم نمی شود . فردوسی در توصیف این روحیه حماسی و دلیری زنان ، بسیار هنرمندانه قلم زده است تصویری که از رودابه به دست می دهد ، از رنگی حماسی و جلوه هایی خاص برخوردار است که در عین زیبایی ، در رساندن حماسه به نقطه کمال ، نقشی بسزا دارد در شاهنامه نقش و کارکرد سیاسی اجتماعی زنان را نمی توان نادیده گرفت زنانی که به راستی زمینه ساز قیام همسرشان بوده اند و زنان با عدالت سالهای زیادی پادشاهی کردند مثل همای و زنان دیگری که هریک در دلاوریها ، وفاداری ، سیاست و درایت بی نظیر بوده اند.
زنان شاهنامه
1- آذر گشسب
دختر رستم دستان همسر گیو فرزند گودرز است فردوسی فقط در یکی دو مورد نام او را ذکر می نماید یکبار آنجا که داستان رفتن گیو برای آوردن کیخسرو از توران را تعریف می کند و دیگر آن جا که گیو خود را می ستاید.
مهین مهان همه گیو بود که دخت گزین رستم نیو بود
خبر شد همان گه که بانو گشسب که مرگیو را رفتن آراست اسب
مهین دخت بانو گشسب سوار به من داد گردن کش نامدار
به من داد رستم گزین دخترش که بودی گرامی تر از افسرش
سپردم به رستم همی خواهرم مه بانوان شهر بانو ارم
این همسری از روی لیاقت و شرافت انجام گرفت زیرا دلاوری پس از رستم غیر از گیو وجود نداشت رستم پس از آزمودن سایر پهلوانان دختر خود را به گیو داد.
2- آرزو
این بانو ، دختر ماهیار گوهر فروش و همسر بهرام گور است ، بهرام هنگام شکار به دشت و مرغزاری رسید ، گورخر فراوان داشت ، بهرام گور یک گور نر و ماده را با تیر به هم دوخت و از آن دشت حرکت کرد و به صحرایی رسید ، دو شیر ماده و نر بودند ، بهرام آن دو شیر را از پای در آورد در مرغزار گوسفندانی در حال چرا بودند شاه از چوپان پرسید این گوسفندان از آن کیست ، گفت متعلق به گوهر فروش است ، مال و منال بسیار دارد و یک دختر ماه رخ که از دست او فقط جام گیرد . بهرام با سرباز و اسبش به در خانه گوهر فروش رفت و درب خانه را زد. گوهر فروش می پرسد چه کسی است ، بهرام گفت در شکارگاه اسب من پایش زخم برداشته و اکنون من مانده ام ترسم اینکه اسب و لگام را بدزدند گوهر فروش درب را باز کرد و تعارف نمود بهرام داخل شد خانه ای دید آراسته و پیراسته بهرام داخل خانه شد و از دور دختر گوهر فروش را دید او چون چشمش به بهرام افتاد تعظیم نمود و فرش انداخت و آنگاه خوان آورد از خوردنی های گرم و دستور داد به اسب شاه چیزی بدهند . بهرام از پذیرایی گوهرفروش رضایت داشت و گوهر فروش از او نامش را پرسید بهرام نام خود را گشسب خواند و گفت من به آواز چنگ به این خانه آمدم و قصد ماندن نداشتم گوهر فروش نیز گفت دخترمن هم ساقی خوبی است و هم داستان می گوید و هم آواز می خواند و نام او آرزو است . آرزو چنگ برداشت و پیش بهرام آمد وقتی شاه را دید گفت
کسی کو ندیده است بهرام را ستوده سوار دلارام را
نگه کرد باید بر وی توبن جز او را نمانی زلشکر به کس
آرزو چنگ برداشت و بر ستایش بهرام آواز خواند بهرام از گوهر فروش خواست که دخترش را به او دهد ماهیار رو به آرزو کرد و از او پرسید ، آرزو گفت جز او کسی دیگر را لایق همسری خود نمی بینم و این آرزوی من است . ماهیار گفت باید بزرگان ایران باشند تا دختر به تو دهم بهرام گفت بهانه مجوی و ماهیار به دخترش گفت تو بدین طریق راضی می شوی ، آرزو گفت دل بد مکن و خود را به خدا بسپار و بهرام و آرزو بهم رسیدند.
سرباز بهرام تازیانه شاه را به درب خانه ماهیار آویخت تا لشکر آن بداند که شاه کجاست سپاهیان صبح وارد خانه شدند دربان خود را به ماهیار رساند و گفت مهمان دیشب تو شاه ایران بوده ماهیار به اطراف رفت و سپاه را دید و بسیار وحشت کرد که دیشب با شاه شام خورده است فورا پیش دخترش رفت و گفت برخیز که مهمان دیشب ما شاه بوده که قصد همسری تو را داشته است چون بامداد شد شاه از خواب بیدار شد و سر و روی خود را شست و خدا را سپاس گفت و سراغ آرزو را گرفت ، آرزو با جام می و گوشواره گرانبها و با تاجی زیبا تعظیم کنان خدمت شاه رسید بهرام وقتی او را دید خندید و گفت :

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید