4-3-2- تعاریف حمایت اجتماعی32
5-3-2- انواع حمایت اجتماعی35
6-3-2- ابعاد حمایت اجتماعی38
7-3-2- پویایی های حمایت اجتماعی38
8-3-2- کارکردهای حمایت اجتماعی39
9-3-2- عوامل موثر در بهره مندی از حمایت اجتماعی40
10-3-2- منابع حمایت اجتماعی41
11-3-2- حمایت اجتماعی وسلامت جسمانی47
12-3-2- حمایت اجتماعی وسلامت روانی48
4-2- مبانی نظری49
1-1-4-2- نظریه های مربوط به سلامت عمومی49
نظریه سیستم ها49
رویکرد بوم شناختی50
مفهوم تعادل حیاتی52
2-1-4-2- رویکردهای مختلف روانشناسی وسلامت عمومی53
2-4-2- نظریه های حمایت اجتماعی54
1-2-4-2- تئوری های شکل گیری روابط54
مدل فقدان60
فرضیه انباشت هویتی61
هویت های نقش61
مدل سپر وتاثیرکلی حمایت اجتماعی62
مدل تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی63
مدل تاثیر غیرمستقسم یا فرضیه ضربه گیر64
مدل سلسله مراتب جبرانی65
مدل تخصیص وظیفه65
مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی66
مدل تخصیص کارکردی68
مدل کمبود68
تئوری بانک حمایتی69
تئوری کناره گیری ازرابطه69
حلقه های درونی وبیرونی حمایت اجتماعی70
تئوری انسجام اجتماعی70
تئوری شبکه71
مدل حمایت اجتماعی ادراک شده72
نظریه شبکه اجتماعی74
نظریه ویس78
نظریه مبادله اجتماعی79
5-2- مروری بر پژوهش های انجام شده80
1-5-2- پژوهش های انجام گرفته درایران80
2-5-2- پژوهش های خارجی87
6-2- چهارچوب نظری پژوهش 90
7-2- الگوی نظری پژوهش92
8-2- سوالهای پژوهش93
9-2- فرضیه های پژوهش94
فصل سوم: روش پژوهش
1-3- مقدمه96
2-3- روش پژوهش96
3-3- جمعیت آماری97
4-3- حجم نمونه97
4-3- روش نمونه گیری98
6-3- واحدپژوهش99
7-3- ابزار پژوهش واعتبار وروایی99
1-7-3- اعتبار وپایایی99
8-3- تکنیک گردآوری اطلاعات پژوهش101
9-3- روش تجزیه وتحلیل داده ها102
10-3- تعریف مفاهیم102
تعریف نظری وعملیاتی متغیرهای مستقل102
تعریف نظری وعملیاتی متغیرهای زمینه ای105
تعریف نظری وعملیاتی متغیروابسته106
فصل چهارم: تجزیه وتحلیل داده ها
1-4- مقدمه111
2-4- یافته ها توصیفی112
3-4- یافته های تحلیلی131
4-4- محدودیت های پژوهش141
فصل پنجم: نتیجه گیری وپیشنهاد
1-5-مقدمه143
2-5- نتیجه گیری143
نتایج بخش توصیفی143
نتایج بخش تبیینی146
3-5- پیشنهادات150
4-5- موضوعات پیشنهادی برای پژوهش های آتی152
5-5- نقش مددکار اجتماعی در ارتقای سلامت عمومی دانشجویان153
منابع155
پرسشنامه 159
فهرست جداول
جدول شماره -1-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب دانشکده محل تحصیل112
جدول شماره -2-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه بر حسب میزان سن114
جدول شماره -3-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه بر حسب جنس115
جدول شماره-4-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب وضعیت تاهل116
جدول شماره -5-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب وضعیت سکونت117
جدول شماره -6-4:توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت اعضای خانواده118
جدول شماره-7-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت دوستان119
جدول شماره -8-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت اقوام120
جدول شماره-9-4: توزیع پاسخگویان بر حسب معرف های حمایت اجتماعی121
جدول شماره-10-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان علایم جسمانی122
جدول شماره-11-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان اضطراب و اختلال خواب123
جدول شماره-12-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان اختلال کارکرد اجتماعی………………………………………….124
جدول شماره-13-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان افسردگی……………………………………………………………….125
جدول شماره-14-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از سلامت عمومی………………………….126
جدول شماره-15-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت عاطفی…………………………..127
جدول شماره-16-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت ابزاری128
جدول شماره-17-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت اطلاعاتی….129

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

جدول شماره-18-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی ………………………130
جدول شماره -19-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت عاطفی و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی….131
جدول شماره-20-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت ابزاری و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی……132
جدول شماره -21-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت اطلاعاتی و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی133
جدول شماره -22-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی134
جدول شماره -23-4: رابطه بین وضعیت تاهل افراد و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی136
جدول شماره -24-4: رابطه بین جنس افراد و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی137
جدول شماره -25-4: رابطه بین وضعیت سکونت افراد و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی138
جدول شماره -26-4: رابطه بین دانشکده محل تحصیل افراد و میزان برخورداری آنها از سلامت عمومی140
فهرست اشکال ونمودارها
شکل 1-2 – سطوح مختلف نظام های حمایت اجتماعی46
شکل 2-2 -طیف شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واسنوک57
شکل 3-2- مراحل رشدآلتمن وتیلور57
شکل4-2- مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی کاترونا67
شکل 5-2- مدل انسجام اجتماعی دورکیم71
شکل 6-2 تیپولوژی مبادلاتی پیوندهی قوی وضعیف اسپینوزا 1999……………………………………………………………………… 78
نمودار شماره -1-4: نمایش پاسخگویان برحسب دانشکده محل تحصیل113
نمودار شماره-2-4: نمایش پاسخگویان برحسب سن114
نمودار شماره -3-4: نمایش پاسخگویان برحسب جنس115
نمودار شماره-4-4: نمایش پاسخگویان برحسب وضعیت تاهل116
نمودار شماره -5-4: نمایش پاسخگویان برحسب وضیت سکونت117
نمودار شماره-6-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت اعضای خانواده118
نمودار شماره-7-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت دوستان119
نمودار شماره-8-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت اقوام120
نمودار شماره -9-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان نشانه های جسمانی122
نمودار شماره -10-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان اضطراب و اختلال خواب123
نمودار شماره -11-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان اختلال کارکرد اجتماعی124
نمودار شماره -12-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان نشانه های افسردگی125
نمودار شماره -13-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری افراد از سلامت عمومی126
نمودار شماره -14-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت عاطفی127
نمودار شماره -15-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت ابزاری128
نمودار شماره -16-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت اطلاعاتی129
نمودار شماره -17-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت اجتماعی130
1-1-مقدمه
سلامت یکی از ارکان توسعه پایدار وبخش لاینفک شکوفایی و ارتقای کیفیت زندگی است. به عبارت دیگر حفظ و ارتقای سلامت پیش نیاز حرکت در راستای برنامه ریزی های اقتصادی واجتماعی است.سلامت یکی از حقوق اساسی بشر است که مفهومی پویا دارد . هرجامعه، زمانی از پویایی ونشاط برخوردار خواهد بود که شهروندان از سلامت جسمی، روانی واجتماعی مطلوب برخوردار باشند در این صورت است که جامعه می تواند پله های ترقی و تکامل را طی نموده و به سطح قابل قبولی از توسعه دست یابد. درواقع باید گفت سلامت جامعه درگرو سلامت جسمی و روانی و اجتماعی تک تک افراد است و افراد در جامعه سالم پرورش می یابند. دراین میان سلامت دانشجویان از اهمیت ویژه ای در فرآیند رشد وتوسعه فرهنگی، اجتماعی واقتصادی جوامع ، برخوردار است ونقش اساسی وتعیین کننده ای دارد. دانشجویان به عنوان نیروی انسانی برگزیده از نظر استعداد وخلاقیت وپشتکار، منابع معنوی هر جامعه وسازندگان فردای کشور خویش به شمار می روند. عوامل بیشماری از قبیل زمینه های قبلی، بیماری، سبک زندگی و… برروی سلامت ایشان تاثیر گذار است؛ ومی تواند باعث کاهش یا ارتقا سلامت ایشان باشد درمیان عوامل مختلف ومتعدد دراین پژوهش حمایت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل موثر بر سلامت عمومی دانشجویان مورد توجه و سنجش قرار می گیرد.
حمایت اجتماعی اساس تعلق داشتن، پذیرفته شدن و مورد عشق و محبت قرار گرفتن می باشد. حمایت اجتماعی برای هرفرد ارتباط امن به وجود می آورد که احساس محبت ونزدیکی، یکی از ویژگی های اصلی این ارتباط است.حمایت اجتماعی یک کمک دوجانبه است،که موجب خلق تصور مثبت از خود، پذیرش خود واحساس عشق و ارزشمندی می گردد و تمام اینها به فرد فرصت خودشکوفایی ورشد می دهد.
باتوجه به اهمیت تامین سلامتی دانشجویان، این مطالعه باهدف بررسی تاثیر حمایت اجتماعی در ارتباط با سلامت عمومی دانشجویان در سال تحصیلی 93-1392 در دانشگاه علامه طباطبایی انجام می پذیرد.
در این فصل ابتدا طرح مساله، انگیزه پژوهشگر مطرح و پس از آن به تدوین اهداف پژوهش پرداخته شده است و در پایان به ضرورت واهمیت موضوع و فایده پژوهش پرداخته خواهدشد.
2-1- طرح مساله
سلامتی موضوع مهمی است که ذهن انسانهای بسیاری را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است و به همین دلیل مطالعه راجع به سلامت، ابعاد آن، عوامل موثر ومرتبط با آن، عوامل پیش بینی کننده وعوامل ارتقا دهنده آن همیشه مورد توجه پزشکان، مددکاران اجتماعی، روانشناسان و …بوده است. به طور کلی می توان گفت فرد سالم کسی است که بیمار نباشد، نقص عضو نداشته باشد، باتغییرات محیطی هماهنگی داشته باشد، ازقدرت کافی برای اداره امور زندگی برخوردار باشد ومقاومت لازم دربرابر پیشامدها واتفاقات رنج آور را داشته باشد ودارای تعادل روانی وسازگار با محیط باشد. درگزارش گروه کاری سازمان بهداشت جهانی (2000) درخصوص ارتقای سلامت، سلامت اینگونه تعریف شده است:”سلامت گستره ای است که در آن حیطه، فرد یاگروه می تواند آرمانها و راه برآورده ساختن نیازها را درک نموده وازطرف دیگر قادر به تغییر وسازش با محیط باشد”.بدین ترتیب سلامت به عنوان وسیله ای برای زندگی هرروزه در نظر گرفته می شود نه به عنوان هدف زندگی. ازدیدگاه این سازمان سلامتی حالت صحت کامل جسمی، روانی واجتماعی است؛ شاخص های ارائه شده سلامتی درسال 2000 عبارت بود از: حرمت انسان، استقلال، مسئولیت فردی واجتماعی، سطح سواد، اشتغال، امنیت، پاسخگو بودن مسئولین وخدمات بهداشتی ودرمانی که دربین 194 کشور عضو ایران رتبه 96 را به دست آورده است ودرارتباط با خدمات بهداشتی، رتبه 154 را کسب کرده است. بدین ترتیب ملاحظه می شود که موضوع سلامتی افراد تنها در بیماری های جسمی خلاصه نشده وبه طور عمده درچهارچوب سلامت روانی واجتماعی قرار می گیرد. مشکلات مربوط به سلامت می تواند عملکرد شخص را تضعیف نماید وسبب ایجاد خسارت برای خانواده وجامعه ونیز می تواند مسائل هیجانی وهزینه های اقتصادی را به بار می آورد. امروزه به علت پیشرفت در فناوری وتاثیر مستقیم آن بر کیفیت زندگی انسان، پرداختن به مساله سلامت وعوامل موثر بر آن اهمیت ویژه ای یافته است وتامین سلامتی افراد جامعه یکی از مهم ترین مسایل اساسی در هر کشور است. مطالعات علمی وسیعی که در این زمینه تاکنون انجام پذیرفته می تواند با شناسایی دقیق عوامل تهدید کننده سلامتی ونیز رفع ابهامات، راهگشای برای برنامه های ارتقا سلامت باشد.
روشن است هر گونه تلاش در زمینه دستیابی به سلامت وآرامش که هم نیاز فردی وهم نیاز اجتماعی است، مستلزم آشنایی با معنا ومفهوم سلامت وچگونگی اندازه گیری ونیز یافتن راه های ارتقا آن می باشد. دراین راستا دانشگاه ها نیز به دلیل نقش مهمی که در تعلیم وپرورش نسل آینده ساز کشور دارند از این قاعده مستثنی نمی باشند. دانشگاه ها سازمان هایی هستند که هر ساله تعداد قابل توجهی از جمعیت جوان را جذب می کنند وطی زمان معینی توانمندی علمی وعملی این اشخاص را پرورش می دهند ودر نهایت نیروهای آموزش دیده رادر اختیار جامعه قرار می دهند. باید خاطرنشان کرد ورود وتحصیل در دانشگاه بابروز تغییرات زیادی در روابط فردی و اجتماعی همراه است، درکنار این تغییرات انتظارات و نقش های جدیدی هم که در طول دوران تحصیل دردانشجویان شکل می گیرد، نیزمی توان اشاره کرد.توجه به این نکته حائز اهمیت است که دوران تحصیل دانشگاهی به واسطه عوامل فردی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی ازجمله دوری از خانواده و عدم برخورداری کافی از حمایت آنان، مشارکت ومسئولیت پذیری اجتماعی، ارتباط زمانی این دوره با شرایط دوره جوانی، فشارهای تحصیلی، کمبود زمان وامکانات تفریحی، آینده نامشخص وفشارهای درسی، مشکل پرداخت هزینه ها و….دوره خاص تلقی می شود. قرار گرفتن درچنین شرایطی اغلب با فشارها ونگرانی هایی توام است وعملکرد وبازدهی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. امروزه موضوع سلامت دانشجویان مساله ای حیاتی است که چالشهای اساسی را برانگیخته است . دانشجویان قشر وسیعی از جمعیت فعال را تشکیل می دهند و نقش مهمی را در آینده کشور ایفا می کنند(آزاد 206:1385). در سالهای اخیر گزارشات بسیاری درباره افسردگی ،سوء مصرف مواد وافت تحصیلی درمیان دانشجویان جهان دیده می شود؛ وشیوع بیماری های روانی در بین دانشجویان یکی از 5 موضوع مهمی است که دانشگاه ها در کشورهای مختلف با آن روبرو هستند. همانطور که ذکرآن رفت میزان شیوع اختلالات وبیماری های روانی دربین دانشجویان در حال افزایش است. استرس های گوناگون با تاثیر منفی که بر منابع مقابله فردی واجتماعی شخص اعمال می کنند، باعث کاهش مقاومت فرد گشته ودر دراز مدت اثرات ناخوشایندی بربهداشت روانی وجسمانی دانشجویان می گذارند ودر نهایت به پایین آمدن سلامت وکیفیت زندگی آنها منجر شده و آنها را از ایفای نقش بازمی دارد. داشتن مشکلات مربوط به سلامت منجر به اختلال در انجام تکالیف درسی،کاهش انگیزه، اضطراب وترس شده و سبب می شود که دانشجویان بخش قابل توجهی ازنیروی فکری خودرا صرف چنین مشکلاتی کنند ودرنتیجه توان وعلاقه کافی را برای فعالیت در امور آموزشی نخواهند داشت. با وجود این اگرچه این تغییرات می تواند استرس هایی ایجاد نماید، اما ضرورتا باعث تنش یا اضطراب نمی شود، بلکه تعامل بین انواعی از عوامل استرس زا ومهمتر نحوه ادراک آنهاست که منجر به تنش یا اضطراب می شود، واین ادراک به نوع وتعداد منابع حمایت اجتماعی موجود برای آنها ونیز تاثیرات فرهنگی بستگی دارد. همانطور که گفته شد، وجود مشکلات مربوط به سلامت در فعالیت های آموزشی دانشجویان تاثیر به سزایی داشته واز یک سو افت تحصیلی وگاهی ترک تحصیل را در پی خواهد داشت واز سوی دیگر باعث هدر رفتن منابع مادی، نیروی کار حرفه ای، اتلاف وقت واحساس ناامیدی در آنها می شود از اینرو لازم است توجه به مشکلات روحی و جسمی واهمیت به سلامت دانشجویان درراس امور مسئولین دانشگاهی قرار گیرد.
حمایت اجتماعی عامل مهمی است که به عنوان متغیر واسطه ای بین استرس وبیماریهای روانی واجتماعی عمل می کند.لین وهمکارانش در مقاله خود حمایت اجتماعی راچنین تعریف کرده اند”حمایت قابل دسترس برای فرد از طریق پیوندهای اجتماعی با سایر افراد، گروه ها واجتماع بزرگتر. در واقع حمایت اجتماعی از طریق ارتقا سطح رفتارهای بهداشتی وکاهش نتایج منفی وفشارآور رویدادها برسلامت فرد تاثیر می گذارد. حمایت اجتماعی کمکی دوجانبه است که موجب خلق تصور مثبت از خود، پذیرش خود، احساس عشق وارزشمندی می گردد ودر همه این موارد به فرد فرصت خودشکوفایی ورشد می دهد. برخورداری از منابع حمایتی امکان حفظ وتداوم سلامتی را فراهم می کند. این برخورداری به گونه ای است که می توان سلامتی را به عنوان تابعی از میزان حمایت اجتماعی در نظر گرفت؛ به عبارتی هرچه میزان حمایت اجتماعی افزایش یابد سطح سلامت نیز افزایش می یابدو بالعکس. از این نگاه سلامتی مشروط به داشتن حمایت اجتماعی است. حمایت اجتماعی افراد را قادر می سازد تاتوانایی رویارویی بامشکلات زندگی روزمره و بحران های آن راداشته وبه خوبی آنها راسپری کند .پیوستن افراد به گروهها وسازمانها خود دلیلی است بر نیاز انسان به حمایت اجتماعی است.
طبق مطالعات ومشاهدات صورت گرفته توسط محقق مشخص شده میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی متفاوت است. متغیرهای مختلفی می تواند این تفاوت را تبیین کند که دراین میان ما قصد داریم نقش حمایت اجتماعی را به عنوان متغیر تعیین کننده بر میزان سلامت دانشجویان بررسی نماییم.
درواقع مادر این پژوهش قصدداریم بدانیم میزان حمایت اجتماعی چه تاثیری بر میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی دارد؟
3-1- انگیزه پژوهشگر
سلامتی موضوعی مشترک دربسیاری ازفرهنگ هاست که همه سازمانها ی بهداشتی – درمانی جهت دستیابی به آن تلاش می کنند. عوامل متعددی بر سلامتی تاثیر گذارند که یکی از آنها حمایت اجتماعی است؛ حمایت اجتماعی عاملی است که موجب احساس امنیت و خوداررزشمندی درفر می گردد ودرنتیجه امکان رشد وخودشکوفایی را برای فرد فراهم می کند، تامین حمایت اجتماعی در رشد شخصیت، سلامت هیجانی وروانی فرد آثار پیشگیرانه و درمانی دارد وپزشکان تماس های اجتماعی را دربهزیستی فرد وبهبود ناراحتی های او موثرمی دانند. همچنین پژوهش های بررسی شده توسط محقق نمایانگر این نکته است که مردمانی که پیوندهای اجتماعی گسترده تری دارند (ازدواج، ارتباط با دوستان ووابستگان نزدیک، عضویت در مساجد، کلیسا وسایرانجمن ها) بیش ازکسانی که از پشتیبانی کمتر برخوردارند، عمر می کنند وکمتر گرفتار بیماریهای ناشی از فشار روانی می شوند. باتوجه به مطالب ذکر شده پژوهشگر بر آن شد تا با توجه به اهمیت ونقش اساسی دانشجویان در روند توسعه کشوروهمچنین با توجه به اینکه پژوهشگر در دانشکده علوم اجتماعی مشغول به تحصیل می باشد و از نزدیک شاهد برخی از مشکلات دانشجویان می باشد، به بررسی سلامت عمومی دانشجویان با تاکید بر عامل حمایت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل دخیل در سلامت عمومی بپردازد.
4-1- اهدف پژوهش
اهدف اصلی:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بررسی وشناخت تاثیر میزان حمایت اجتماعی برمیزان سلامت عمومی دانشجویان است.
بررسی میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی.
ارایه راه کارهایی برای ارتقای میزان سلامت عمومی دانشجویان
اهداف فرعی:
بررسی تاثیرمیزان حمایت عاطفی برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
بررسی تاثیرمیزان حمایت ابزاری برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
بررسی تاثیرمیزان حمایت اطلاعاتی برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
5-1- ضرورت و اهمیت موضوع :
یکی از محورهای ارزیابی در جوامع مختلف، ارزیابی سلامت آن جامعه است. سلامتی افراد جامعه نقش مهمی در تضمین پویایی وکارآمدی هرجامعه ایفا می کند. از آنجا که دانشجویان از اقشار مستعد جامعه وسازندگان فردای هر کشور هستند ارزیابی سلامت آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
علیرغم آنکه تجربه ورود به دانشگاه تجربه خوشایند وبی بدیل بسیاری از جوانان است ولی مانند هر تجربه دیگر با برخی موقعیت های اضطراب آور نیز همراه است.ورود به فضای جدید، دوری ازخانواده، تفاوت میان الگوهای ذهنی با واقعیت های موجودو…از جمله عوامل استرس زایی هستند که متعادل کردن آنها نیازمند فراهم آوردن شرایط وفضای مناسب برای تامین سلامت دانشجویان است. قرار گرفتن در چنین شرایطی می تواند موجب افت تحصیلی، بروز تنشهای فردی مشکلات ارتباطی وعدم شکوفایی استعدادها گردد. از آنجا که سلامت نقش عمده ای در کارکرد در تمام زمینه های فردی، خانوادگی واجتماعی دارد بدیهی است که برنامه ریزی صحیح وجامع در تامین سلامت دانشجویان کاملا ضروری به نظر می رسد. باتوجه به مطالب ذکر شده به نظر می رسد اگر عوامل موثر برسلامت عمومی دانشجویان شناسایی گشته وبه خوبی درک شوند، کمک زیادی درجهت بهبودی سلامت آنها خواهد شد؛ اما اگر دراین حوزه سرمایه گذاری انسانی ومادی صورت نگیرد وسلامت عمومی دانشجویان مورد غفلت قرارگیرد مشکلات بسیاری ازجمله ناسازگاری های فردی ، اجتماعی وتحصیلی گریبانگیر آنان می گردد. با توجه به مطالب ذکر شده و نظر به اینکه در مورد سلامت عمومی دانشجویان علامه طباطبایی پژوهشی صورت نگرفته لذا محقق انجام پژوهشی با این عنوان را ضروری دیده وبه اجرای چنین پژوهشی روی آورده است.
6-1- فایده پژوهش
نتایجی که پس از هر پژوهش به دست می آید برای راهگشایی و حل مشکلات در راستای همان موضوع مورد استفاده قرار می گیرد.در این پژوهش تاثیر حمایت اجتماعی بر میزان سلامت عمومی دانشجویان مورد بررسی قرار می گیرد. باتوجه به اهمیتی که سلامت افراد دارد شناخت عواملی که سلامت عمومی را افزایش یا کاهش می دهد ضروری است. شناخت عوامل موثر بر سلامت دانشجویان امکان پیش بینی و برنامه ریزی جهت کمک به سلامت آنان را فراهم می کند. از طرفی این امر به دست اندر کاران آموزش عالی کمک می کند تا با بسط وتوسعه مراکز وکلینیک های خدماتی مشاوره، مددکاری اجتماعی و روان در مانی و ارایه بیشتر خدمات رفاهی وبهداشتی ومهارت های زندگی از شیوع ناراحتی های روانی، جسمی واجتماعی که گاه گریبانگیر باهوش ترین وخلاق ترین دانشجویان می شود جلوگیری کند.
برای انجام برنامه ریزی صحیح وجامع لازم است پژوهش هایی در زمینه شناخت وضعیت سلامت دانشجویان وهمچنین شناخت عوامل موثر بر آن صورت گیرد؛ لذا در راستای اهداف فوق این پژوهش به دنبال بررسی میزان سلامت دانشجویان وشناخت عوامل اثر گذار(یکی از این عوامل حمایت اجتماعی است) برآن است. همچنین این پژوهش می تواند به عنوان یک نمونه پژوهش تجربی مورد استفاده ی افرادی که به هر نوعی موضوعی مشابه با این پژوهش دارند قرار گیرد.
همچنین این پژوهش می تواند برای مسئولین دانشگاهی فوایدی دیگری هم داشته باشد:
– فراهم آوردن داده های کاربردی
– سازمانها ونهادهای مسئول را در تهیه خط مشی های مناسب برای کمک به دانشجویان در زمینه سلامت یاری می نماید.
– برنامه ریزی در جهت پیشگیری از بیماریها واختلالات ودستیابی به سلامت را هدایت خواهد نمود.
– ارایه راه کارهای لازم در جهت افزایش سلامت عمومی به مشاوران، روانشناسان، مددکاران اجتماعی و… جهت استفاده در فعالیت های حرفه ای خود

مقدمه
بیماری از بدو پیدایش بشر وجود داشته است وهیچ فردی به طور کامل درمقابل آن مصونیت ندارد واین خطری است که بشر را مرتباً تهدید می کند. در تعادل سلامت، انسان به تنهایی مطرح نیست بلکه آنچه مورد بحث است، پدیده هایی هستند که در اطراف او وجود دارند و بر مجموعه سیستم نظام او اثر می گذارند و از آن تاثیر می پذیرند. بدون شک عوامل متعددی برسلامت جسمانی وروانی افراد تاثیرگذارند، عواملی وجود دارند که می توانند به سلامتی آسیب وارد کنند ودرمقابل عواملی نیز وجود دارد که می توانند سلامت افراد را ارتقا ببخشند؛ ازجمله این عوامل می توان به حمایت اجتماعی اشاره نمود که به افراد کمک می کند تا با شرایط استرس زا کنار بیایند وآسیب روانی وجسمانی کمتری را متحمل شوند. برای روشن شدن بهتر بحث مادر این فصل ابتدا تاریخچه مطالعه سلامت عمومی وحمایت اجتماعی را مطرح کرده و سپس تعاریفی راجع به سلامت وحمایت اجتماعی وعوامل موثر برآنها مطرح گردیده ودرادامه نظریه ها ومدلهای مربوط به موضوع وپیشینه پژوهش در ایران وجهان مطرح شده ودر پایان چهارچوب نظری ، الگوی نظری، فرضیات پژوهش وسوالات پژوهش ارائه می گردد.
سلامت عمومی
2-2- تاریخچه موضوع
1-2-2- تاریخچه مطالعه سلامت عمومی
سلامت وبیماری ومفاهیم آن از ابتدای بشر ودر همه فرهنگ ها وجود داشته است. اما بخش اعظم آنچه ما می شناسیم از تحولات جامعه غربی در طول دو یا سه قرن گذشته ناشی می شود که ما بخشی از تاریخچه مطالعه سلامت عمومی را در ذیل می آوریم:
سلامت عمومی از رویکردهای متفاوت مورد بررسی قرار گرفته وهرکدام از رویکردهانقش تکمیلی را برای دیدگاه های دیگر فراهم ساخته است. در آغاز به تعاریفی از سلامت عمومی می پردازیم وسپس به قدیمی ترین رویکرد درسلامت عمومی تحت عنوان رویکرد” زیست شناختی” اشاره شده وسپس به رویکرد” روانشناختی” و”جامعه شناختی” پرداخته می شود ودرنهایت،” رویکرد سیستمی” وتنیدگی بین عوامل زیستی، روانی واجتماعی مطرح شده وبستر مناسبی برای عنوان نمودن” رویکرد روانشناسی” سلامت فراهم می گردد.
درتعریف سلامت عمومی باید به دورویکرد عمده تاکید نمود: رویکرد اول، سلامت به معنی فقدان بیماری یا معلولیت شناخته می شود. دراین رویکرد، سلامت حقیقی یعنی پیشگیری از بیماری ونابهنجاری از اینرو، اگر فردی مشکلات روانشناختی ویاجسمانی را تجربه نکند انسانی سالم نامیده شده وبه عنوان فردی بهنجار شناخته می شود که هیچ گونه بیماری یا معلولیت را تجربه نمی کند. دررویکرد دوم که پس از تدوین نظامنامه سازمان بهداشت جهانی رایج گردیده است به مفهوم بهزیستی وکیفیت مثبت زندگی تاکید می شود. دراین رویکرد سلامت به عنوان یک مفهوم مثبت نگریسته شده وعلاوه براینکه فرد ابعاد منفی یا بیماری را تجربه نمی کند، به صحت وآسایش زیستی ودیگر عوامل مثبت گسترده اجتماعی، سیاسی واقتصادی تاکید می نماید. در این زمینه می توان به تعریف سلامت در نظام نامه سازمان بهداشت جهانی اشاره نمود: “سلامت حالت کامل آسایش وکامیابی زیستی، روانی واجتماعی است وصرف فقدان بیماری یا معلولیت نمی باشد.” بنیارد1 1996، رویکرد فوق را به عنوان یک رویکرد ایده آل گرایانه مورد بررسی قرار داده وعنوان می کند که دستیابی به اهداف سازمان بهداشت جهانی به راحتی امکان پذیر نیست. وی تعریف سلامت برمبنای حالت کامل صحت وکارکرد مطلوب زیستی، روانی واجتماعی را مورد انتقاد قرار داده است واظهارمی کند که رسیدن به این وضعیت درعمل بسیار مشکل است. او اعتقاد دارد که عوامل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی درکشورهای جهان سوم وضعیت سلامت را تحت پوشش قرار داده است، شاید بتوان گفت که اکثریت این افراد را باید به عنوان انسان هایی ناسالم برچسب گذاری نمود زیرا زندگی این افراد درتمامی جنبه ها کامل نیست وکیفیت زندگی مطلوبی ندارند. دراینجا لازم است برای روشن شدن بیشتر مفهوم سلامت عمومی به چند تعریف دیگر نیز اشاره داشته باشیم:
“سلامت عمومی، شامل عملکرد کاملاً سازگار فرد ونیز سازش یافتگی اوباجهان است، که ماحصل چنین عملکردی، احساس اثربخش بودن وسعادتمندی است. سلامت عمومی تنها واجدکارایی واحساس رضایت نیست، بلکه می تواند یک حالت روانی استوار، یک رفتار اجتماعی مناسب ویا یک گرایش ومیل شادمانه باشد؛ به عبارت دیگر به عنوان یک حالت تعادل درون خود ودرون محیط تعریف می شود.” (فیاض دستگردی، 12:1379)
“تعادل درعملکرد قوای جسمی، روحی و اجتماعی ونه وجود عارضه جسمی به عنوان شاخص اصلی درتعیین وضعیت سلامت فرد محسوب می گردد؛ از طرفی بهزیستی وتندرستی شخص متاثراز عوامل متعدد محیطی، جغرافیایی، فرهنگی واقتصادی می باشد وهرگونه تغییر دراین عوامل می تواند سلامت جسم وروان را تحت تاثیر خود قراردهد”. (اسدالهی، 25:1378)
رویکرد زیست شناختی به سلامت عمومی:
رویکرد زیست شناختی بامدل پزشکی شناخته می شود زیرا که در مدل پزشکی تلاش می گردد تا به بررسی عوامل جسمانی مشخص ومعینی پرداخته شود. قدیمی ترین رویکرد به سلامت عمومی در حیطه زیست شناختی وعلوم پزشکی جای دارد واز زمانهای قدیم دراین رویکرد به رابطه بین عفونت ها ونواقص بدنی بارفتار پریشان پرداخته شده است. این رویکرد در قرن 18 با اوج خود رسید وپیشرفتهای عظیمی درکالبدشناسی، فیزیولوژی وژنتیک حاصل نمود. در رویکرد زیست شناختی تصوربراین می باشد که برای هراختلال بایدبه دنبال یکی از علتهای زیست شناختی بود وبدینوسیله به نقش عوامل زیست شناختی در سلامت عمومی تاکید می شود. یکی از مفرضات رویکرد فوق را می توان اینگونه مطرح کرد که همه رفتارهای غیرانطباقی ناشی از اختلال عملکرد درساختار بدن است. تبیین چنین اختلالی می تواند اینگونه باشد، عارضه فوق یا موروثی بوده یا به صورت اکتسابی درساختاربدن پدیدآمده است.
اطلاعات اخیر در زمینه سلامت عمومی، ازاین ادعا حمایت می کند که دراکثر موارد، عوامل زیست شناختی نقش موثری برعهده داشته ومعیار مهمی برای سلامت عمومی می باشد. امروزه، از طریق پیشرفت های نوین همانند تصویر برداری از مغزو مغزنگاری کامپیوتری، مشخص گردیده که عوامل زیست شناختی تاثیرات شدیدی برکارکردهای روانی واجتماعی برجای می گذارد. برخی از محققین رویکرد زیست شناختی اعتقاد دارند که تنها بروز بیماری به عنوان ناسلامتی وعدم بیماری به عنوان سلامتی درنظر گرفته نمی شود وملاک مهم دیگری در تشخیص سلامت عمومی وجود دارد. آنها اعتقاد دارند، فقدان درد از دیگر مواردی است که می تواند معرف سلامت عمومی باشد.
رویکرد روانشناختی به سلامت عمومی:
ازدیدگاه روانشناختی، تعریف وتعیین سلامت عمومی، یعنی عدم بروز اختلال روانی. از اینرو افرادی که رفتار غیرعادی را نشان نمی دهند وهمواره با محیط پیرامون خویش سازگاری دارند، به عنوان شخص سالم مطرح می شوند. امروزه در زمینه انطباق پذیری وسلامت عمومی، رشته نوینی دررویکرد روان شناختی به وجودآمده است. دراین رویکرد که به عنوان شاخه روانشناختی سازگاری2مطرح می شود. در این رویکرد به 4 منبع سازگاری تحت عنوان استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت اشاره می گردد برطبق این رویکرد این4 منبع نقش اساسی در سازگاری فرد ایفا می کنند. افراد درمواقعی که افراد از میزان بالای استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت برخوردار شوند سازگاری شخصی آنها به خطرافتاده وسلامت عمومی آنها مورد تهدید قرار می گیرد وهمچنین در مواقعی که افراد از میزان بسیار اندک استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت برخوردار شوند، بازهم انطباق پذیری آنها به خطر می افتد وسلامت عمومی آنها مورد تهدید واقع می شود. در رویکرد فوق باید منابع سازگاری رادر حد متوسط وهماهنگ با هنجارهای اجتماعی تجربه نمود از اینرو تجربه شدید وخفیف اینگونه منابع سازگاری سلامت عمومی فرد را به خطر می اندازد.
اکثر روانشناسان توافق نظر دارند که غیرعادی بودن، عدم مقبولیت اجتماعی، ادراک یا تفسیر شخصی نادرست از واقعیت وحالات هیجانی ناخوشایند از جمله ملاک هایی می باشند که تعیین کننده سلامت عمومی است، درصورتی که فردی اینگونه موارد را نشان ندهد از سلامت عمومی برخوردار می باشد.
– غیرعادی بودن: افرادی که رفتار نابهنجار دارند در اقلیت می باشند اما هررفتاری که در اقلیت باشد (یعنی بافراوانی کمتری تولید شود) الزاماً نابهنجار نخواهد بود. هرچند نادربودن یا انحراف آماری داشتن، معیار کافی برای طبقه بندی یک رفتار در طبقه رفتارهای نابهنجار نیستند، ولی اغلب موارد مورد استفاده قرار می گیرند. بنابراین، دربسیاری از موارد، رفتاری که به ندرت مشاهده شود وازرفتار عادی انحراف داشته باشد نابهنجار به حساب می آید.
ـ عدم مقبولیت اجتماعی: هراجتماع دربافت خود قواعد یا هنجارهای رفتاری قابل قبولی دارد. دراجتماع ایران، پابرهنه رفتن درکوچه وخیابان نابهنجاربوده امادراجتماع هندوستان بهنجار است.
ـ ادراک یا تفسیر شخصی نادرست از واقعیت: شنیدن صداهای عجیب وغریب ودیدن اشیای غیرممکن توهم3 به حساب می آید وهمچنین افکار آزاردهنده4 نیز می تواند شاخص های بیماری روانی باشد. از اینرو هرگونه هذیان، توهم وگاهی اوقات خطای حسی5 می تواند ملاک هایی از اختلال روانی باشد.
ـ حالات هیجانی ناخوشایند: اضطراب، افسردگی، ترس های افراطی وسایر حالات هیجان ناخوشایند می توانند سلامت عمومی فرد را خدشه دارکنند. هرچند گاهی اوقات اضطراب وافسردگی به یک موقعیت خاص می تواند واکنش معقولی باشد ولی اگر اضطراب وافسردگی زمانی طولانی دوام یابد آنگاه نابهنجار مطرح می شود.
رویکردجامعه شناختی به سلامت عمومی:
ازدیدگاه اجتماعی، فردناسالم کسی است که توانایی مقابله موثر با استرس های اجتماعی وتقاضاهای محیطی را نداشته باشد. دراین دیدگاه عدم سلامت اجتماعی فرد رابه عنوان نقصی در نظام حمایت اجتماعی فرد ملاحظه می کند. این نظام حمایتی شامل همسر، والدین، خواهر وبرادر، وابستگان و… وهمچنین سازمانهای اجتماعی ونهادهای دولتی است. جامعه شناسان منکرساخت ژنتیکی درایجاد رفتارغیرانطباقی نیستند بلکه می گویند این عوامل به تنهایی چنین رفتاری را ایجادنمی کنند. رویکرد جامعه شناسی درمورد سلامت عمومی مطرح می کند که وضعیت آموزشی نامساعد، جنایت وجرم، مسکن نامناسب وتعصب درطبقه های پایین اقتصادی وحتی همسایه های فاسد ممکن است عوارض بیشتری را متوجه فرد آسیب پذیرکنند. به عنوان مثال نظریه انتخاب اجتماعی6 عنوان می کند که در طبقات اقتصادی واجتماعی پایین جامعه رفتار غیرانطباقی شایع تر است زیرا افرادی که عملکرد خوبی ندارند، دچارحرکت اجتماعی روبه انحطاط می شوند وسیر قهقرایی را طی می کنند.
رویکرد روانشناسی سلامت7:
عوامل زیستی، روانی واجتماعی در رویکرد روانشناسی سلامت، به تنیدگی پرداخته است ومفروضات رویکرد کل گرایی8 عنوان می شود. دراین رویکرد کل فرد درطول درمان مورد توجه است وتنها به یک عضو خاص ازبدن بیمار پرداخته نمی شود. در رویکردی که از بانیان آن می توان به مایر9 اشاره نمود، ابعاد زیست شناختی، روانشناختی وجامعه شناختی به عنوان عوامل سازنده سلامت عمومی درنظر گرفته می شود. اواعتقاد داشت که سلامت به عنوان یک سازه مفهومی جامع می باشد وتاثیرپذیری شدیدی را از تمامی متغیرهای زیست شناختی، روانشناختی وجامعه شناختی نشان می دهد.
این رویکرد دردهه آخر قرن بیستم حرکت های فزاینده ای نمود ونظریه های پزشکان، روانشناسان وبه خصوص جامعه شناسان پزشکی، تحولات چشم گیری را درجنبه های کاربردی آن ایجادنمود.
درمدل فوق، رویکرد سیستمی به کاربرده شده است وتعامل بین عوامل درتمامی سطوح مدنظر قرار می گیرد. سیستم ها را می توان ازسیستم های اکولوژیک آغاز کرده وبه سیستم های جسمانی ختم کرد.
ازجمله نظریه پردازان مدل زیست ـ روانی واجتماعی توماس مک کیون10 1984 است. وی در نظریات خویش مطرح نمود که به علت ارتقای سطح دانش در حیطه پزشکی به راحتی می توان از افزایش بیماریها جلوگیری به عمل آورد. این دانش تازمانی به کاربرده می شود که بتوان تغییرات چشمگیری را درسبک زندگی افراد ایجادکرد، اینگونه تغییرات با متغیرهای اجتماعی واقتصادی همراه بوده ومی تواند زمینه مساعدی رابرای رفاه عمومی فراهم سازد. وی اعتقاددارد که رفاه عمومی می تواند معرف سلامت عمومی گردد ولی برای ایجادآن، باید به تمام عوامل روانی ـ اجتماعی تاکید نمود. بنابراین سلامت حقیقی فرآیندی است که توانمندی شخص، همراه با یک زندگی مرفه را منعکس می کند.
2-2-2- تاریخچه مطالعه حمایت اجتماعی
در سالهای 1960 تا 1970 به دنبال یک دیدگاه غالب محیط نگر در روانشناسی، محیط علت اصلی ناراحتی های روانی وفیزیکی محسوب می شد. یکی از متغیرهای اجتماعی که مورد نظر محققان قرار گرفت حمایت اجتماعی بود. در این زمان امید می رفت که حمایت اجتماعی به عنوان یک نوشداروی اجتماعی توضیح دهد که چرا عده ای از مردم در مقابل استرس ها غافلگیر شده در حالی که عده ای دیگر به همان اندازه دچار استرس می شوند در مقابل آن مقاومت داشتند.(عبدی فر، 69:1373)
در تحقیقات مربوط به استرس دخالت حمایت های اجتماعی عمومی ومشترک است. حمایت معمولا رابطه معکوس با فشار دارد به طوری که اگر این حمایت ها موجود باشد، آرامش برای آنها فراهم می شود. امروزه ثابت شده است که افرادی که در محیط های حمایتی قوی به سر می برند از لحاظ روانی نسبت به افرادی که از چنین فرصتی برخوردار نیستند در وضعیت بهتری به سر می برند زیرا حمایت بر سلامت روانی فرد، خانواده وجامعه اثر مستقیم دارد.(بیرو وهمکاران، 400:1380) حمایت اجتماعی ومیزان آن تابع روابط اجتماعی است که فرد در غالب پیوند با دیگران یا عضویت در گروه ها واجتماعات دارد. بستری که این روابط را برای فرد فراهم می کند، جامعه است.جامعه زمینه ساز وبسترشکل گیری روابطی است که فرد می تواند داشته باشد، لذا برای داشتن رابطه باید با جامعه ارتباط برقرار کردوبه دنبال آن، بدون تردید تامین سلامت روانی در قبال حضور در جامعه وارتباط با افراد حاضر در جامعه در قبال تغییرات سریع اجتماعی و فنی وتغییرات ووقایع تنیدگی زای زندگی امری اجتناب ناپذیر است. به طور کلی حمایت اجتماعی شامل حمایت عاطفی، ابزاری واطلاعاتی می باشد. حمایت اجتماعی شامل ابراز عشق ومحبت، مراقبت ونگهداری، احترام قائل شدن، اطمینان وقوت قلب، اعتماد، همدردی وتوجه می باشد. این نوع حمایت تقویت کننده مناعت طبع، حس ارزش داشتن وحسی می شود که یک نفر برای سایرین اهمیت داشته ودر نتیجه ممکن است حسی را بروز دهد که فرد وبدن او ارزش مراقبت وحمایت کردن را داشته باشد، ضمناً ممکن است دریافت کننده را قادر سازد تا استرس وفشار را کنترل کند وبه همین وسیله تاکید اساسی بر حفظ سلامت به جای درگیر شدن در فعالیت های مضر یا بی هدف را داشته باشد. ارتباط صادقانه وخالص موجب تقویت حسی از پیروزی وتبحر شده ودر فرد حس افتخار واعتماد را برای انجام تلاش ها به وجود آورد، در ضمن ممکن است افراد را از طریق توسعه تدابیر و ارتقای سلامت تشویق به انجام کنترل در مورد سلامت ورفاه شان کند.
رویکردهای مطالعه حمایت اجتماعی:
سه رویکرد کلی برای بسیاری ازکارهای عملی درمورد حمایت اجتماعی مشخص شده، این رویکردها در بیست سال اخیر تکمیل شده اند. این رویکردها شامل: رویکرد شبکه اجتماعی یا جامعه شناختی، رویکرد ادراکی یا شناختی و رویکرد کنش متقابل یا ارتباطی می باشد. این رویکردها یکی پس از دیگری پدید آمدند.
رویکردشبکه های اجتماعی11:
اولین پژوهش ها درمورد حمایت اجتماعی وسلامت با روشهای شبکه اجتماعی انجام شده است. (مثل پژوهش های برکمن وسیمی1979، هیرش1980، هوس، روبین ومترنز198212). این روشها به طورمناسب زمانی مورد برسی قرار گرفتند که پژوهش ها ظاهراً اظهار می داشتند که موجودیت صرف پیوندهای اجتماعی13(وجود پیوندهابادسته بندی مشخص) منجربه بهبود وارتقاء سلامت می شود، بدین ترتیب پژوهشها روی آن متمرکز شدند تا مشخص کنند که چگونه اندازه، تراکم، فراوانی وویژگی های دیگر شبکه اجتماعی فرد با شاخص های سلامت وبهزیستی همبستگی پیدامی کند. بدین ترتیب این پژوهش ها درنظر داشتند کانون توجه به دیدگاه جامعه شناختی را نشان دهد، باتمرکز براینکه چگونه وجود پیوندهای اجتماعی بر روی پیامدهای سلامتی تاثیرمی گذارد.
مطالعات شبکه ارتباطی مربوط به حمایت اجتماعی باچندین انتقاد قابل توجه روبرو شده است. نخست، دلایل زیادی وجود دارد مبنی براینکه ویژگی های ساختاری شبکه اجتماعی صرفاً ارتباط ضعیفی با دستیابی به حمایت ونیز با پیامدهای سلامت دارند. (ساراسون14، 204:1375)

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید