4-3-2- تعاریف حمایت اجتماعی32
5-3-2- انواع حمایت اجتماعی35
6-3-2- ابعاد حمایت اجتماعی38
7-3-2- پویایی های حمایت اجتماعی38
8-3-2- کارکردهای حمایت اجتماعی39
9-3-2- عوامل موثر در بهره مندی از حمایت اجتماعی40
10-3-2- منابع حمایت اجتماعی41
11-3-2- حمایت اجتماعی وسلامت جسمانی47
12-3-2- حمایت اجتماعی وسلامت روانی48
4-2- مبانی نظری49
1-1-4-2- نظریه های مربوط به سلامت عمومی49
نظریه سیستم ها49
نگرش بوم شناختی50
مفهوم تعادل حیاتی52
2-1-4-2- رویکردهای مختلف روانشناسی وسلامت عمومی53
2-4-2- نظریه های حمایت اجتماعی54
1-2-4-2- تئوری های شکل گیری روابط54
مدل فقدان60
فرضیه انباشت هویتی61
هویت های نقش61
مدل سپر وتاثیرکلی حمایت اجتماعی62
مدل تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی63
مدل تاثیر غیرمستقسم یا فرضیه ضربه گیر64
مدل سلسله مراتب جبرانی65
مدل تخصیص وظیفه65
مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی66
مدل تخصیص کارکردی68
مدل کمبود68
تئوری بانک حمایتی69
تئوری کناره گیری ازرابطه69
حلقه های درونی وبیرونی حمایت اجتماعی70
تئوری انسجام اجتماعی70
تئوری شبکه71
مدل حمایت اجتماعی ادراک شده72
نظریه شبکه اجتماعی74
نظریه ویس78
نظریه مبادله اجتماعی79
5-2- مروری بر پژوهش های انجام شده80
1-5-2- پژوهش های انجام گرفته درایران80
2-5-2- پژوهش های خارجی87
6-2- چهارچوب نظری پژوهش 90
7-2- الگوی نظری پژوهش92
8-2- سوالهای پژوهش93
9-2- فرضیه های پژوهش94
فصل سوم: روش پژوهش
1-3- مقدمه96
2-3- روش پژوهش96
3-3- جمعیت آماری97
4-3- حجم نمونه97
4-3- روش نمونه گیری98
6-3- واحدپژوهش99
7-3- ابزار پژوهش واعتبار وروایی99
1-7-3- اعتبار وپایایی99
8-3- تکنیک گردآوری اطلاعات پژوهش101
9-3- روش تجزیه وتحلیل داده ها102
10-3- تعریف مفاهیم102
تعریف نظری وعملیاتی متغیرهای مستقل102
تعریف نظری وعملیاتی متغیرهای زمینه ای105
تعریف نظری وعملیاتی متغیروابسته106
فصل چهارم: تجزیه وتحلیل داده ها
1-4- مقدمه111
2-4- یافته ها توصیفی112
3-4- یافته های تحلیلی131
4-4- محدودیت های پژوهش141
فصل پنجم: نتیجه گیری وپیشنهاد
1-5-مقدمه143
2-5- نتیجه گیری143
نتایج بخش توصیفی143
نتایج بخش تبیینی146
3-5- پیشنهادات150
4-5- موضوعات پیشنهادی واسه پژوهش های آتی152
5-5- نقش مددکار اجتماعی در ارتقای سلامت عمومی دانشجویان153
منابع155
پرسشنامه 159
فهرست جداول
جدول شماره -1-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب دانشکده محل تحصیل112
جدول شماره -2-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه بر حسب میزان سن114
جدول شماره -3-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه بر حسب جنس115
جدول شماره-4-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب وضعیت تاهل116
جدول شماره -5-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب وضعیت سکونت117
جدول شماره -6-4:توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت اعضای خانواده118
جدول شماره-7-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت دوستان119
جدول شماره -8-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان حمایت اقوام120
جدول شماره-9-4: توزیع پاسخگویان بر حسب معرف های حمایت اجتماعی121
جدول شماره-10-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان علایم جسمانی122
جدول شماره-11-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان اضطراب و اختلال خواب123
جدول شماره-12-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان اختلال کارکرد اجتماعی………………………………………….124
جدول شماره-13-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان افسردگی……………………………………………………………….125
جدول شماره-14-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از سلامت عمومی………………………….126
جدول شماره-15-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت عاطفی…………………………..127
جدول شماره-16-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت ابزاری128
جدول شماره-17-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت اطلاعاتی….129

شما میتونید تکه های دیگه ای از این مطلب رو با جستجو در همین سایت بخوانید

جدول شماره-18-4: توزیع جمعیت مورد مطالعه برحسب میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی ………………………130
جدول شماره -19-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت عاطفی و میزان برخورداری اونا از سلامت عمومی….131
جدول شماره-20-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت ابزاری و میزان برخورداری اونا از سلامت عمومی……132
جدول شماره -21-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت اطلاعاتی و میزان برخورداری اونا از سلامت عمومی133
جدول شماره -22-4: رابطه بین میزان برخورداری افراد از حمایت اجتماعی و میزان برخورداری اونا از سلامت عمومی134
جدول شماره -23-4: رابطه بین وضعیت تاهل افراد و میزان برخورداری اونا از سلامت عمومی136
جدول شماره -24-4: رابطه بین جنس افراد و میزان برخورداری اونا از سلامت عمومی137
جدول شماره -25-4: رابطه بین وضعیت سکونت افراد و میزان برخورداری اونا از سلامت عمومی138
جدول شماره -26-4: رابطه بین دانشکده محل تحصیل افراد و میزان برخورداری اونا از سلامت عمومی140
فهرست شکلای ونمودارها
شکل 1-2 – سطوح مختلف نظام های حمایت اجتماعی46
شکل 2-2 -طیف شکل گیری وگسترش رابطه لوینگر واسنوک57
شکل 3-2- مراحل رشدآلتمن وتیلور57
شکل4-2- مدل همچینی مناسب استرس وحمایت اجتماعی کاترونا67
شکل 5-2- مدل انسجام اجتماعی دورکیم71
شکل 6-2 تیپولوژی مبادلاتی پیوندهی قوی وضعیف اسپینوزا 1999……………………………………………………………………… 78
نمودار شماره -1-4: نمایش پاسخگویان برحسب دانشکده محل تحصیل113
نمودار شماره-2-4: نمایش پاسخگویان برحسب سن114
نمودار شماره -3-4: نمایش پاسخگویان برحسب جنس115
نمودار شماره-4-4: نمایش پاسخگویان برحسب وضعیت تاهل116
نمودار شماره -5-4: نمایش پاسخگویان برحسب وضیت سکونت117
نمودار شماره-6-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت اعضای خانواده118
نمودار شماره-7-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت دوستان119
نمودار شماره-8-4: نمایش پاسخگویان برحسب حمایت اقوام120
نمودار شماره -9-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان نشانه های جسمانی122
نمودار شماره -10-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان اضطراب و اختلال خواب123
نمودار شماره -11-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان اختلال کارکرد اجتماعی124
نمودار شماره -12-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان نشانه های افسردگی125
نمودار شماره -13-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری افراد از سلامت عمومی126
نمودار شماره -14-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت عاطفی127
نمودار شماره -15-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت ابزاری128
نمودار شماره -16-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت اطلاعاتی129
نمودار شماره -17-4: نمایش پاسخگویان برحسب میزان برخورداری از حمایت اجتماعی130
1-1-مقدمه
سلامت یکی از ارکان توسعه پایدار وبخش لاینفک شکوفایی و ارتقای کیفیت زندگی است. به عبارت دیگه حفظ و ارتقای سلامت پیش احتیاج حرکت در راستای برنامه ریزی های اقتصادی واجتماعیه.سلامت یکی از حقوق اساسی بشره که مفهومی پویا داره . هرجامعه، زمانی از پویایی ونشاط برخوردار خواهد بود که شهروندان از سلامت جسمی، روانی واجتماعی مطلوب برخوردار باشن در این صورته که جامعه میتونه پله های ترقی و تکامل رو طی نموده و به سطح قابل قبولی از توسعه دست یابد. درواقع باید گفت سلامت جامعه درگرو سلامت جسمی و روانی و اجتماعی تک تک افراده و افراد در جامعه سالم پرورش می یابند. دراین میان سلامت دانشجویان از اهمیت ویژه ای در فرآیند رشد وتوسعه فرهنگی، اجتماعی واقتصادی جوامع ، برخورداره ونقش اساسی وتعیین کننده ای داره. دانشجویان به عنوان نیروی انسانی برگزیده از نظر استعداد وخلاقیت وپشتکار، منابع معنوی هر جامعه وسازندگان فردای کشور خویش به شمار می روند. عوامل بیشماری از قبیل زمینه های قبلی، بیماری، سبک زندگی و… برروی سلامت ایشان تاثیر گذاره؛ ومی تواند باعث کاهش یا ارتقا سلامت ایشان باشه درمیان عوامل مختلف ومتعدد دراین پژوهش حمایت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل موثر بر سلامت عمومی دانشجویان مورد توجه و سنجش قرار میگیره.
حمایت اجتماعی اساس تعلق داشتن، پذیرفته شدن و مورد عشق و محبت قرار گرفتن می باشه. حمایت اجتماعی واسه هرفرد ارتباط امن به وجود می آورد که احساس محبت ونزدیکی، یکی از ویژگی های اصلی این ارتباطه.حمایت اجتماعی یه کمک دوجانبهه،که موجب خلق تصور مثبت از خود، پذیرش خود واحساس عشق و ارزشمندی میشه و تمام اینا به فرد فرصت خودشکوفایی ورشد می بده.
باتوجه به اهمیت تامین سلامتی دانشجویان، این مطالعه باهدف بررسی تاثیر حمایت اجتماعی در ارتباط با سلامت عمومی دانشجویان در سال تحصیلی 93-1392 در دانشگاه علامه طباطبایی انجام می پذیرد.
در این فصل ابتدا طرح مساله، انگیزه پژوهشگر مطرح و پس از اون به تدوین اهداف پژوهش پرداخته شدهه و در پایان به ضرورت واهمیت موضوع و فایده پژوهش پرداخته خواهدشد.
2-1- طرح مساله
سلامتی موضوع مهمیه که ذهن انسانهای خیلی رو در طول تاریخ به خود مشغول کردهه و به همین دلیل مطالعه راجع به سلامت، ابعاد اون، عوامل موثر ومرتبط با اون، عوامل پیش بینی کننده وعوامل ارتقا دهنده اون همیشه مورد توجه پزشکان، مددکاران اجتماعی، روانشناسان و …بودهه. به طور کلی می توان گفت فرد سالم کسیه که بیمار نباشه، نقص عضو نداشته باشه، باتغییرات محیطی هماهنگی داشته باشه، ازقدرت کافی واسه اداره امور زندگی برخوردار باشه ومقاومت لازم دربرابر پیشامدها واتفاقات رنج آور رو داشته باشه ودارای تعادل روانی وسازگار با محیط باشه. درگزارش گروه کاری سازمان بهداشت جهانی (2000) درخصوص ارتقای سلامت، سلامت اینگونه تعریف شدهه:”سلامت گستره ایه که در اون محدوده، فرد یاگروه میتونه آرمانها و راه برآورده ساختن نیازها رو درک نموده وازطرف دیگه قادر به تغییر وسازش با محیط باشه”.بدین ترتیب سلامت به عنوان وسیله ای واسه زندگی هرروزه در نظر گرفته میشه نه به عنوان هدف زندگی. ازدیدگاه این سازمان سلامتی حالت صحت کامل جسمی، روانی واجتماعیه؛ شاخص های ارائه شده سلامتی درسال 2000 عبارت بود از: حرمت انسان، استقلال، مسئولیت فردی واجتماعی، سطح سواد، اشتغال، امنیت، پاسخگو بودن مسئولین وخدمات بهداشتی ودرمانی که دربین 194 کشور عضو ایران رتبه 96 رو به دست آوردهه ودرارتباط با خدمات بهداشتی، رتبه 154 رو کسب کردهه. بدین ترتیب ملاحظه میشه که موضوع سلامتی افراد تنها در بیماری های جسمی خلاصه نشده وبه طور عمده درچهارچوب سلامت روانی واجتماعی قرار میگیره. مشکلای مربوط به سلامت میتونه عملکرد شخص رو تضعیف نماید وسبب ایجاد خسارت واسه خونواده وجامعه ونیز میتونه مسائل هیجانی وهزینه های اقتصادی رو به بار می آورد. امروزه به علت پیشرفت در فناوری وتاثیر مستقیم اون بر کیفیت زندگی انسان، پرداختن به مساله سلامت وعوامل موثر بر اون اهمیت ویژه ای یافتهه وتامین سلامتی افراد جامعه یکی از مهم ترین مسایل اساسی در هر کشوره. مطالعات علمی وسیعی که در این زمینه تاکنون انجام پذیرفته میتونه با شناسایی دقیق عوامل تهدید کننده سلامتی ونیز رفع ابهامات، راهگشای واسه برنامه های ارتقا سلامت باشه.
روشنه هر گونه تلاش در زمینه دستیابی به سلامت وآرامش که هم احتیاج فردی وهم احتیاج اجتماعیه، مستلزم آشنایی با معنا ومفهوم سلامت وچگونگی اندازه گیری ونیز یافتن راه های ارتقا اون می باشه. دراین راستا دانشگاه ها هم به دلیل نقش مهمی که در تعلیم وپرورش نسل آینده ساز کشور دارن از این قاعده مستثنی نمی باشن. دانشگاه ها سازمان هایی هستن که هر ساله تعداد قابل توجهی از جمعیت جوان رو جذب می کنن وطی زمان معینی توانمندی علمی وعملی این اشخاص رو پرورش میدن ودر نهایت نیروهای آموزش دیده رادر اختیار جامعه قرار میدن. باید خاطرنشان کرد ورود وتحصیل در دانشگاه بابروز تغییرات زیادی در روابط فردی و اجتماعی همراهه، درکنار این تغییرات انتظارات و نقش های جدیدی هم که در طول دوران تحصیل دردانشجویان شکل میگیره، نیزمی توان اشاره کرد.توجه به این نکته حائز اهمیته که دوران تحصیل دانشگاهی به واسطه عوامل فردی، فرهنگی، اجتماعی واقتصادی ازجمله دوری از خونواده و عدم برخورداری کافی از حمایت آنان، مشارکت ومسئولیت پذیری اجتماعی، ارتباط زمانی این دوره با شرایط دوره جوانی، فشارهای تحصیلی، کمبود زمان وامکانات تفریحی، آینده نامشخص وفشارهای درسی، مشکل پرداخت هزینه ها و….دوره خاص تلقی میشه. قرار گرفتن درچنین شرایطی اغلب با فشارها ونگرانی هایی توامه وعملکرد وبازدهی افراد رو تحت تاثیر قرار می بده. امروزه موضوع سلامت دانشجویان مساله ای حیاتیه که چالشهای اساسی رو برانگیختهه . دانشجویان قشر وسیعی از جمعیت فعال رو تشکیل میدن و نقش مهمی رو در آینده کشور ایفا می کنن(آزاد 206:1385). در سالهای اخیر گزارشات خیلی درباره افسردگی ،سوء مصرف مواد وافت تحصیلی درمیان دانشجویان جهان دیده میشه؛ وشیوع بیماری های روانی در بین دانشجویان یکی از 5 موضوع مهمیه که دانشگاه ها در کشورهای مختلف با اون روبرو هستن. همونطور که ذکرآن رفت میزان شیوع اختلالات وبیماری های روانی دربین دانشجویان در حال افزایشه. استرس های گوناگون با تاثیر منفی که بر منابع مقابله فردی واجتماعی شخص اعمال می کنن، باعث کاهش مقاومت فرد گشته ودر دراز مدت اثرات ناخوشایندی بربهداشت روانی وجسمانی دانشجویان می گذارند ودر نهایت به پایین آمدن سلامت وکیفیت زندگی اونا منجر شده و اونا رو از ایفای نقش بازمی داره. داشتن مشکلای مربوط به سلامت منجر به اختلال در انجام تکالیف درسی،کاهش انگیزه، اضطراب وترس شده و باعث میشه که دانشجویان بخش قابل توجهی ازنیروی فکری خودرا صرف چنین مشکلاتی کنن ودرنتیجه توان وعلاقه کافی رو واسه فعالیت در امور آموزشی نخواهند داشت. با وجود این اگرچه این تغییرات میتونه استرس هایی ایجاد نماید، اما ضرورتا باعث تنش یا اضطراب ، بلکه تعامل بین انواعی از عوامل استرس زا ومهمتر نحوه ادراک آنهاست که منجر به تنش یا اضطراب میشه، واین ادراک به نوع وتعداد منابع حمایت اجتماعی موجود واسه اونا ونیز تاثیرات فرهنگی بستگی داره. همونطور که گفته شد، وجود مشکلای مربوط به سلامت در فعالیت های آموزشی دانشجویان تاثیر به سزایی داشته واز یه سو افت تحصیلی وگاهی ترک تحصیل رو در پی خواهد داشت واز سوی دیگه باعث هدر رفتن منابع مادی، نیروی کار حرفه ای، اتلاف وقت واحساس ناامیدی در اونا میشه از اینرو لازمه توجه به مشکلای روحی و جسمی واهمیت به سلامت دانشجویان درراس امور مسئولین دانشگاهی قرار گیرد.
حمایت اجتماعی عامل مهمیه که به عنوان متغیر واسطه ای بین استرس وبیماریهای روانی واجتماعی عمل می کنه.لین وهمکارانش در مقاله خود حمایت اجتماعی راچنین تعریف کرده اند”حمایت قابل دسترس واسه فرد از طریق پیوندهای اجتماعی با سایر افراد، گروه ها واجتماع بزرگتر. در واقع حمایت اجتماعی از طریق ارتقا سطح رفتارهای بهداشتی وکاهش نتایج منفی وفشارآور رویدادها برسلامت فرد تاثیر می گذارد. حمایت اجتماعی کمکی دوجانبهه که موجب خلق تصور مثبت از خود، پذیرش خود، احساس عشق وارزشمندی میشه ودر همه این موارد به فرد فرصت خودشکوفایی ورشد می بده. برخورداری از منابع حمایتی امکان حفظ وتداوم سلامتی رو فراهم می کنه. این برخورداری به گونه ایه که می توان سلامتی رو به عنوان تابعی از میزان حمایت اجتماعی در نظر گرفت؛ به عبارتی هرچه میزان حمایت اجتماعی افزایش یابد سطح سلامت هم افزایش می یابدو بالعکس. از این نگاه سلامتی مشروط به داشتن حمایت اجتماعیه. حمایت اجتماعی افراد رو قادر می سازد تاتوانایی رویارویی بامشکلات زندگی روزمره و بحران های اون راداشته وبه خوبی اونا راسپری کنه .پیوستن افراد به گروهها وسازمانها خود دلیلیه بر احتیاج انسان به حمایت اجتماعیه.
طبق مطالعات ومشاهدات صورت گرفته توسط محقق مشخص شده میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی متفاوته. متغیرهای مختلفی میتونه این تفاوت رو تبیین کنه که دراین میان ما قصد داریم نقش حمایت اجتماعی رو به عنوان متغیر تعیین کننده بر میزان سلامت دانشجویان بررسی نماییم.
درواقع مادر این پژوهش قصدداریم بدانیم میزان حمایت اجتماعی چه تاثیری بر میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی داره؟
3-1- انگیزه پژوهشگر
سلامتی موضوعی مشترک دربسیاری ازفرهنگ هاست که همه سازمانها ی بهداشتی – درمانی جهت دستیابی به اون تلاش می کنن. عوامل متعددی بر سلامتی تاثیر گذارند که یکی از اونا حمایت اجتماعیه؛ حمایت اجتماعی عاملیه که موجب احساس امنیت و خوداررزشمندی درفر میشه ودرنتیجه امکان رشد وخودشکوفایی رو واسه فرد فراهم می کنه، تامین حمایت اجتماعی در رشد شخصیت، سلامت هیجانی وروانی فرد آثار پیشگیرانه و درمانی داره وپزشکان تماس های اجتماعی رو دربهزیستی فرد وبهبود ناراحتی های او موثرمی دانند. هم اینکه پژوهش های بررسی شده توسط محقق نمایانگر این نکتهه که مردمانی که پیوندهای اجتماعی گسترده تری دارن (ازدواج، ارتباط با دوستان ووابستگان نزدیک، عضویت در مساجد، کلیسا وسایرانجمن ها) بیش ازکسانی که از پشتیبانی کمتر برخوردارند، عمر می کنن وکمتر گرفتار بیماریهای ناشی از فشار روانی می بشن. باتوجه به مطالب ذکر شده پژوهشگر بر اون شد تا با توجه به اهمیت ونقش اساسی دانشجویان در روند توسعه کشوروهمچنین با توجه به اینکه پژوهشگر در دانشکده علوم اجتماعی مشغول به تحصیل می باشه و از نزدیک شاهد بعضی از مشکلای دانشجویان می باشه، به بررسی سلامت عمومی دانشجویان با تاکید بر عامل حمایت اجتماعی به عنوان یکی از عوامل دخیل در سلامت عمومی بپردازد.
4-1- اهدف پژوهش
اهدف اصلی:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج میشه که ممکنه موقع انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا واسه دمو می باشه

ولی واسه دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی همه قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنین

بررسی وشناخت تاثیر میزان حمایت اجتماعی برمیزان سلامت عمومی دانشجویانه.
بررسی میزان برخورداری دانشجویان از سلامت عمومی.
ارایه راه کارایی واسه ارتقای میزان سلامت عمومی دانشجویان
اهداف فرعی:
بررسی تاثیرمیزان حمایت عاطفی برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
بررسی تاثیرمیزان حمایت ابزاری برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
بررسی تاثیرمیزان حمایت اطلاعاتی برمیزان سلامت عمومی دانشجویان
5-1- ضرورت و اهمیت موضوع :
یکی از محورهای ارزیابی در جوامع مختلف، ارزیابی سلامت اون جامعهه. سلامتی افراد جامعه نقش مهمی در تضمین پویایی وکارآمدی هرجامعه ایفا می کنه. از اونجا که دانشجویان از اقشار مستعد جامعه وسازندگان فردای هر کشور هستن ارزیابی سلامت آنان از اهمیت ویژه ای برخورداره .
علیرغم آنکه تجربه ورود به دانشگاه تجربه خوشایند وبی بدیل خیلی از جوانانه ولی مانند هر تجربه دیگه با بعضی موقعیت های اضطراب آور هم همراهه.ورود به فضای جدید، دوری ازخانواده، تفاوت میان الگوهای ذهنی با واقعیت های موجودو…مثلا عوامل استرس زایی هستن که متعادل کردن اونا نیازمند فراهم آوردن شرایط وفضای مناسب واسه تامین سلامت دانشجویانه. قرار گرفتن در چنین شرایطی میتونه موجب افت تحصیلی، بروز تنشهای فردی مشکلای ارتباطی وعدم شکوفایی استعدادها گردد. از اونجا که سلامت نقش عمده ای در کارکرد در تمام زمینه های فردی، خانوادگی واجتماعی داره بدیهیه که برنامه ریزی صحیح وجامع در تامین سلامت دانشجویان کاملا ضروری به نظر می رسد. باتوجه به مطالب ذکر شده به نظر می رسد اگه عوامل موثر برسلامت عمومی دانشجویان شناسایی گشته وبه خوبی درک بشن، کمک زیادی درجهت بهبودی سلامت اونا میشه؛ اما اگه دراین حوزه سرمایه گذاری انسانی ومادی صورت نگیرد وسلامت عمومی دانشجویان مورد غفلت قرارگیرد مشکلای خیلی ازجمله ناسازگاری های فردی ، اجتماعی وتحصیلی گریبانگیر آنان میشه. با توجه به مطالب ذکر شده و نظر به اینکه در مورد سلامت عمومی دانشجویان علامه طباطبایی پژوهشی صورت نگرفته لذا محقق انجام پژوهشی با این عنوان رو ضروری دیده وبه اجرای چنین پژوهشی روی آوردهه.
6-1- فایده پژوهش
نتایجی که پس از هر پژوهش به دست می آید واسه راهگشایی و حل مشکلای در راستای همون موضوع مورد استفاده قرار میگیره.در این پژوهش تاثیر حمایت اجتماعی بر میزان سلامت عمومی دانشجویان مورد بررسی قرار میگیره. باتوجه به اهمیتی که سلامت افراد داره شناخت عواملی که سلامت عمومی رو افزایش یا کاهش می بده ضروریه. شناخت عوامل موثر بر سلامت دانشجویان امکان پیش بینی و برنامه ریزی جهت کمک به سلامت آنان رو فراهم می کنه. از طرفی این موضوع به دست اندر کاران آموزش عالی کمک می کنه تا با بسط وتوسعه مراکز وکلینیک های خدماتی مشاوره، مددکاری اجتماعی و روان در مانی و ارایه بیشتر خدمات رفاهی وبهداشتی ومهارت های زندگی از شیوع ناراحتی های روانی، جسمی واجتماعی که گاه گریبانگیر باهوش ترین وخلاق ترین دانشجویان میشه جلوگیری کنه.
واسه انجام برنامه ریزی صحیح وجامع لازمه پژوهش هایی در زمینه شناخت وضعیت سلامت دانشجویان وهمچنین شناخت عوامل موثر بر اون صورت گیرد؛ لذا در راستای اهداف فوق این پژوهش به دنبال بررسی میزان سلامت دانشجویان وشناخت عوامل اثر گذار(یکی از این عوامل حمایت اجتماعیه) برآنه. هم اینکه این پژوهش میتونه به عنوان یه نمونه پژوهش تجربی مورد استفاده ی افرادی که به هر نوعی موضوعی مشابه با این پژوهش دارن قرار گیرد.
هم اینکه این پژوهش میتونه واسه مسئولین دانشگاهی فوایدی دیگه ای هم داشته باشه:
– فراهم آوردن داده های کاربردی
– سازمانها ونهادهای مسئول رو در تهیه خط مشی های مناسب واسه کمک به دانشجویان در زمینه سلامت یاری میکنه.
– برنامه ریزی در جهت پیشگیری از بیماریها واختلالات ودستیابی به سلامت رو هدایت خواهد نمود.
– ارایه راه کارهای لازم در جهت افزایش سلامت عمومی به مشاوران، روانشناسان، مددکاران اجتماعی و… جهت استفاده در فعالیت های حرفه ای خود

مقدمه
بیماری از بدو پیدایش بشر وجود داشتهه وهیچ فردی به طور کامل درمقابل اون مصونیت نداره واین خطریه که بشر رو مرتباً تهدید می کنه. در تعادل سلامت، انسان به تنهایی مطرح نیست بلکه اونچه مورد بحثه، پدیده هایی هستن که در اطراف او وجود دارن و بر مجموعه سیستم نظام او اثر می گذارند و از اون تاثیر می پذیرند. بدون شک عوامل متعددی برسلامت جسمانی وروانی افراد تاثیرگذارند، عواملی وجود دارن که می توانند به سلامتی آسیب وارد کنن ودرمقابل عواملی هم وجود داره که می توانند سلامت افراد رو ارتقا ببخشند؛ ازجمله این عوامل می توان به حمایت اجتماعی اشاره نمود که به افراد کمک می کنه تا با شرایط استرس زا کنار بیایند وآسیب روانی وجسمانی کمتری رو متحمل بشن. واسه روشن شدن بهتر بحث مادر این فصل ابتدا تاریخچه مطالعه سلامت عمومی وحمایت اجتماعی رو مطرح کرده و سپس تعاریفی راجع به سلامت وحمایت اجتماعی وعوامل موثر برآنها مطرح گردیده ودرادامه نظریه ها ومدلهای مربوط به موضوع وپیشینه پژوهش در ایران وجهان مطرح شده ودر پایان چهارچوب نظری ، الگوی نظری، فرضیات پژوهش وسوالات پژوهش ارائه میشه.
سلامت عمومی
2-2- تاریخچه موضوع
1-2-2- تاریخچه مطالعه سلامت عمومی
سلامت وبیماری ومفاهیم اون از ابتدای بشر ودر همه فرهنگ ها وجود داشتهه. اما بخش اعظم اونچه ما می شناسیم از تحولات جامعه غربی در طول دو یا سه قرن گذشته ناشی میشه که ما بخشی از تاریخچه مطالعه سلامت عمومی رو در ذیل می آوریم:
سلامت عمومی از رویکردهای متفاوت مورد بررسی قرار گرفته وهرکدام از رویکردهانقش تکمیلی رو واسه دیدگاه های دیگه فراهم ساختهه. در آغاز به تعاریفی از سلامت عمومی می پردازیم وسپس به قدیمی ترین نگرش درسلامت عمومی تحت عنوان نگرش” زیست شناختی” اشاره شده وسپس به نگرش” روانشناختی” و”جامعه شناختی” پرداخته میشه ودرنهایت،” نگرش سیستمی” وتنیدگی بین عوامل زیستی، روانی واجتماعی مطرح شده وبستر مناسبی واسه عنوان نمودن” نگرش روانشناسی” سلامت فراهم میشه.
درتعریف سلامت عمومی باید به دورویکرد عمده تاکید نمود: نگرش اول، سلامت به معنی فقدان بیماری یا معلولیت شناخته میشه. دراین نگرش، سلامت حقیقی یعنی پیشگیری از بیماری ونابهنجاری از اینرو، اگه فردی مشکلای روانشناختی ویاجسمانی رو تجربه نکند انسانی سالم نامیده شده وبه عنوان فردی بهنجار شناخته میشه که هیچ گونه بیماری یا معلولیت رو تجربه نمی کنه. دررویکرد دوم که پس از تدوین نظامنامه سازمان بهداشت جهانی رایج گردیدهه به مفهوم بهزیستی وکیفیت مثبت زندگی تاکید میشه. دراین نگرش سلامت به عنوان یه مفهوم مثبت نگریسته شده وعلاوه براینکه فرد ابعاد منفی یا بیماری رو تجربه نمی کنه، به صحت وآسایش زیستی ودیگر عوامل مثبت گسترده اجتماعی، سیاسی واقتصادی تاکید میکنه. در این زمینه می توان به تعریف سلامت در نظام نامه سازمان بهداشت جهانی اشاره نمود: “سلامت حالت کامل آسایش وکامیابی زیستی، روانی واجتماعیه وصرف فقدان بیماری یا معلولیت نمی باشه.” بنیارد1 1996، نگرش فوق رو به عنوان یه نگرش ایده آل گرایانه مورد بررسی قرار داده وعنوان می کنه که دستیابی به اهداف سازمان بهداشت جهانی به راحتی امکان پذیر نیست. وی تعریف سلامت برمبنای حالت کامل صحت وکارکرد مطلوب زیستی، روانی واجتماعی رو مورد انتقاد قرار دادهه واظهارمی کنه که رسیدن به این وضعیت درعمل بسیار مشکله. او اعتقاد داره که عوامل اجتماعی، اقتصادی وسیاسی درکشورهای جهان سوم وضعیت سلامت رو تحت پوشش قرار دادهه، شاید بتوان گفت که اکثریت این افراد رو باید به عنوان انسان هایی ناسالم برچسب گذاری نمود زیرا زندگی این افراد درتمامی لحاظ ها کامل نیست وکیفیت زندگی مطلوبیندارن. دراینجا لازمه واسه روشن شدن بیشتر مفهوم سلامت عمومی به چند تعریف دیگه هم اشاره داشته باشیم:
“سلامت عمومی، شامل عملکرد کاملاً سازگار فرد ونیز سازش یافتگی اوباجهانه، که ماحصل چنین عملکردی، احساس اثربخش بودن وسعادتمندیه. سلامت عمومی تنها واجدکارایی واحساس رضایت نیست، بلکه میتونه یه حالت روانی استوار، یه رفتار اجتماعی مناسب ویا یه گرایش ومیل شادمانه باشه؛ به عبارت دیگه به عنوان یه حالت تعادل درون خود ودرون محیط تعریف میشه.” (فیاض دستگردی، 12:1379)
“تعادل درعملکرد قوای جسمی، روحی و اجتماعی ونه وجود عارضه جسمی به عنوان شاخص اصلی درتعیین وضعیت سلامت فرد محسوب میشه؛ از طرفی بهزیستی وتندرستی شخص متاثراز عوامل متعدد محیطی، جغرافیایی، فرهنگی واقتصادی می باشه وهرگونه تغییر دراین عوامل میتونه سلامت جسم وروان رو تحت تاثیر خود قراردهد”. (اسدالهی، 25:1378)
نگرش زیست شناختی به سلامت عمومی:
نگرش زیست شناختی بامدل پزشکی شناخته میشه زیرا که در مدل پزشکی تلاش میشه تا به بررسی عوامل جسمانی مشخص ومعینی پرداخته بشه. قدیمی ترین نگرش به سلامت عمومی در محدوده زیست شناختی وعلوم پزشکی جای داره واز زمانهای قدیم دراین نگرش به رابطه بین عفونت ها ونواقص بدنی بارفتار پریشان پرداخته شدهه. این نگرش در قرن 18 با اوج خود رسید وپیشرفتهای عظیمی درکالبدشناسی، فیزیولوژی وژنتیک حاصل نمود. در نگرش زیست شناختی تصوربراین می باشه که واسه هراختلال بایدبه دنبال یکی از علتهای زیست شناختی بود وبدینوسیله به نقش عوامل زیست شناختی در سلامت عمومی تاکید میشه. یکی از مفرضات نگرش فوق رو می توان اینگونه مطرح کرد که همه رفتارهای غیرانطباقی ناشی از اختلال عملکرد درساختار بدنه. تبیین چنین اختلالی میتونه اینگونه باشه، عارضه فوق یا موروثی بوده یا به صورت اکتسابی درساختاربدن پدیدآمدهه.
اطلاعات اخیر در زمینه سلامت عمومی، ازاین ادعا حمایت می کنه که دراکثر موارد، عوامل زیست شناختی نقش موثری برعهده داشته ومعیار مهمی واسه سلامت عمومی می باشه. امروزه، از طریق پیشرفت های نوین همانند تصویر برداری از مغزو مغزنگاری کامپیوتری، مشخص گردیده که عوامل زیست شناختی تاثیرات شدیدی برکارکردهای روانی واجتماعی برجای می گذارد. بعضی از محققین نگرش زیست شناختی اعتقاد دارن که تنها بروز بیماری به عنوان ناسلامتی وعدم بیماری به عنوان سلامتی درنظر گرفته وملاک مهم دیگه ای در تشخیص سلامت عمومی وجود داره. اونا اعتقاد دارن، فقدان درد از دیگه مواردیه که میتونه معرف سلامت عمومی باشه.
نگرش روانشناختی به سلامت عمومی:
ازدیدگاه روانشناختی، تعریف وتعیین سلامت عمومی، یعنی عدم بروز اختلال روانی. از اینرو افرادی که رفتار غیرعادی رو نشون نمی دهند وهمواره با محیط پیرامون خویش سازگاری دارن، به عنوان شخص سالم مطرح می بشن. امروزه در زمینه انطباق پذیری وسلامت عمومی، رشته نوینی دررویکرد روان شناختی به وجودآمدهه. دراین نگرش که به عنوان شاخه روانشناختی سازگاری2مطرح میشه. در این نگرش به 4 منبع سازگاری تحت عنوان استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت اشاره میشه برطبق این نگرش این4 منبع نقش اساسی در سازگاری فرد ایفا می کنن. افراد درمواقعی که افراد از میزان بالای استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت برخوردار بشن سازگاری شخصی اونا به خطرافتاده وسلامت عمومی اونا مورد تهدید قرار میگیره وهمچنین در مواقعی که افراد از میزان بسیار اندک استرس روانی، اضطراب، افسردگی ومحرومیت برخوردار بشن، بازهم انطباق پذیری اونا به خطر می افتد وسلامت عمومی اونا مورد تهدید واقع میشه. در نگرش فوق باید منابع سازگاری رادر حد متوسط وهماهنگ با هنجارهای اجتماعی تجربه نمود از اینرو تجربه شدید وخفیف اینگونه منابع سازگاری سلامت عمومی فرد رو به خطر می اندازد.
اکثر روانشناسان توافق نظر دارن که غیرعادی بودن، عدم مقبولیت اجتماعی، ادراک یا تفسیر شخصی نادرست از واقعیت وحالات هیجانی ناخوشایند مثلا ملاک هایی می باشن که تعیین کننده سلامت عمومیه، درصورتی که فردی اینگونه موارد رو نشون ندهد از سلامت عمومی برخوردار می باشه.
– غیرعادی بودن: افرادی که رفتار نابهنجار دارن در اقلیت می باشن اما هررفتاری که در اقلیت باشه (یعنی بافراوانی کمتری تولید بشه) الزاماً نابهنجار نخواهد بود. هرچند نادربودن یا انحراف آماری داشتن، معیار کافی واسه طبقه بندی یه رفتار در طبقه رفتارهای نابهنجار نیستن، ولی اغلب موارد مورد استفاده قرار می گیرند. پس، دربسیاری از موارد، رفتاری که به ندرت مشاهده بشه وازرفتار عادی انحراف داشته باشه نابهنجار به حساب می آید.
ـ عدم مقبولیت اجتماعی: هراجتماع دربافت خود قواعد یا هنجارهای رفتاری قابل قبولی داره. دراجتماع ایران، پابرهنه رفتن درکوچه وخیابان نابهنجاربوده امادراجتماع هندوستان بهنجاره.
ـ ادراک یا تفسیر شخصی نادرست از واقعیت: شنیدن صداهای عجیب وغریب ودیدن اشیای غیرممکن توهم3 به حساب می آید وهمچنین افکار آزاردهنده4 هم میتونه شاخص های بیماری روانی باشه. از اینرو هرگونه هذیان، توهم وگاهی اوقات خطای حسی5 میتونه ملاک هایی از اختلال روانی باشه.
ـ حالات هیجانی ناخوشایند: اضطراب، افسردگی، ترس های افراطی وسایر حالات هیجان ناخوشایند می توانند سلامت عمومی فرد رو خدشه دارکنند. هرچند گاهی اوقات اضطراب وافسردگی به یه موقعیت خاص میتونه واکنش معقولی باشه ولی اگه اضطراب وافسردگی زمانی طولانی دوام یابد آنگاه نابهنجار مطرح میشه.
رویکردجامعه شناختی به سلامت عمومی:
ازدیدگاه اجتماعی، فردناسالم کسیه که توانایی مقابله موثر با استرس های اجتماعی وتقاضاهای محیطی رو نداشته باشه. دراین دیدگاه عدم سلامت اجتماعی فرد رابه عنوان نقصی در نظام حمایت اجتماعی فرد ملاحظه می کنه. این نظام حمایتی شامل همسر، والدین، خواهر وبرادر، وابستگان و… وهمچنین سازمانهای اجتماعی ونهادهای دولتیه. جامعه شناسان منکرساخت ژنتیکی درایجاد رفتارغیرانطباقی نیستن بلکه می گویند این عوامل به تنهایی چنین رفتاری رو ایجادنمی کنن. نگرش جامعه شناسی درمورد سلامت عمومی مطرح می کنه که وضعیت آموزشی نامساعد، جنایت وجرم، مسکن نامناسب وتعصب درطبقه های پایین اقتصادی وحتی همسایه های فاسد ممکنه عوارض بیشتری رو متوجه فرد آسیب پذیرکنند. به عنوان مثال نظریه انتخاب اجتماعی6 عنوان می کنه که در طبقات اقتصادی واجتماعی پایین جامعه رفتار غیرانطباقی شایع تره زیرا افرادی که عملکرد خوبیندارن، دچارحرکت اجتماعی روبه انحطاط می بشن وسیر قهقرایی رو طی می کنن.
نگرش روانشناسی سلامت7:
عوامل زیستی، روانی واجتماعی در نگرش روانشناسی سلامت، به تنیدگی پرداختهه ومفروضات نگرش کل گرایی8 عنوان میشه. دراین نگرش کل فرد درطول درمان مورد توجهه وتنها به یه عضو خاص ازبدن بیمار پرداخته . در راه و روشی که از بانیان اون می توان به مایر9 اشاره نمود، ابعاد زیست شناختی، روانشناختی وجامعه شناختی به عنوان عوامل سازنده سلامت عمومی درنظر گرفته میشه. اواعتقاد داشت که سلامت به عنوان یه سازه مفهومی جامع می باشه وتاثیرپذیری شدیدی رو از همه متغیرهای زیست شناختی، روانشناختی وجامعه شناختی نشون می بده.
این نگرش دردهه آخر قرن بیستم حرکت های فزاینده ای نمود ونظریه های پزشکان، روانشناسان وبه خصوص جامعه شناسان پزشکی، تحولات چشم گیری رو درجنبه های کاربردی اون ایجادنمود.
درمدل فوق، نگرش سیستمی به کاربرده شدهه وتعامل بین عوامل درتمامی سطوح مدنظر قرار میگیره. سیستم ها رو می توان ازسیستم های اکولوژیک آغاز کرده وبه سیستم های جسمانی ختم کرد.
ازجمله نظریه پردازان مدل زیست ـ روانی واجتماعی توماس مک کیون10 1984ه. وی در نظریات خویش مطرح نمود که به علت ارتقای سطح دانش در محدوده پزشکی به راحتی می توان از افزایش بیماریها جلوگیری به عمل آورد. این دانش تازمانی به کاربرده میشه که بتوان تغییرات چشمگیری رو درسبک زندگی افراد ایجادکرد، اینگونه تغییرات با متغیرهای اجتماعی واقتصادی همراه بوده ومی تواند زمینه مساعدی رابرای رفاه عمومی فراهم سازد. وی اعتقاددارد که رفاه عمومی میتونه معرف سلامت عمومی گردد ولی واسه ایجادآن، باید به تمام عوامل روانی ـ اجتماعی تاکید نمود. پس سلامت حقیقی فرآیندیه که توانمندی شخص، با یه زندگی مرفه رو منعکس می کنه.
2-2-2- تاریخچه مطالعه حمایت اجتماعی
در سالهای 1960 تا 1970 به دنبال یه دیدگاه غالب محیط نگر در روانشناسی، محیط علت اصلی ناراحتی های روانی وفیزیکی محسوب می شد. یکی از متغیرهای اجتماعی که مورد نظر محققان قرار گرفت حمایت اجتماعی بود. در این زمان امید می رفت که حمایت اجتماعی به عنوان یه نوشداروی اجتماعی توضیح بده که چرا عده ای از مردم در مقابل استرس ها غافلگیر شده در حالی که عده ای دیگه به همون اندازه دچار استرس می بشن در مقابل اون مقاومت داشتن.(عبدی فر، 69:1373)
در تحقیقات مربوط به استرس دخالت حمایت های اجتماعی عمومی ومشترکه. حمایت معمولا رابطه معکوس با فشار داره به طوری که اگه این حمایت ها موجود باشه، آرامش واسه اونا فراهم میشه. امروزه ثابت شدهه که افرادی که در محیط های حمایتی قوی به سر می برند از لحاظ روانی نسبت به افرادی که از چنین فرصتی برخوردار نیستن در وضعیت بهتری به سر می برند زیرا حمایت بر سلامت روانی فرد، خونواده وجامعه اثر مستقیم داره.(بیرو وهمکاران، 400:1380) حمایت اجتماعی ومیزان اون تابع روابط اجتماعیه که فرد در غالب پیوند با دیگرون یا عضویت در گروه ها واجتماعات داره. بستری که این روابط رو واسه فرد فراهم می کنه، جامعهه.جامعه زمینه ساز وبسترشکل گیری روابطیه که فرد میتونه داشته باشه، لذا واسه داشتن رابطه باید با جامعه ارتباط برقرار کردوبه دنبال اون، بدون تردید تامین سلامت روانی در قبال حضور در جامعه وارتباط با افراد حاضر در جامعه در قبال تغییرات سریع اجتماعی و فنی وتغییرات ووقایع تنیدگی زای زندگی امری اجتناب ناپذیره. به طور کلی حمایت اجتماعی شامل حمایت عاطفی، ابزاری واطلاعاتی می باشه. حمایت اجتماعی شامل ابراز عشق ومحبت، مراقبت ونگهداری، احترام قائل شدن، اطمینان وقوت قلب، اعتماد، همدردی وتوجه می باشه. این نوع حمایت تقویت کننده مناعت طبع، حس ارزش داشتن وحسی میشه که یه نفر واسه سایرین اهمیت داشته ودر نتیجه ممکنه حسی رو بروز بده که فرد وبدن او ارزش مراقبت وحمایت کردن رو داشته باشه، ضمناً ممکنه دریافت کننده رو قادر سازد تا استرس وفشار رو کنترل کنه وبه همین وسیله تاکید اساسی بر حفظ سلامت به جای درگیر شدن در فعالیت های مضر یا بی هدف رو داشته باشه. ارتباط صادقانه وخالص موجب تقویت حسی از پیروزی وتبحر شده ودر فرد حس افتخار واعتماد رو واسه انجام تلاش ها به وجود آورد، در ضمن ممکنه افراد رو از طریق توسعه تدابیر و ارتقای سلامت تشویق به انجام کنترل در مورد سلامت ورفاه شان کنه.
رویکردهای مطالعه حمایت اجتماعی:
سه نگرش کلی واسه خیلی ازکارهای عملی درمورد حمایت اجتماعی مشخص شده، این رویکردها در بیست سال اخیر تکمیل شده اند. این رویکردها شامل: نگرش شبکه اجتماعی یا جامعه شناختی، نگرش ادراکی یا شناختی و نگرش کنش متقابل یا ارتباطی می باشه. این رویکردها یکی پس از دیگه ای پدید آمدند.
رویکردشبکه های اجتماعی11:
اولین پژوهش ها درمورد حمایت اجتماعی وسلامت با روشهای شبکه اجتماعی انجام شدهه. (مثل پژوهش های برکمن وسیمی1979، هیرش1980، هوس، روبین ومترنز198212). این روشها به طورمناسب زمانی مورد برسی قرار گرفتند که پژوهش ها ظاهراً اظهار می داشتن که موجودیت صرف پیوندهای اجتماعی13(وجود پیوندهابادسته بندی مشخص) منجربه بهبود وارتقاء سلامت میشه، بدین ترتیب پژوهشها روی اون متمرکز شدن تا مشخص کنن که چگونه اندازه، تراکم، فراوانی وویژگی های دیگه شبکه اجتماعی فرد با شاخص های سلامت وبهزیستی همبستگی پیدامی کنه. بدین ترتیب این پژوهش ها درنظر داشتن کانون توجه به دیدگاه جامعه شناختی رو نشون بده، باتمرکز براینکه چگونه وجود پیوندهای اجتماعی بر روی پیامدهای سلامتی تاثیرمی گذارد.
مطالعات شبکه ارتباطی مربوط به حمایت اجتماعی باچندین انتقاد قابل توجه روبرو شدهه. نخست، دلایل زیادی وجود داره مبنی براینکه ویژگی های ساختاری شبکه اجتماعی صرفاً ارتباط ضعیفی با دستیابی به حمایت ونیز با پیامدهای سلامت دارن. (ساراسون14، 204:1375)

دسته‌ها: پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید