sdf53

2181225-342900
دانشگاه قم
دانشکده الهيات و معارف اسلامي
پاياننامه دوره دکتری علوم قرآن و حديث
عنوان:
رهیافت ویلیام مُنتگمری وات در حدیث و سیرهپژوهی
استاد راهنما:
دکتر محمدکاظم شاکر

استادان مشاور:
دکتر سيد رضا مؤدب
مرتضی کریمینیا
نگارنده:
سيد محمد موسوي مقدم
زمستان 1391

2330453212465تقديم و اهداء
(يوسف، 88)
تقديم به:
– عصارهي خلقت، پيامآور رحمت، خاتم انبيا حضرت محمد مصطفي(ص) که فلسفهي بعثتش اکمال و اتمام مکارم اخلاق و فضايل انساني بود؛
– و خاندان پاکش(ع) که کشتي نجات بشريتاند؛
– به ويژه محضر مقدس امير مهرباني، صاحب دولت آسماني، حامل پرچم قسط و عدل جهاني، گسترندهي مهر و صفا، خاتم اوصيا، تجلّي همهي زيباييها، شکوفهي نبوت محمدي، غنچه‌ي ولايت علوي و ثمرهي عصمت فاطمي، بقية الله الاعظم حضرت حجة بن الحسن العسکري (روحي فداه)؛ به اميد آنکه آن يوسف زهرا(س) پذيراي اين پر کاه باشند؛
– و ساحت والا و باعظمت گوهر گرانبهاي خاندان عصمت و طهارت، کريمهي اهل بيت(ع)، حضرت فاطمه معصومه(س)؛ بانوي مهرباني که اين حقير را در شهر مقدس قم پذيرا شد و ياريام نمود تا بر کرانهي چشمه‌ي تسنيم وحي نشسته و از زلال معارف اهل بيت(ع) سيراب شوم.
«اَللَّهُمَّ اِنَّا نَرْغَبُ اِلَیکَ في دَوْلَةٍ کَريمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْاِسْلامَ وَ اَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فيها مِنَ الدُّعاةِ اِليَ طاعَتِکَ وَ الْقَادَةِ اِليَ سَبيلِکَ» (دعاي افتتاح)
تقدير و تشکر
(اعراف، 43)
حمد و ثناي بيپايان خداي را که جانم را به نور الثقلين روشن گرداند و از پرتو خورشيد جان‌بخش قرآن و حديث بهرهمندم ساخت و توفيق شاگردي در مکتب قرآن و اهل بيت(ع) را نصيبم نمود تا برگي از دفتر معارف قرآن را ورق بزنم.
با استناد به اين کلام حکيمانهي معصوم(ع) که «من لم يشکر المنعم من المخلوقین لم يشکر الله عزّ و جلّ»، بر خود لازم ميدانم که مراتب تشکر و قدرداني خود را از همهي بزرگواراني که مرا در طول تحصيل و مراحل مختلف اين پژوهش، از جمله انتخاب موضوع پاياننامه، دستيابي به منابع و تدوين آن ياري و مرهون راهنمايي خود نمودند، اعلام دارم.
تقدير و تشکر فراوان از:
– تلاشهاي بيشائبهي اساتيد محترم و معزّز راهنما و مشاور جناب آقاي دکتر محمدکاظم شاکر که با رهنمودها و دقّت نظرهاي دلسوزانه و ارزشمند خود، و جناب آقایان دکتر سید رضا مؤدب و دکتر مرتضی کریمینیا که با ارشادات خالصانه و ديدگاههاي راهگشاي خود مرا در نگارش اين پاياننامه ياري و تشويق نمودند؛
– اساتيد محترم ناظر جناب آقایان دکتر محمدتقی دیاری بیدگلی، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی و دکتر جعفر نکونام که داوري اين پاياننامه را تقبّل فرمودند؛
– مسؤولان و کارکنان محترم کتابخانهي تخصّصي مرکز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبليغات حوزه علميه قم، کتابخانه‌ي تخصّصي حدیث و تاریخ اسلام آيتالله سيستاني، مرکز ترجمه قرآن مجید قم و کتابخانه دانشگاه قم که محيطي روحاني و صميمي را براي تحقيق و پژوهش دانشجويان فراهم آوردند؛
– خانوادهي گرامي و بزرگوارم،‌ به ويژه پدر و مادر ارجمندم که نهال دين و دانش را از کودکي در نهادم کاشتند، الفباي راستين زندگي ديني را به من آموختند و در تمام مراحل زندگي و تحصيل، راهنما و مشوقم بودهاند و همواره سرشار از لطف و محبت بيشائبهشان بودهام.
– همسر صبور،‌ پرتلاش و مهربانم که در طول اين پژوهش زحمات و مرارتهاي زيادي را متحمل شده و مشکلات را با فداکاري به جان خريدند، و خانوادهي محترم ايشان که در اين دوران مرا با کمال لطف و بزرگواري پذيرا بودند؛
– و ساير دوستان و عزيزاني که زحمت ويرايش و صفحهآرايي اين پژوهش را به دوش کشيده و به نحوي در نگارش آن سهم داشتند.
طول عمر، توفيق و عزّت روزافزون اين عزيزان را از خداوند منّان خواهانم.
«تَحْمَدُکَ نَفْسِي وَ لِسَاني وَ عَقْلِي حَمْداً يَبْلُغُ الْوَفَاءَ وَ حَقِيقَةَ الشُّکْرِ، حَمْداً يَکُونُ مَبْلَغَ رِضَاکَ عَنِّي»
(صحيفه سجاديه، دعاي 51، بند 6)
چکيده
مطالعات خاورشناسان دربارهی قرآن، حدیث و سیرهی پیامبر اکرم(ص) در سدههای اخیر افزایش چشمگیری داشته است. بررسی اهداف و انگیزهها، مبانی و روشها و منابع مورد استفاده در این پژوهشها، بایستهی بررسی و تحقیق از سوی اندیشمندان مسلمان است. برای نیلِ به این هدف، بهتر است دیدگاهها و اندیشههای هر خاورشناس به صورت مجزا یا تطبیقی با دیگر مستشرقان مورد مطالعه و مداقّه قرار گیرد. در این راستا، ما به بررسی رهیافت ویلیام مُنتگمری وات، از الهیدانان و خاورشناسان مسیحیِ معاصر، نسبت به سیره و احادیث پیامبر(ص) در آثار تاریخی و دینیاش پرداختهایم.
برای تبیین بهتر موضوع، ابتدا به جریانشناسی سیرهپژوهی در غرب، به خصوص در دورهی معاصر پرداخته شد تا به جایگاه وات در این میان بهتر پی ببریم، سپس به مطالعه و تحلیل آثار وات، اعمّ از کتابها و مقالات وی در نشریات و دایرة المعارفها، به ویژه آثار سیره و تاریخی وی پرداخته شد تا اولاً روششناسی، مبانی، منابع مورد استفادهی وات و در یک کلام، رهیافت وات در سیرهپژوهی تبیین و شناسانده شود و ثانیاً آرا و اندیشههای وی، در صورت لزوم، مورد بررسی و نقد قرار گیرد.
کليدواژهها: سیرهی پیامبر(ص)، سیرهپژوهی، حدیث، حدیثپژوهی، ویلیام مُنتگمری وات، خاورشناسان.

فهرست مطالب TOC o “1-3” h z u فهرست مطالب PAGEREF _Toc345063369 h ‌أفصل اول: کلیات PAGEREF _Toc345063370 h 11-1. بیان مسأله PAGEREF _Toc345063371 h 11-2. سؤالات تحقیق PAGEREF _Toc345063372 h 21-3. فرضیههای تحقیق PAGEREF _Toc345063373 h 21-4. ضرورت و اهمیت تحقیق PAGEREF _Toc345063374 h 31-5. اهداف تحقیق PAGEREF _Toc345063375 h 41-6. پیشینهی تحقیق PAGEREF _Toc345063376 h 41-7. روش تحقیق PAGEREF _Toc345063377 h 71-8. مفاهیم و اصطلاحات PAGEREF _Toc345063378 h 81-8-1. «سیره» PAGEREF _Toc345063379 h 81-9. معرفی ویلیام مُنتگمری وات PAGEREF _Toc345063380 h 111-9-1. زیستنامهی علمی وات PAGEREF _Toc345063381 h 111-9-2. آثار وات PAGEREF _Toc345063382 h 141-10. حوزههای مورد بررسیِ وات در سیرهی پیامبر(ص) و تاریخ اسلام PAGEREF _Toc345063383 h 34فصل دوم: جریانشناسی سیرهپژوهی در غرب PAGEREF _Toc345063384 h 362-1. پیشینهی پژوهشهای مستشرقان در باب سیرهی پیامبر(ص) از قرن نهم میلادی تا دورهی معاصر PAGEREF _Toc345063385 h 362-2. جریانشناسی سیرهپژوهیِ معاصر در غرب PAGEREF _Toc345063386 h 482-2-1. رویکرد «سنتی یا سنتگرا» (T–itional) يا «خوشبين» (Sanguine) PAGEREF _Toc345063387 h 482-2-2. رویکرد «تجدیدنظرطلب» (Revisionist) یا «شکّاک» (Sceptic) PAGEREF _Toc345063388 h 762-2-3. رویکرد بازگشتی (Recursive) یا انتقادی (Critical) PAGEREF _Toc345063389 h 1092-3. اهمّ جریانهای خاورشناسی در حوزهی حدیث PAGEREF _Toc345063390 h 1272-3-1. نقد و بررسی اهمّ دیدگاههای ایگناتس گلدتسیهر و یوزف شاخت در حوزهی حدیث PAGEREF _Toc345063391 h 1302-4. دیدگاههای اندیشمندان عرب پیرامون پژوهشهای خاورشناسان دربارهی سیرهی پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063392 h 131جمعبندی و نتیجهگیری: PAGEREF _Toc345063393 h 135فصل سوم: روششناسي، مبانی و منابع وات در سیرهپژوهی پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063394 h 1393-1. مهمترین افکار و اندیشههای وات PAGEREF _Toc345063395 h 1403-2. روششناسی وات در سیرهپژوهی پیامبر(ص) و مطالعات ادیان PAGEREF _Toc345063396 h 1493-2-1. اثرپذیری از مکتب تجربهگرایی و اعتقاد به تاریخنگاری اثباتی PAGEREF _Toc345063397 h 1493-2-2. تبیین وقایع تاریخی همراه با تحلیلهای ذهنی PAGEREF _Toc345063398 h 1533-2-3. توجه به جوانب مختلف یک مسأله یا موضوع PAGEREF _Toc345063399 h 1533-2-4. تحلیلهای روانشناختی، پدیدارشناسانه و جامعهشناختی وات از سیرهی نبوی PAGEREF _Toc345063400 h 1543-2-5. رویکرد تقریبگرایانهی وات نسبت به ادیان الهی PAGEREF _Toc345063401 h 1593-3. مبانی تاریخنگاری، سیرهپژوهی و الهیاتی وات PAGEREF _Toc345063402 h 1623-3-1. اسطورهای بودنِ برخی حقایق تاریخینما PAGEREF _Toc345063403 h 1623-3-2. عدم تاریخینگری در گزارههای وحیانی PAGEREF _Toc345063404 h 1633-3-3. «ثمرات» یک دین به عنوان معیار داوری در مورد آن دین PAGEREF _Toc345063405 h 1643-3-4. پذیرش پلورالیسم دینی از سوی وات PAGEREF _Toc345063406 h 1653-3-5. لزوم تمایز میان آموزههای اساسی و آموزههای فرعی دین (ذاتی و عرضی دین) PAGEREF _Toc345063407 h 1663-3-6. کلیت دین ملاک صدق و کذب است، نه تکتکِ گزارهها PAGEREF _Toc345063408 h 1673-3-7. زبان دین، زبان نمادین و تمثالی PAGEREF _Toc345063409 h 1693-3-8. توجه به نظریات (الگوهای) بدیل در قضاوت در مورد وقایع تاریخی PAGEREF _Toc345063410 h 1703-3-9. دخالت خدا در تاریخ PAGEREF _Toc345063411 h 1723-4. منابع وات در سیرهپژوهی پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063412 h 1743-4-1. بهکارگیری روش نقد تاریخی از سوی وات در بررسی سیرهی پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063413 h 1783-4-2. اعتماد و استناد وات به روایات تاریخی PAGEREF _Toc345063414 h 180جمعبندی و نتیجهگیری: PAGEREF _Toc345063415 h 180فصل چهارم: مهمترین دیدگاههای وات پیرامون وحی، نبوت، سیره و احادیث پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063416 h 1834-1. سیرهپژوهی وات PAGEREF _Toc345063417 h 1854-1-1. وضعیت پیامبر(ص) پیش از اسلام PAGEREF _Toc345063418 h 1854-1-2. ظهور پیامبر(ص) و اسلام PAGEREF _Toc345063419 h 1874-1-3. وحی از دیدگاه وات PAGEREF _Toc345063420 h 1914-1-4. نبوت پیامبر اسلام(ص) از دیدگاه وات PAGEREF _Toc345063421 h 2054-1-5. مهمترین وقایع دوران مکیِ پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063422 h 2204-1-6. مهمترین وقایع دوران مدنیِ پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063423 h 2244-2. حدیثپژوهی وات PAGEREF _Toc345063424 h 2984-2-1. دیدگاه وات دربارهی «حدیث» PAGEREF _Toc345063425 h 2984-2-2. رابطهی فقه و حدیث با سنت پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063426 h 3044-2-3. مقایسهی کتاب مقدس با احادیث اسلامی PAGEREF _Toc345063427 h 305جمعبندی و نتیجهگیری: PAGEREF _Toc345063428 h 306فصل پنجم: نقد و بررسی دیدگاههای وات در سیرهپژوهی پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063429 h 3135-1. تحلیل و نقد اندیشههای ویلیام مُنتگمری وات در باب وحی PAGEREF _Toc345063430 h 3135-1-1. تحلیل و نقد جامع PAGEREF _Toc345063431 h 3145-1-2. تحلیل و نقد موردی PAGEREF _Toc345063432 h 3205-2. تحلیل و نقد دیدگاه وات پیرامون داستان «آیات شیطانی» یا افسانهی غرانیق PAGEREF _Toc345063433 h 3475-2-1. تحلیل و نقد جامع PAGEREF _Toc345063434 h 3475-2-2. تحلیل و نقد موردی PAGEREF _Toc345063435 h 3575-3. حقیقت جهاد در سیرهی نبوی PAGEREF _Toc345063436 h 3605-4. فلسفهي تعدد زوجات پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063437 h 3655-4-1. ازدواج پیامبر(ص) با حضرت خدیجه(س) PAGEREF _Toc345063438 h 3685-4-2. ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش PAGEREF _Toc345063439 h 3695-5. شرایط اجتماعی- فرهنگی حاکم بر محیط عربستان PAGEREF _Toc345063440 h 3735-6. ولادت و دوران کودکی پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063441 h 3745-7. نقش ورقة بن نوفل در نبوت پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063442 h 3755-8. اولین مسلمان PAGEREF _Toc345063443 h 3785-9. اسلام حضرت ابوطالب(ع) PAGEREF _Toc345063444 h 3795-10. مسألهی هجرت به حبشه PAGEREF _Toc345063445 h 3815-11. جنگها و غزوات پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063446 h 3825-11-1. نخستین سریهها و غزوات پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063447 h 3825-11-2. غزوهی بدر PAGEREF _Toc345063448 h 3855-11-3. غزوهی اُحد PAGEREF _Toc345063449 h 3875-11-4. اخراج یهودیان بنی نضیر PAGEREF _Toc345063450 h 3885-11-5. غزوهی خندق یا احزاب PAGEREF _Toc345063451 h 3885-11-6. غزوهی خیبر PAGEREF _Toc345063452 h 3895-11-7. فتح مکه PAGEREF _Toc345063453 h 3905-11-8. غزوهی تبوک PAGEREF _Toc345063454 h 3915-12. مسألهی رحلت پیامبر(ص) و جانشین پس از وی PAGEREF _Toc345063455 h 3925-13. سیاست و پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063456 h 3935-14. ابعاد جهانی دین اسلام PAGEREF _Toc345063457 h 3945-15. مسألهی جزیه در اسلام PAGEREF _Toc345063458 h 3955-16. امّی بودنِ پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063459 h 3965-17. قرآن و فرهنگ زمانه PAGEREF _Toc345063460 h 4025-18. اسطورهانگاری برخی حقایق تاریخی و آموزههای دینی PAGEREF _Toc345063461 h 4035-19. نقد نظریهی «پلورالیزم دینی» PAGEREF _Toc345063462 h 4115-20. نقد نظریهی «ذاتی و عرضی دین» PAGEREF _Toc345063463 h 4255-21. نقد کلی اتهامات و داوریهای ناروای مستشرقان نسبت به پیامبر اسلام(ص) PAGEREF _Toc345063464 h 431جمعبندی و نتیجهگیری: PAGEREF _Toc345063465 h 433نتایج کل رساله: PAGEREF _Toc345063466 h 439پیشنهادات: PAGEREF _Toc345063467 h 450منابع PAGEREF _Toc345063468 h 452الف) کتابهای فارسی و عربی PAGEREF _Toc345063469 h 452ب) مقالات فارسی و عربی PAGEREF _Toc345063470 h 464ج) کتابها، مقالات و سایتهای انگلیسی PAGEREF _Toc345063471 h 471نمایهها PAGEREF _Toc345063472 h 4761. آیات PAGEREF _Toc345063473 h 4762. روایات PAGEREF _Toc345063474 h 4853. اصطلاحات PAGEREF _Toc345063475 h 488الف) فارسی به انگلیسی PAGEREF _Toc345063476 h 488ب) انگلیسی به فارسی PAGEREF _Toc345063477 h 4934. اعلام PAGEREF _Toc345063478 h 5005. اماکن PAGEREF _Toc345063479 h 510پیوست PAGEREF _Toc345063480 h 515فهرستی از کتب و مقالات خاورشناسان پیرامون اسلام و سیرهی پیامبر(ص) PAGEREF _Toc345063481 h 515

فصل اول: کلیات1-1. بیان مسأله پیشرفت و تعالی هر تمدنی در گرو خودباوری، بالندگی و نحوهی ارتباط با دیگر تمدنهاست؛ ارتباطی که در عرصههای مختلف هر تمدن با تمدن دیگر صورت میگیرد و در این میان نقش اندیشمندان در پیشرفت تمدنها چشمگیرتر است.
فرهنگ غنی اسلام با مجموعه اندیشههای موجود در آن قابلیت این تعالی را برای هر اندیشمندی فراهم نموده است و در طول تاریخ شاهد بروز دورههای پیشرفت تمدن اسلامی بودهایم، دورههایی که عصر طلایی تمدن بشری نیز میتوان نامید.
غیر از مسلمانان و اندیشمندان مسلمان، بودهاند دانشمندانی که در مغربزمین میزیستهاند، با فرهنگ و آیینی دیگر؛ اما به دلایل و انگیزههای مختلف به بررسی آیین اسلام و تمدن اسلامی پرداختهاند. این بررسیها چه بسا بتواند زوایایی از آیین و تمدن اسلامی را به ما نشان دهد که ما خود نتوانستهایم آن را ببینیم، و چه بسا گسترههایی از تمدن اسلامی را که آنها با پیشفرضهای متفاوت خود نتوانستهاند آنطور که مسلمانان دیدهاند ببینند، و مانند آن. همهی اینها کافی است تا انگیزهی قویای در ما به وجود آورد تا به مرور و نقد آثار خاورشناسان بپردازیم. فهم صحیح این مطالعات، بررسی همهجانبهی اهداف و انگیزههای خاورشناسان، منابع مورد استفادهی آنها، حوزههای مورد توجه غربیان، و روششناسی پژوهشهای آنان، توجه به زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی حاکم بر جهان معاصر را میطلبد.
گستردگی موضوع در کنار اختلاف روشها، مبانی و دیدگاههای مستشرقان کار را دشوارتر کرده است؛ لذا ضروری مینماید برای رسیدن به نتایج بهتر و دقیقتر، قلمروی موضوع را محدود و مقید نمود و دیدگاهها و اندیشههای هر خاورشناس به صورت مجزا یا تطبیقی با دیگر خاورشناسان مورد مداقّه و بررسی قرار گیرد. آنچه که ما در این نوشتار بدان میپردازیم، «رهیافت ویلیام مُنتگمری وات در سیره و حدیثپژوهی پیامبر اسلام(ص)» است.
ويليام مُنتگمرى وات (William Montgomery Watt/1909-2006م) استاد سابق ادبیات عرب و رئیس بخش مطالعات عربی دانشگاه ادینبورو اسکاتلند، نزدیک به یک قرن مطالعات و پژوهشهای گستردهای پیرامون قرآن، اسلام، تاریخ اسلام، شخصیت و سیرهی پیامبر(ص)، و فلسفهی اسلامی داشته و آثار ارزشمند و محققانهای در هر یک از این موضوعات تألیف نموده است و از آنجا که آثار وات در باب تاریخ اسلام و سیرهی پیامبر(ص) از جایگاه ویژهای در میان اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان برخوردار است، ضروری مینماید رهیافت ایشان در سیرهپژوهی پیامبر(ص) مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد.
مهمترین آثار وات در این زمینه عبارتند از:
Muhammad at Mecca (محمد در مکه)
Muhammad at Medina (محمد در مدینه)
Muhammad, Prophet and Statesmam (محمد پیامبر و سیاستمدار)
البته ایشان کتابها و مقالات دیگری هم در این موضوع دارند که در این پژوهش مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است که در فهرست منابع خواهد آمد.
1-2. سؤالات تحقیق سؤالات اصلی و فرعی این پژوهش به ترتیب عبارتند از:
1. وات براساس چه مبانی، روشها و منابعی سیرهی پیامبر(ص) را مطالعه و تحلیل کرده است؟
2. تفاوتها و تمایزهای میان نتایج بررسی وات در سیره با مسلمانان و دیگر اسلامشناسان غربی کدام است؟
3. چه نقدهایی را میتوان بر روشها، مبانی و دیدگاههای وات در زمینهی سیرهی پیامبر(ص) وارد دانست؟
1-3. فرضیههای تحقیق1. مبانی وات ترکیبی از پیشفرضهای سیرهنگاران مسلمان مانند اعتماد به گزارشهای قرآن و فیالجمله سنت اسلامی به عنوان شخصی سنتگرا و وحیانی دانستن سخنان پیامبر(ص)، و پیشفرضهای دینی مسیحیان مانند بشری بودن شخصیت و افعال پیامبر(ص) (عدم عصمت پیامبر (ص)) است. روش وات در بررسی، تحلیل و نقد گزارشهای تاریخی، سندی یا متنی یا تاریخی است. وات عمدتاً به منابع اصیل و اسلامی مراجعه کرده است.
2. بخش عمدهای از دستاوردها، مبانی و روشهای وات در سیرهپژوهی با محققان مسلمان (به دلیل اعتماد وات به منابع اسلامی) مشابهت دارد؛ در مقابل، روشها، مبانی و دستاوردهای دیگر اسلامپژوهان غربی مانند ایگناتس گلدتسیهر (Ignaz Goldziher/1850-1921م)، یوزف شاخت (Joseph Schacht/1902-1969م) و جان ونزبرو (john Wansbrough/1928-2002م) (به دلیل عدم اعتماد به منابع اسلامی) تفاوت جدی با سیرهپژوهی وات دارد.
3. برخورد سادهانگارانهی وات با مسائل تاریخی، عدم انسجام مبانی و روشهای وی در برخورد با سیرهی پیامبر(ص) مانند وحیانی دانستن سخنان پیامبر(ص) در یکجا و اقتباس قرآن از منابع یهودی و مسیحی در جای دیگر، عدم جامعیت در مراجعه به منابع سیره، و برخورد متفاوت با گزارشهای مشابه از نظر تاریخی از جمله نقدهای وارد بر وات است.
1-4. ضرورت و اهمیت تحقیق1. اهمیت توجه به آرای مستشرقان در حوزهی شخصیت و سیره پیامبر(ص) و تاریخ اسلام؛ سدههاست که مستشرقان بر روی موضوعاتی نظیر شخصیت و سیره پیامبر(ص) و تاریخ و سنت اسلامی کارهای پژوهشی گستردهای انجام دادهاند و خواه ناخواه در این حوزه تأثیر خاص خود را داشته است و اندیشمندان مسلمان به تحلیل و نقد منصفانه و عالمانهی آثار آنان نپرداختهاند. در سالهای اخیر نسبت به این حوزه توجه خوبی شده است، اما بیشتر با کلیات و قضاوتهای عجولانه، غیرعلمی و غیرمنصفانه همراه با افراط و تفریط روبرو هستیم. ازاینرو، ضروری است که در خصوص هر یک از خاورشناسان و آثار آنان پژوهشی علمی صورت گیرد تا از زوایای مختلفِ افکار، اندیشهها و دیدگاههای آنها پردهپرداری شود و نقاط مثبت مورد استفاده قرار گیرد و نقاط منفی با دلایل متقن و علمی رد گردد.
2. شخصیت ویلیام مُنتگمری وات؛ شخصیت وات از این جهت که وی وارث افکار و ایدههای چند نسل از خاورشناسان مهم مانند تئودور نُلدکه (Theodor Noldeke/1836-1930م)، رژی بلاشر (Regis Blachere/1900-1973م) و استادش ریچارد بل (Richard Bell/1876-1952م) بوده و به انصاف و حقیقتبینی شهرت یافته و از شخصیتهای مؤثری است که آرا و اندیشههای ایشان به زبان فارسی و عربی نیز سالهاست که در دسترس خوانندگان فارسیزبان بوده است، لذا این امر انگیزهی مضاعفی ایجاد میکند تا ما به دقت دیدگاهها و اندیشههای ایشان را در حوزههای یادشده مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
3. عدم آشنایی دانشجویان الهیات با زبانهای خارجی؛ متأسفانه به دلیل عدم آشنایی کافی دانشجویان الهیات با زبانهای خارجی بسیار کم به بحثهای خاورشناسان پرداخته شده و آن کارهای اندکی هم که در کلیات مباحث خاورشناسان انجام شده، به دلیل عدم آشنایی پژوهشگران با زبانهای اصلیِ خاورشناسان نقایص چشمگیری داشته است. با توجه به تحصیلات آکادمیک نگارنده در رشتهی زبان انگلیسی، به نظر میآید با این پیشینهی تحصیلی کار در زمینهی خاورشناسان و آثار آنها میتواند ثمربخشتر باشد.
1-5. اهداف تحقیق هدف اصلی این پژوهش تبیین رهیافت ویلیام مُنتگمری وات در سیرهپژوهی پیامبر اسلام(ص) است که در محورهای زیر صورت میگیرد:
1. بیان مبانی، روشها و منابع وات در بررسی سیرهی پیامبر(ص)
2. بیان تفاوت دیدگاههای وات و دیگر مستشرقان در بررسی سیرهی پیامبر(ص)
3. تحلیل، نقد و بررسی مبانی، روشها و دیدگاههای وات پیرامون سیرهی پیامبر(ص)
1-6. پیشینهی تحقیق در باب پیشینهی آثاری که پیرامون سیرهپژوهی ویلیام مُنتگمری وات نگاشته شده است، میتوان به مطالب زیر اشاره نمود:
ویلیام مُنتگمری وات از جمله اسلامشناسان مسیحی است که بیش از شصت سال از عمر 97 سالهاش را به مطالعه و پژوهش پیرامون قرآن، آموزههای اسلامی، تاریخ و سیرهی پیامبر اسلام(ص)، علوم اسلامی و نیز مناسبات میان اسلام و دیگر ادیان، به ویژه مسیحیت اختصاص داده و بیش از سی کتاب و دهها مقاله به جامعهی علمی عرضه کرده است. خط مشی فکری روشن، روش علمی، رعایت انصاف و نگاهی خیرخواهانه به موضوعات و مسائل تاریخ و سیرهی پیامبر(ص)، سبب شده است تا برخلاف جریان غالب شرقشناسی و اسلامشناسی غربیان، نام وات در میان محققان مسلمان به نیکی و خاطرهی خوش همراه باشد و آثارش مورد توجه مسلمانان مذاهب گوناگون قرار گیرد. هرچند لغزشهای ریز و درشت او نیز از نگاه نکتهسنج اندیشمندان مسلمان دور نمانده، اما هرگز حمل به غرضورزی نشده است. ترجمهی چندین کتاب ایشان به زبان فارسی و عربی و چاپهای متعدد برخی از آنها، تنها نمونهای از سطح اقبال و مثبتنگری نسبت به وات و آثارش در ایران و جهان اسلام است.
آیتالله شعرانی تعلیقاتی بر کتاب «محمد پیامبر و سیاستمدار» وات نگاشته است، چنانکه استاد سید جعفر شهیدی تعلیقاتی بر کتاب «فلسفه و کلام اسلامی» وی دارد. سید محمد ثقفی در مقالهای به نقد کتابهای «محمد در مکه» و «محمد در مدینه» وات پرداخته است. پایاننامهی کارشناسی ارشد سید قاسم رزّاقی موسوی در رشتهی تاریخ اسلامِ مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم با عنوان «نقد و بررسی دیدگاههای مُنتگمری وات دربارهی سیره نبوی» از مفصلترینِ این نقدهاست. سید عطاءالله مهاجرانی در کتاب «اسلام و غرب» به نقد کتاب «برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان؛ تفاهمات و سوء تفاهمات» پرداخته و اینگونه مینویسد: «… ویلیام مُنتگمری وات که از قضا، سلمان رشدی درس تاریخ اسلام را پیش او خوانده است، در کتاب «محمد پیامبر و سیاستمدار» بحث درسناخواندگی و مکتب نرفتن پیامبر اسلام(ص) را انکار میکند و باور دارد که نمیتوان پذیرفت که تاجر جوانی مثل [حضرت] محمد[ص]، درسناخوانده باشد …».
سید مصطفی حسینی طباطبایی نیز در کتاب «نقد آثار خاورشناسان» به نقد دیدگاه وات در باب ماهیت وحی و سیره پیامبر(ص) پرداخته و برخی از اشتباهات وی را متذکر میشود. محسن الویری در کتاب «مطالعات اسلامی در غرب» و جهانبخش ثواقب در کتاب «نگرش تاریخی بر رویارویی غرب با اسلام» به اختصار به نقد دیدگاه وات در باب منشأ وحی الهی پرداختهاند. رسول جعفریان نیز در پایگاه اینترنتی «کتابخانهی تخصصی تاریخ ایران و اسلام» به نقد فصل “محمد” کتاب «تاریخ اسلام کمبریج» پرداخته و داستان غرانیق و جهاد اسلامی را از دیدگاه وات بررسی و نقد کرده است. اما نویسندهی کتاب «محمد در اروپا» که آنهمه تحریف و اتهام از سوی مسیحیان به پیامبر اسلام (ص) را دیده بود، از تألیفات وات به نیکی یاد کرده و این آثار را از بهترین آثار موجود در غرب دربارهی پیامبر اسلام(ص) میداند.
دانشمندان مسلمان عرب نیز در باب سیرهی نبوی به نقد تفکرات ویلیام مُنتگمری وات پرداختهاند؛ از جمله: عمادالدین خلیل در کتاب «المستشرقون و السیرة النبویة» به تفصیل در دو فصل مجزا به نقد برخی از آرای وات در کتابهای «محمد در مکه» و «محمد در مدینه» پرداخته است. همچنین در کتاب «مناهج المستشرقین» عمادالدین خلیل و جعفر شیخ ادریس در طی دو مقاله به نقد آرای ویلیام مُنتگمری وات در سیرهی نبوی پرداختهاند؛ همچنانکه شرقاوی به صورت مختصر در کتاب «الاستشراق» و عمر بن ابراهیم رضوان در کتاب «آراء المستشرقین» به نقد دیدگاههای وات پرداختهاند. عبدالله محمد الامین النعیم نیز در کتاب «الاستشراق فی السیرة النبویة» دیدگاههای سه مستشرق از جمله ویلیام مُنتگمری وات را دربارهی سیرهی پیامبر(ص) مورد تحلیل و ارزیابی قرار داده است. دکتر محمد مُهار علی، استاد تاریخ اسلام دانشگاه اسلامی مدینه، نیز در کتاب انگلیسی خود با عنوان «سیرة النبی و مستشرقان» به نقد و بررسی آثار سه خاورشناس معروف، یعنی سر ویلیام میور (Sir William Muir/1819-1905م)، دیوید ساموئل مارگلیوث (David Samuel Margoliouth/1858-1940م) و ويليام مُنتگمرى وات (William Montgomery Watt/1909-2006م) در باب سیرهی پیامبر(ص) پرداخته است.
با این حال، باید به این نکته اذعان کرد که وات یکی از مستشرقان منصفی است که به بسیاری از خطاهای مستشرقان و نقاط قوت و ضعف اسلام و تمدن اسلامی اعتراف کرده و به خاورشناسان توصیه میکند که: «به منظور ارتباط خوب با مسلمانان لازم است کاملاً به مدیون بودن خودمان به فرهنگ اسلامی اعتراف کنیم … پنهان ساختن آن نشانهی غرور و مباهات بیجا و غلط است … من مسلمانان را … نمایندگان یک تمدن با دستاوردهای بزرگ میدانم … وظیفهی ما اروپاییان … این است که … به وامدار بودن عمیق خویش به عرب و جهان اسلام اعتراف کنیم …».
بخش اعظم این آثار یا به نقد و بررسی دیدگاههای وات در حوزهی خاصی مانند سیرهی نبوی و وحی پرداختهاند و یا به معرفی و نقد برخی از آثار وات همت گماردهاند و یا در کنار تحلیل و بررسی کلی آرا و دیدگاههای دیگر مستشرقان، اجمالاً به دیدگاههای وات نیز پرداختهاند؛ اما در مورد پایاننامهی کارشناسی ارشد آقای سید قاسم رزّاقی موسوی باید گفت گرچه اثر ارزشمندی است، ولی ایشان از منابع اصلی استفاده نکرده و صرفاً به ترجمهی عربی و فارسی آثار وات ارجاع داده است و خود نیز در فصل کلیات و ذیل عنوان «روش تحقیق» این موضوع را تذکر داده که تبیین دیدگاههای وات براساس ترجمهی کتابهای ایشان صورت گرفته و نواقص احتمالی ترجمه از عهدهی نگارنده خارج است. کتاب انگلیسی «سیرة النبی و مستشرقان» اثر دکتر محمد مُهار علی، استاد دانشگاه اسلامی مدینه، نیز که تاکنون ترجمه نشده، مورد مطالعه و بررسیِ نگارندهی این پژوهش قرار خواهد گرفت.
با این حال، باید اذعان کرد که اثر مستقلی که به طور جامع به بررسی مبانی، روشها، دیدگاهها و منابع وات در سیرهپژوهی پیامبر اسلام(ص) پرداخته، تفاوت دیدگاههای وات با دیگر خاورشناسان را در خصوص سیرهی نبوی مورد تحلیل و بررسی قرار داده و از نگاه شیعی به بوتهی نقد گذاشته باشد، تألیف نشده است؛ لذا امیدواریم که این مهم انشاءالله به نحو مطلوبی در این رساله تحقق یابد.
1-7. روش تحقیق «رهیافت ویلیام مُنتگمری وات در سیرهپژوهی پیامبر اسلام(ص)» را میتوان در شمار مطالعات میانرشتهای طبقهبندی نمود. نگارنده برای تحلیل و تبیین مبانی، روششناسی و دیدگاههای وات ناچار از مطالعاتی در زمینهی تاریخ اسلام، سیرهی پیامبر(ص) و روششناسی آن بوده است. گرچه مطالعات در مورد آثار وات در حوزهی تاریخ اسلام و سیرهی پیامبر(ص) در مرکز توجه و تحلیل بوده است، اما مطالعهی آثار دیگر مستشرقان در زمینهی سیرهی پیامبر(ص) و بیان تفاوت دیدگاههای آنان با وات از ویژگیهای این رساله بوده است. روش تحقیق در این رساله به لحاظ منابع، «کتابخانهای» از نوع مطالعات اسنادی، و به لحاظ رویکرد و فرایند تحلیل، «تحلیلی- انتقادی» است. این بدان معنی نیست که از روشهای توصیفی و یا تاریخی استفاده نشده باشد. بدون تردید، در این پژوهش برای تبیین رهیافت وات در سیرهپژوهی از توصیف نیز تا حدود زیادی بهره برده، اما سعی شده است تا حد امکان رویکردی تحلیلی- انتقادی داشته باشد. گفته شد تا حد امکان، زیرا در برخی موارد دیدگاههای وات به مسلمانان شبیه و یا نزدیک بوده است، به همین دلیل این دیدگاهها صرفاً توصیف شده است.
دسترسی به منابع و مراجع این پژوهش نیز در شمار مشکلات نگارنده بود. به هر روی، منابع لازم از مراکز پژوهشی مختلف با دشواریهای زیاد، سایتهای مختلف اسلامشناسی در اینترنت و بهویژه اساتید ارجمند راهنما و مشاورم آقایان دکتر محمدکاظم شاکر و دکتر مرتضی کریمینیا فراهم گردید. در این پژوهش، تلاش شده از منابع اصیل و درجهی اول استفاده شود. از آنجا که نگارنده فقط با زبان انگلیسی و عربی آشنایی دارد، ناچار منابع دیگر زبانها قبل از استفاده با امکانات نرمافزاری تبدیل به زبان انگلیسی شدهاند که البته در این موارد احتمال خطا در تبدیل و ترجمه نیز وجود داشت که باید دقت بیشتری لحاظ میشد. زبان اصلی آثار ویلیام مُنتگمری وات، انگلیسی است، اما برخی آثار دیگر خاورشناسانی که پیرامون سیرهی پیامبر(ص) قلمفرسایی نمودهاند، به زبان آلمانی، هلندی و فرانسوی تألیف شده است. علاوه بر آثار وات، تعداد معتنابهای کتاب و مقاله مورد استفادهی این رساله بود که به فارسی ترجمه نشده و در واقع، مطالعه و ترجمهی آنها از دیگر مشکلات این رساله بود. گفتنی است با اینکه برخی از کتابها و مقالات وات و دیگر مستشرقان به زبان فارسی ترجمه شده بود، اما در عین حال، نگارنده به منابع اصلی نیز مراجعه کرده است. در نقد و بررسی دیدگاههای وات پیرامون سیرهی پیامبر(ص)، به ویژه جزئیات وقایع تاریخی از منابع اصیل و دست اول تاریخ اسلام، مانند «سیرهی ابن هشام»، «تاریخ طبری»، «المغازی واقدی»، «مروج الذهب» و کتابهای تحقیقی که در سالهای اخیر تألیف و منتشر گردیده، مانند «الصحیح من سیرة النبی الاعظم» و «موسوعة التاریخ الاسلامی» استفاده شده است. قدمت این منابع و نزدیکی آنها به وقایع صدر اسلام، خود از ویژگیهای مثبت این منابع محسوب میگردد.
1-8. مفاهیم و اصطلاحات مهمترین و پرکاربردترین مفهوم و اصطلاحی که در این رساله به کار رفته، همراه با تعاریف و توضیحاتش به شرح ذیل است:
1-8-1. «سیره»معناشناسیِ واژهی «سیره» در لغت و اصطلاح به شرح ذیل است:
1-8-1-1. «سیره» در لغت
«سیره» اسم مصدر از باب «سار یسیر سیراً» به معنای رفتن، و مصدر آن از باب تفعیل «تسیر» به معنای راه انداختن و به راه واداشتن است. و نیز واژهی «سیره» بر وزن فعله مشتق از «سیر» به معنای حرکت در روز و شب و «سری» به مفهوم حرکت در شب است. راغب در مفردات میگوید بعضی واژهی «سیر» را به معنای رفتن، جریان داشتن و حرکت کردن گرفتهاند. برخی هم گفتهاند که «سیره» به معنای حرکت بر روی زمین و به بيان دیگر، راه رفتن، گذشتن و عبور کردن است. با توجه به معنای «سیر»، واژهشناسان معنای «سیره» را یک نوع حرکت کردن و رفتن و به عبارت بهتر، نوعی سبک و کردار و رفتار و منش دانستهاند. شرتونی هم در «اقرب الموارد» مینویسد: «سیره» اسم از سار است، یعنی سنت، راه، مذهب و هیأت که به یک معنیاند.
1-8-1-2. «سیره» در اصطلاح
به طور کلی، «سیره» در اصطلاح و روایات به سه معنی آمده است:
1. روش عملی: این معنی از «سیره» از روایات زیر به دست میآید. امیرالمؤمنین(ع) دربارهی رسول خدا(ص) می فرماید: «سیرته القصد و سنته الرشد»؛ سیرهی پیامبر(ص) میانهروی و سنت او راهنمایی است. در روایتی دیگر آمده است: «ان رسول الله(ص) سار فی امته باللین»؛ پیامبر(ص) در میان امت خویش با نرمش رفتار میکرد. روش عملی، شامل روش فردی و اجتماعی میشود و هر دو در خور آن هستند که در کانون توجه و سرمشق زندگی فردی و اجتماعی قرار بگیرند، جز مواردی که ویژهی حضرت باشند، که آن موارد هم اندکشمارند.
2. روش جهاد: در کتابهای فقهی و لغوی و روایی، «سیره» در روش جنگی پیامبر(ص) (مغازی) به کار رفته و کتاب «سیر» در منابع فقهی و حدیثی به کتاب «جهاد» گفته میشود. طریحی در «مجمع البحرین» مینویسد: «و کتاب السیر جمع سیرة بمعنی الطریقة، لانّ الاحکام المذکورة فیها متعلقاة من سیر رسول الله صلی الله علیه و آله فی غزواته»؛ کتاب السیر جمع سیره، به معنای راه و روش است، زیرا احکامی که در آن وجود دارد، از روش رسول خدا(ص) در جنگها گرفته شده است. امام سجاد(ع) دربارهی چگونگی و روش برخورد امام علی(ع) با باقیماندگان سپاه ناکثین در بصره میفرماید: «سار فیهم و الله بسیرة رسول الله(ص) یوم الفتح»؛ به خدا سوگند با آنان به سیرهی پیامبر(ص) در فتح مکه عمل کرد. به همین جهت، نوعی همسویی بین جنگ و سیره است و کتابهایی با عنوان (المغازی و السیر) نگاشته شده است. از آنجا که جنگ با نفوس مردم و خون آنان و تصرف در اموال سروکار دارد و تصمیمگیری دربارهی آن مشکل و مهم است، بیشتر به این بخش از سیرهی پیامبر(ص) توجه شده است. شیخ طوسی در کتاب «نهایه» و «مبسوط» خود از جهاد، ذیل عنوان «کتاب الجهاد و السیر» و در کتاب «خلاف» ذیل عنوان «کتاب السیر» بحث کرده است.
3. شرح زندگانی پیامبر(ص): امروزه سیره بیشتر در شرح زندگانی پیامبر(ص) به کار میرود: سیرهی ابن اسحاق، سیرهی ابن هشام، سیرهی حلبی و …، یعنی سرگذشت زندگانی پیامبر(ص). حاجی خلیفه در تعریف علم «سیره» مینویسد: «و علم السیر مشتمل علی فنون، فن اسمائه، فن خصائصه، فن فضائله، فن شمائله، فن مولده و مبعثه»؛ دانش سیره دربرگیرندهی چند فن است: فن نامها، ویژگیها، فضائل، شمائل، جنگها، تولد و مبعث حضرت محمد(ص). این تعریف، جامع است و با همین گستردگی، مبنای کار در حوزهی سیرهنگاری است و تلاش خواهد شد آثاری که به جای مانده، مورد توجه قرار گیرد.
از دیدگاه علامه طباطبایی، «سیره» در اصطلاح، طریقه، هیئت و حالت انسان، یعنی نوع رفتار و کردار اوست. شهید مطهری نیز میگوید در اصطلاح تاریخنگاران صدر اسلام، «سیره» به معنای شرح حال و تاریخ زندگانی پیامبر(ص) بوده و بعدها به روش و سبک زندگانی پیامبر(ص) و نیز اهل بیت آن حضرت و نوع رفتار و کردار ایشان در زمینههای گوناگون اطلاق شده است. با توجه به مطالب فوق، «سیرهی پیامبر(ص)» یعنی سبک و روشی که پیامبر(ص) در عمل برای مقاصد خویش به کار میگرفت.
1-9. معرفی ویلیام مُنتگمری واتدر این بخش به بیان زیستنامهی علمی وات و معرفی مهمترین آثار او، اعمّ از کتابها، مقالات و مدخلهای دایرة المعارف اسلامِ وی میپردازیم:
1-9-1. زیستنامهی علمی وات
ويليام مُنتگمرى وات (William Montgomery Watt/1909-2006م)، اسلامشناس سابق و استاد بازنشستهی مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه ادینبورو (University of Edinburgh)، در 14 مارس 1909م در كِرِس (Ceres) در شمال انگلستان (اسكاتلند Scotland) متولد شد. در 14 ماهگى پدرش را كه كشيش پروتستان بود، از دست داد. مرگ پدر تأثير عميقى بر آيندهی وى گذاشت و در نتيجهی آن، زندگى سختى را گذراند. تحصيلات دانشگاهىاش را در دههی 1930م در رشتهی ادبيات يونانى در دانشگاه ادينبورو شروع كرد و در فلسفهی اخلاق ادامه داد. وى در كالج جورج واتسون (George Watson College)، دانشگاه جنا (University of Jena) و دانشگاه آكسفورد (University of Oxford) به تحصيل پرداخت و در طول شش سال، سه درجهی دانشگاهى را كسب كرد. پاياننامهی كارشناسى ارشدش دربارهی ایمانوئل کانت (Immanuel Kant/1724-1804م) بوده است. در سال 1934م، در آلمان با دانش فلسفه آشنا شد و ظهور نازيسم را به چشم خود ديد.
در سال 1937م بر اثر حادثهاى اسلام را كشف كرد. برحسب اتفاق، مستأجر منزل ویلیام مُنتگمرى وات در اين سال دانشجويى مسلمان و پاكستانى از فرقهی احمديه (قاديانيه) بود. وات در اين زمينه مىگويد: «اين نقطهی شروع آشنايى من با اسلام بود؛ اسلامى كه شديداً از آن ناآگاه بودم». در این سال، اولین کتاب وات با نام «مسیحیان و صلحطلبی» (1937م) به چاپ رسید.
چگونگى زندگى يك انسان با آداب و رسوم سنتى (دانشجوى مسلمان) در دوران مدرنيته، وات را چنان تكان داد كه به اسقف كليساى انگليكن اورشلیم (Bishop of Jerusalem Anglican) (وابسته به كليساى پروتستان انگليس Church of England)، كه در حكم پدرش بود، نامه نوشت و از او راهنمايى خواست. اسقف نيز به او پيشنهاد كرد كه به اورشليم (بیت المقدس) بيايد تا بتواند بهتر دربارهی رويكرد عقلانى اسلام مطالعه كند. كالج الهياتى كادسدون (Cuddesdon Theological College) برای یک سال به او فرصت مطالعاتی داد و وات راهی بیت المقدس شد و در سال 1939م به عنوان شمّاس (Deacon) در کلیسای انگلیکن شروع به کار کرد و در سال 1940م کشیش کلیسای سنت ماری (Church of St. Mary) شد. او در این سالها به مطالعات عربی و اسلامی خود ادامه داد و موضوع رسالهی دکتری خود را «جبر و اختیار در صدر اسلام» قرار داد. در همان سال، کلیسای سنت ماری بر اثر بمبگذاری تخریب شد و وات به ادینبورو بازگشت و شروع به نوشتن رسالهی خود نمود. در سال 1943م با جین دونالدسون (Jean Donaldson) ازدواج کرد و در همان سال دوباره به اورشلیم بازگشت و تا سال 1946م در آنجا بود. وی در این سال از رسالهی دکتری خود دفاع کرد. این رساله در سال 1948م در انگلستان به چاپ رسید. وات بعد از بازگشت به انگلستان در سال 1946م، مدرس ادبیات عرب در دانشگاه ادینبورو شد. در سال 1953م کتاب «محمد در مکه» و در سال 1956م کتاب «محمد در مدینه» را نوشت و آن دو را خلاصه کرده و کتاب معروف خود، یعنی «محمد پیامبر و سیاستمدار» را در سال 1961م منتشر کرد. این کتاب به فارسی، ترکی و ژاپنی ترجمه شده است. در سال 1964م صاحب کرسی عربی و مطالعات اسلامی دانشگاه شد و تا سال 1979م در آنجا به عنوان استاد تدریس نمود و در خلال سالها تدریس در دانشگاههای ادینبورو و تورنتو (University of Toronto)، كالج‌ دو فرانس (Collège de France) پاريس و دانشگاه جورج‌تاون (Georgetown University)، به تألیف آثار متعددی نیز پرداخت.
در سال 1965م كتابى منتشر شد كه تأثير فراوانى بر وات گذاشت. نورمن دانيل (Norman Daniel) (1992م) كتابى به نام «اسلام و غرب، ساختن يك تصوير» چاپ کرد که به روابط مسیحیان و مسلمانان در قرون وسطی و به خصوص جنگهای صلیبی میپرداخت. وات از تعصبات مسیحیان و تشویه تصویر اسلام در آن دوران یکّه خورد؛ چه اینکه او خود، نویسندهی کتابهایی به نام «محمد در مکه»، «محمد در مدینه» و «مسیحیان و صلحطلبی» بود؛ لذا آیندهی خود را وقف اصلاح این ارتباط کرد و به تحقیق پیرامون ارتباط مسیحیان و مسلمانان پرداخت. وات برای فهم بهتر اسلام و مسیحیت هر روز دربارهی یک آیه از قرآن و یک آیه از کتاب مقدس تأمل کرد و
این تأملات خود را در کتابی به نام «درآمدی بر قرآن» جمعآوری و چاپ کرد. وی در این سالها در کسوت کشیش کلیسای اپیسکُپال اسکاتلند (Episcopalian Church Scottish) نیز خدمت کرد و به سنت کلیسای پرسبیتِریَن آمریکا (Presbyterian Church U.S.A.) احترام گذاشت. وات بعد از سالها خدمت در دانشگاه ادینبورو در سال 1979م بازنشسته شد، ولی تحقیقات خود را ادامه داد و در سال 1991م کتاب «برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان؛ تفاهمات و سوء تفاهمات» را به چاپ رساند. آخرین کتاب وات دربارهی جمع بین سنت مسیحی و تجدد در دوران پستمدرن است که با عنوان «ایمان یک مسیحی در جهان معاصر» در سال 2002م منتشر شد.
وات در سال 1981م مدال «گیورگیو لِوی دِلا ویدا» (Giorgio Levi Della Vida Medal) را از دانشگاه کالیفرنیا (UCLA) دريافت كرد و در سال 1998م دكتراى افتخارى دانشگاه كراچى پاكستان را گرفت. وى از مجمع جهانی ايونا (ecumenical Iona Community)، لقب افتخارى «آخرين شرقشناس» (the Last Orientalist) را دريافت كرد و در سال 2006م نيز در فهرست برگزيدگان ششمين همايش جهانى چهرههاى ماندگار ايران قرار گرفت؛ اما اجل به او مهلت نداد و در 24 اكتبر 2006م مصادف با دوم آبان 1385ش درگذشت.
او اگرچه آثار بسيارى پيرامون تاريخ و عقايد مسلمانان نوشت، اما اولين و آخرين كتابش دربارهی مسيحيت بود و سالها در سمت كشيش پروتستان خدمت كرد؛ با اينهمه، هيچگاه از گفتگو ميان مسيحيان و مسلمانان دست نكشيد و يكى از طرفداران ديالوگ بود. او به مسلمانان توصیه مىكرد كه اگر مىخواهيد در ساختن اين دنيا سهيم باشيد، بايد جنبههاى دنيوى يا غيرروحانى فرهنگ جهانىِ در حال ظهور را بپذيريد. به نظر وى، اگر مسلمانان مايلاند تا سهم كاملى در حيات سياسى دنيا داشته باشند، بايد دست از انحصارگرايى و بنيادگرايى بردارند.
1-9-2. آثار وات ویلیام مُنتگمرى وات در طول شصت سال كار علمى خويش (1937ـ2006م) به غير از تدريس، بيش از سى كتاب و دهها مقاله دربارهی اسلام و تاريخ آن و نيز روابط مسيحيان و مسلمانان نوشت. مهمترين آثار ماندگار او دو جلد كتاب «محمد در مكه» و «محمد در مدينه» و خلاصهی آن دو به نام «محمد پيامبر و سیاستمدار» است كه بنابر ديدگاه نويسندهی مقاله «ويليام مُنتگمرى وات» در مجلهی تايمز لندن، «در نيم قرن اخير كار قابل مقايسهاى با كتاب «محمد پيامبر و سیاستمدار» ویلیام مُنتگمرى وات نداريم».
1-9-2-1. كتابها
کتابهای وات، به جز آثارى كه در بخش «زیستنامهی علمی وات» معرفى شد، عبارتند از:
1. Islam and the Integration of Society (1961).
2. The Formative Period of Islamic Thought (1973, 1998, 2002).
3. Islam Political Thought (1968, 1980, 1998).
4. Islamic Philosophy and Theology (1962, 1979, 1985, 1992, 1995, 1996).
5. Islamic Creeds, A Selection (1995).
6. The Faith and Practice of Al-Ghazali (1953, 1994, 2000, 2004).
7. A Short History of Islam (1995).
8. History at Islamic Spain (1965).
9. Influence of Islam on Medival Europe (1972).
10. Islam and Christianity Today (1984).
11. Muhammad’s Mecca: History from the Quran (1988).
12. Islamic Fundamentalism and Modernity (1988).
13. Der Islam (1980, 1985).
14. Bell’s Introduction to the Quran (1970, 1977).
15. History of Islam (1982).
16. Religious truth for our time (1995).
17. Companion to the Qur’a¦n (1967, 1994).
18. Early Islam: Collected Articles (1991).
19. The Majesty That Was Islam: The Islamic world 661-1100 (1974).
20. The History of Al-Tabari: The Foundation of the Community (1975).
21. Al-Ghazali: Deliverance from Error and The Beginning of Guidance (2005).
22. Al-Biruni and the Study of Non Islamic Religions (1973).
23. Muslim Intellectual: A Study of Al-Ghazali (1971).
24. Islamic Studies in Scotland (1965).
25. The Reality of God (1957).
26. The Cure for Human Troubles: A Sta–ent of the Christian Message in Modern Terms (1959).
27. Islam: Past Influence and Present Challenge (1989).
28. Islamic Revelation in the Modern World (1969).
همچنين جهانبخش ثواقب در كتاب «نگرشى تاريخى بر رويارويى غرب با اسلام» از کتاب «روح اسلام» منتسب به ویلیام مُنتگمری وات یاد کرده است. این نویسنده عنوان اصلی انگلیسی کتاب را نیز یادآور نشده است.
1-9-2-2. مقالات
اسامی مقالات وات بدین شرح است:
1. The Short Creed of As-Sanusi, in Journal of Turkish studies, (1994).
2. A Con–porary Muslim Thinker, in Scotlish Journal of Religious Studies, (1985).
3. The Origin of the Islamic Doctrine of Acquisition, in Juornal of the Royal Asiatic Society, (1943).
4. The Rafidites; a priliminary Study, in Oriens, (1962).
5. The political Attitudes of the Mutazilah, in Journal of the Royal Asiatic Society, (1963).
6. Early Discussions about the Quran, Muslim World, (1950).
7. Some Muslim Discussions of Anthropomorphism, in Transactions of the Glasgow University Oriental Society, (1953).
8. A Forgery in al Ghazali’s in Mishkat, Journal of the Royal Asiatic Society, (1949).
9. The Authenticity of the works Attributed to al-Ghazali, Journal of the Royal Asiatic Society, (1952).
10. The Condemnation of the Jews of Banu Qurayzah, Muslim World, (1952).
11. Created in his Image, Transactions of the Glasgow University Oriental Society, (1961).
12. The Muslim Yearning for a Saviour: Aspects of Early Abbasid shiism; The Saviour God ed. Brandon, Oxford 1963.
13. Shiism Under the Umayyads; JRAS (Journal of the Royal Asiatic Society), (1960).
14. Islamic Conceptions of the Holy War; Holy War, edited Thomas Patric Murphy, (1979).
15. Women in the Earliest Islam; Studia Missionalia, (1991).
16. A Muslim Account of Christian Doctrine, Hamdard Islamicus, (1983).
17. Ash-Shahrastani’s Account of Christian Doctrine, Islamochristiana / Dirasat Islamiya Masihiya, (1983).
18. The significance of the Early Stages of Imami Shi’ism, N R, Religion and Politics in Iran: Shi’ism form Qrietism to Revolution. New Haven: Yale University Press, 1983.
19. Muhammad’s Contribution in the Field of Ultimate Reality and Meaning, Ultimate Reality and Meaning, 1982.
20. The Quran and belief in a “high God”, R Peters, Proceedings of the Ninth Congress of the Union Europeenne des Arabisants et Islamisants, Amsterdam, 1978. Publications of Netherlands Inst. Cairo, Leiden: Brill (1981).
21. Die Bedeutung der Fruhstadien der imamitischen Shi’ah, Mardom Nameh, 1981, pp.45-57.
22. Was Wasil a Kharijite?, Islamwissenschaftliche Abhandlungen F. Meier, 1974.
23. The study of the Development of the Islamic Sects, Acta Orientalia Neerlandica, Edited by pp. W. Pestman 1971.
24. The Conception of Iman in Islamic Theology, Islam, 43 (1967), pp.1-10.
25. …, Thoughts on Muslim-Christian dialogue, Muslim World, 57 (1967), pp.19-23.
26. …, Reflections on Al-Ghazali’s Political Theory, Glasg. Or. Soc. Trans, (1965-6).
27. …, The Reappraisal of Abbasid Shi’ism, Arabic and Islamic Studies in Honor of H. A. B. Gibb, (1965).
28. …, Islamic Theology and the Christian Theologians, Hibbert journal, (1950-51).
29. …, Early Discussions about the Qur’an, Muslim World, (1950).
3o. Muhammad in the Eyes of the West, Boston University Journal, 22 (1974), pp. 61-69.
1-9-2-3. مدخلهای وات در دایرة المعارف اسلام (Encyclopaedia of Islam)، چاپ لایدن
ویلیام مُنتگمری وات در نگارش دائرة المعارف اسلام نيز مشاركت داشته و مدخلهاى گوناگونى را براى اين دانشنامه به نگارش در آورده است، از جمله:
جلد سوم: مدخلهاى أحابش (ص8)؛ حلية بنت ذوئيب (ص94)؛ همدان (ص123)؛ حنيف (ص165)؛ هاشم بن عبد مناف (ص260)؛ هوازن (ص285)؛ هجرت (ص366)؛ حراء (ص462)؛ حديبيه (ص539)؛ حمص (ص578)؛ ابن فورك (ص767)؛ ابن هشام (ص800)؛ عجل (ص1023)؛ ارم (ص1270)؛
جلد چهارم: اسحاق (ص109)؛ اسكندر مقدونى (ص127)؛ كعب الاشراف (ص315)؛ خديجه (ص898)؛ خندق (ص1020)؛ خزرج (ص1187)؛
جلد پنجم: كلاب بن ربيع (ص101)؛ كنان بن خزيمه (ص116)؛ قريش (ص434ـ436)؛ معد (ص894)؛ مدينه (ص994ـ998)؛
جلد ششم: مكه (ص144ـ147)؛
جلد هفتم: مؤاخات (ص253)؛ مهاجران (ص356)؛ مسيلمه (ص664)؛ نوفل (ص1045)؛
جلد هشتم: رقيه (ص594)؛ سعد بن بكر (ص697)؛ سعد بن عباده (ص698). در جلد نهم، دهم و يازدهم مدخلى ندارد.
1-9-2-4. معرفی اجمالی مهمترین آثار وات پیرامون اسلام و سیرهی پیامبر(ص)
نگاهی گذرا به آثار وات و مروری بر تاریخ تألیف آنها، حاکی از یک سیر منطقی در مطالعات اوست. او ابتدا به شناخت تاریخ صدر اسلام و وقایع عصر پیامبر(ص) به عنوان بنیانگذار دین مبین اسلام و سپس به شناخت مبانی اندیشه و تعالیم دین اسلام پرداخته است، و پس از آن به عنوان استاد مطالعات عربی و اسلامی از یک سو و یک عالم و کشیش مسیحی از سوی دیگر، به مطالعهی تطبیقی دین اسلام و مسیحیت و ارتباط آن دو همت گمارده است.
نخستین تألیفات وات، آثار تاریخی وی میباشد؛ او مهمترین کتابهای تاریخی خود دربارهی اسلام و عصر نبوی را در سالهای 1953م (محمد در مکه) و 1956م (محمد در مدینه) نگاشته و خلاصهی این دو کتاب را در اثری با عنوان «محمد پیامبر و سیاستمدار» در سال 1961م تدوین نموده است. پس از آشنایی با تاریخ صدر اسلام و عصر نبوی، به شناخت دین اسلام و آموزههای آن پرداخت و در سال 1962م کتاب «فلسفه و کلام اسلامی» و در سال 1968م کتاب «تفکر سیاسی اسلام» را به رشتهی تحریر در آورد. وات بعد از شناخت تاریخ اسلام و اندیشهها و مبانی فکری این دین آسمانی، به تأثیر آن در اروپا و واکنش آنان در قبال این اندیشهی جدید پرداخت و کتابهای «اسپانیای اسلامی»، «تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطی»، «اسلام و مسیحیت در عصر حاضر» و «برخورد آرای مسلمانان و مسیحیان؛ تفاهمات و سوء تفاهمات» را در فاصلهی سالهای 1965م تا 1991م تألیف نمود.
وات همچنین مقالات متعددی را در حوزههای مختلف در همایشهای بینالمللی و مجلات و ژورنالهای مطرحِ جهان اسلام و غرب، و به ویژه در «دایرة المعارف اسلام» لایدن به رشتهی تحریر در آورده است که نشان از جایگاه والا و جامعیت علمی وی در عرصهی علوم اسلامی و تاریخ اسلام در غرب دارد. اینک به معرفی اجمالی مهمترین آثار وات پیرامون اسلام و سیرهی پیامبر(ص) میپردازیم:
1-9-2-4-1. «محمد در مکه» و «محمد در مدینه»
ویلیام مُنتگمری وات در این دو کتاب به تفصیل به بیان زندگانی حضرت محمد(ص) و وقایع صدر اسلام میپردازد و به نحو اعجابانگیزی از تأثیر اسلام بر دلها و از قهرمانی حضرت محمد (ص) یاد میکند و به خصوص دربارهی عظمت آن حضرت و زیبایی خلق و خوی او سخن میگوید. در کتاب «محمد در مکه» حوادث مربوط به دوران زندگانی آن حضرت در مکه، قبل از هجرت، ولادت، نسب حضرت، دوران طفولیت و جوانی تا بعثت آن حضرت، مهاجرت مسلمانان به حبشه و علل آن، سفر حضرت به طائف، و هجرت مسلمانان به مدینه را مطرح و بررسی میکند و بحث کاملی را دربارهی وحی، تحلیل مسلمانان از وحی و دیدگاه خویش دربارهی وحی را مطرح مینماید؛ و در کتاب «محمد در مدینه» نیز سایر وقایع، از جمله جنگهای پیامبر(ص) و جزئیات آن، برخورد و جنگهای حضرت با یهودیان، فتح مکه و سایر مسائل تاریخی آن دوران را مورد بررسی و مداقه قرار میدهد.
این دو کتاب با رویکردی تاریخی نگاشته شدهاند و مؤلف در صدد بیان وقایع و تحلیل آنها براساس اسناد و روایات تاریخی بوده است. گفتنی است این دو کتاب به زبان عربی ترجمه شده است و از نظر محتوا، در مجموع شامل نکات مثبت و باارزش و در عین حال، دارای نواقصی میباشد که در اینجا به اختصار به هر دو جنبهی آن میپردازیم:
1-9-2-4-1-1. امتیازات این دو کتاب
1. توجه به منابع اصلی: مؤلف دانشمند، نخست، توصیفی از مصادر و منابع این دو کتاب خود را ارائه میدهد که بیانگر آن است که در نوشتن کتابهای خویش به منابع اصلی سیرهی پیامبر(ص) مانند طبقات ابن سعد، مغازی واقدی، سیرهی ابن هشام و تاریخ طبری اعتماد کرده است. او تلاش دارد که از «قرآن» به عنوان منبعی موثق در تحقیق تاریخ پیامبر(ص) در «دورهی مکه» استفاده کند، جالب اینکه در متن کتاب به آیات مربوط به زندگانی پیامبر(ص) اشاره میکند. بدون شک این نکتهی مثبتی است که وات بدان توجه کرده، اما از نظر بیشتر سیرهنویسانِ مسلمان مخفی مانده است؛ زیرا نویسندگان سیره در رابطه با زندگانی پیامبر(ص) کمتر از آیات قرآنی بهره میبرند.
2. تحقیق در منابع: مؤلف در مورد منابع سیرهی پیامبر(ص) تحقیق کرده و با دیدی اجتماعی آنها را ارزیابی نموده و پس از نقد و بررسی اظهارنظر مینماید. برای مثال، نخستین سیرهنگار پیامبر(ص) «عروة بن زبیر» است که به جهت انتساب به خاندان ابیبکر (که نوهی دختری وی بوده است)، در رسالهی خود نسبت به بنی امیه خالی از حزبگرایی نبوده است، و نیز در مورد فضایل امیرالمؤمنین(ع) تعصب خاصی نشان میدهد.
3. شرح تفصیلی از قبایل عرب: از ویژگیهای بارز و مثبت نویسنده این است که موقعیت اجتماعی و سیاسی هر یک از قبایل عرب ساکن مکه و مدینه را به تفصیل بیان میکند و خصوصیات قبیلهای هر کدام را توضیح میدهد و نیز به طور مبسوط بیان میکند که چه مقدار از مسلمانان از چه گروهی و در چه سن و تیپی بوده و از هر قبیلهای چند نفر اسلام آورده است.
4. تفسیر اجتماعی: نکتهی جالب توجهی که در پژوهش ویلیام مُنتگمری وات به چشم میخورد، تحقیق ارزشمندی است که وی در مورد طبقات ایمانآورندگان و تبیین موقعیت اجتماعی- اقتصادی آنان انجام داده است و بر این نکته تأکید نموده که تفسیر اقتصادی پیدایش اسلام (چنانکه مارکسیستها میگویند) کاملاً غیرمنطقی بوده است و شمار افراد متوسط اقتصادی با آمار مستضعفان و محرومانی که اسلام را پذیرفتهاند، تقریباً همسان میباشد و به طور کلی، تحلیل اقتصادی پیدایش اسلام را بدون در نظر گرفتن عامل دینی، غیرمنطقی و بیدلیل میداند. او به صراحت تأکید میکند که اسلام یک حرکت انقلابی است که از سوی اکثریت جوانان استقبال شده است، به گونهای که بیشترین پیروان حضرت محمد(ص) جوانانی بودهاند که بین 8 تا 36 سال داشتهاند.
جالب اینکه این روش تحقیق وات در بعضی نویسندگان معاصر مسلمان تأثیر گذاشته است، از جمله دکتر نبیه عاقل، استاد تاریخ دانشگاه دمشق، در کتاب خود با نام «تاریخ العرب القدیم و عصر الرسول» فصل مبسوطی را بدین بحث اختصاص داده و به پیروی از وات، طبقات اقتصادی- اجتماعی مؤمنان صدر اسلام را مورد تحقیق قرار داده و خاطرنشان ساخته است که مسلمانان از چه گروه و قبیلهای بوده و از نظر اجتماعی و اقتصادی چه موقعیتی داشتهاند و نیز مانند وات، با استفاده از طبقات ابن سعد اذعان میدارد که تمام مسلمانان اولیه محروم و نادار نبوده، بلکه در میان آنان از طبقات متوسط اقتصادی به معیار آن روز عربستان نیز وجود داشته است، و بالأخره تز تفسیری طبقاتی بودن اسلام طبق نظریهی ماتریالیسم تاریخی، بدون دلیل و منطق محکم میباشد.
5. بیطرفی منصفانه: امتیاز دیگر مؤلف کتاب «محمد در مکه»، تلاش در حفظ بیطرفی در قضاوت میباشد و اینکه آیات قرآنی بیانکنندهی عقاید مسلمانان است، بیآنکه اشارهای داشته باشد که آیا این آیات، وحی مُنزَلاند یا فرمودههای خود پیامبر(ص). تعبیرهایی که او در این زمینه دارد اینگونه است: «قرآن چنین میگوید» و یا «در قرآن چنین آمده است».
6. عدم تأثیر مفاهیم مسیحیت بر اسلام: از قرنها پیش این تهمت و افترا وجود داشته که پیامبر اسلام(ص) اساس تعالیم خویش را از ادیان پیشین، یعنی مسیحیت و یهودیت اخذ کرده و تکمیل نموده است. گفتهاند: «او در هنگام سفر به دمشق در کاروان خدیجه با راهبی به نام «بحیرا» ملاقات کرده و اصول تعالیم خود را از این راهب مسیحی فرا گرفته است». وات این قضیه را به دقت مورد بررسی قرار میدهد و عالمانه دربارهی آن به بحث میپردازد.
وات در ذیل عنوان «اسلام و مسیحیت» در کتابش «محمد فی المدینه» چنین مینویسد: «مهم این است که از خود بپرسیم چرا [حضرت] محمد[ص] مسیحیت را نپذیرفت؟ برای پاسخ به این سؤال ضرورت دارد که به بعضی از مسائل بغرنج پاسخ دهیم؛ گاهی به نظر میرسد که [حضرت] محمد[ص] در عصر خود با اضطراب اجتماعی و سقوط اخلاقی روبرو بوده و میدانسته که این سقوط اجتماعی دقیقاً به جهت یک عامل دینی بوده که جامعه آن را از دست داده است، پس نزدیکترین و آسانترین راه برای او این است که یکی از دو دین پیشین، یعنی مسیحیت یا یهودیت را بپذیرد و مردم را به پذیرش آنها دعوت کند و اما سؤال این است که آیا او این کار را انجام داده است؟!
پاسخ به قسمت اول این سؤال این است که [حضرت] محمد[ص] هرگز دین مسیحی یا یهودی را نپذیرفت، بلکه از اول ادعا داشت توحیدی که او مردم را به سوی آن فرا میخواند، عیناً به مانند توحید یهودی و مسیحی است که در عصر او وجود دارند. عقیدهی پیامبر[ص] در اصلِ خود دین جدیدی نبود، بلکه چیزی که نو و تازه بود دعوت مکیان به این آیین بود و ممکن بود که [حضرت] محمد[ص] با مسیحیان و یهودیان ارتباط داشته باشد؛ البته مسیحیان در مکه بسیار کم بودند، اما از طریق ورقة بن نوفل- پسرعموی [حضرت] خدیجه[س]- این ارتباط ممکن بود و ورقه میتوانست تأثیری در افکار او داشته باشد. بیشتر مسیحیانی که در مکه حضور داشتند و ممکن بود با آنان ارتباط برقرار شود، بردگان حبشی بودند و اطلاع بردگان از دیانت خود، یعنی مسیحیت بسیار بسیار کم بوده است. شکی نیست که [حضرت] محمد[ص] بعضی مسیحیان را در راه شام دیده بود، اما او قبل از آمدنش به مدینه با یهودیان ارتباط نداشته است و انتظار داشت که در مدت اقامت سهماههی خود در مدینه، یهودیان به آیین او خواهند آمد و لذا انگیزهی او برای ارتباط با مسیحیان قبل از هجرت، همان دعوت آنان به دین جدید بود.
به همین جهت، [حضرت] محمد[ص] هرگز از خود نپرسید که آیا ضرورت دارد مسیحیت را بپذیرم؟ یا اینکه آیا ضرورت دارد که به دیدار یک عالم مسیحی بروم و از او در مورد «الله» سؤالاتی بپرسم؟! اینجا هیچ دلیلی وجود ندارد که [حضرت] محمد[ص] از مسیحیانی چون ورقة بن نوفل اطلاعاتی کسب نکرده باشد، اما محال است که بتواند مدت زیادی در دیر سوری «بحیرای راهب» یا نزد یکی از راهبان مسیحی اقامت کند، زیرا این دیدارها علاوه بر مشکلات مالی و اقتصادی، شایعهی بدفرجامی به همراه داشت و کسی که با مسیحیان همنشینی میکرد، از جهت سیاسی متهم میگردید؛ زیرا مسیحیت در نظر اعراب حجاز، دین حبشیها و بیزانسیها بوده است و آنها نزد اعراب منفور بودند.
روابط [حضرت] محمد[ص] با مسیحیان و نجاشی بسیار خوب بود، او از عیسی مسیح[ع] دفاع میکرد و دربارهی وی با یهودیان به معارضه میپرداخت؛ اما در عین حال، در مورد «مصلوب بودن [حضرت] مسیح[ع]» با مسیحیان اختلاف نظر داشت. او میگوید: [حضرت] مسیح[ع] موجودی مخلوق و بندهی خداوند است و او و مادرش، [حضرت] مریم مقدس(س) هرگز خدا نبودهاند و نیز نفی میکند که [حضرت] مسیح[ع] «ابن الله» باشد. یکی از ویژگیهای روابط مسیحیان و مسلمانان این است که [حضرت] محمد[ص] و اصحاب او چندان اطلاع کافی (به زعم مؤلف) از اعتقادات دین مسیحی نداشتند. قرآن به جز اشاره به «صلیب» و یاد دوازده حواری [حضرت] مسیح[ع] و بعضی از معجزات او در شفا بخشیدن و زنده کردن اموات، چندان معلومات مفصلی از حیات [حضرت] مسیح[ع] و تعالیم او– چنانکه عهد جدید میگوید- نشان نمیدهد، و مسلمانان صدر اسلام با اینکه به [حضرت] عیسی[ع] لقب «مسیح» میدادند، اما نمیدانستند که [حضرت] مسیح[ع] به معنی کسی که خداوند او را با روغن مسح کرده است میباشد و هرگز نمیفهمیدند که [حضرت] مسیح[ع] به معنی نجاتدهنده و کسی که گناه انسانها را خواهد بخشید میباشد و روح القدس شخص سوم از اقانیم سهگانه است.
شگفتانگیز است که مسلمانان این چنین نسبت به مسیحیت و تعالیم آن غفلت داشته و جاهل بودهاند و این نشاندهندهی آن است که [حضرت] محمد[ص] متأثر از مسحیت نبوده، بلکه همان ادعای خود را داشته است که او نیز مانند [حضرت] موسی[ع] و [حضرت] عیسی[ع] پیامبر است».
به نظر ما همین اطلاعات ناکافی (به زعم مؤلف) دلیل نبوت و پیامبری اوست، زیرا خداوند از اخبار غیب همین مقدار را به او آموخته و او در مورد داستان [حضرت] مسیح[ع] و سرگذشت مسیحیت و تعالیم آن، ارزیابی کرده و انتقاد نموده است و این خود نمونهای است از «مهیمن» (ناظر بودن) قرآن نسبت به ادیان گذشته.
7. عدم اثرپذیری اسلام از یهودیت: وات در ملحقات کتابش «محمد در مکه» تلاش دارد به این سؤال پاسخ دهد که آیا [حضرت] محمد[ص] تعالیم خود را از یهودیت گرفته است؟ ولی به زودی اعتراف میکند که این ادعا چندان اعتبار نداشته و فاقد دلیل است؛ زیرا قرآن میگوید: «فکر اعتقاد به الله به طور مبهم در میان اعراب قبل از اسلام وجود داشته است و «وجود کلمات دلیل بر وجود افکار» است، اگر بگوییم که این مفاهیم و افکار در جو فکری مکه وجود داشته و آن هم در پی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم یهود بوده است که چنین فکری، یعنی «اعتقاد به الله» در میان اعراب شایع شود».
گاهی ممکن است که [حضرت] محمد[ص] آن را از یک «لسان اجنبی» (زبان بیگانه) فرا گرفته باشد و منبع داستانهای قرآن (قصص الانبیاء) منشأ انسانی داشته است!! اما بلافاصله با این آیه روبرو خواهیم شد که: « ».
اگر همزمان بگوییم که [حضرت] محمد[ص] مردی راستگفتار بوده و در عین حال، معلومات خود را از منابع انسانی (نه وحی) دریافت کرده است، پس ضرورت دارد که سه فرضیه و تئوری تصویر نماییم:
1. [حضرت] محمد[ص] میان اصل داستان و محتوای آن فرقی قائل نبود و وقتی که او اصل داستان را از طریق وحی دریافت میکرد، محتوای آن را نیز وحی تلقی مینمود.
2. داستانها از طریق تلهپاتی به [حضرت] محمد[ص] رسیده است.
3. معنای کلمهی «نوحی» در آیات قرآنی به معنی آمادگی دریافت معانی است، نه اینکه وحی مصطلح باشد.
میدانیم که تعالیم اسلام و رسالت قرآن در جو مکه منتشر یافته و آنها با حدس پیامبری [حضرت] محمد [ص] موافق بودهاند و از طرفی هیچ یهودی و مسیحی به پیامبری او اعتراف نکرده است، پس سؤال این است که این افکار چگونه به اسلام راه یافته است؟
وات در این اظهار نظرها همانند برخی مستشرقان به طور قاطعانه حکم نمیکند، بلکه با احتیاط عالمانه و علامت سؤال مسأله را مطرح میکند و به دنبال آن است که دلایل اجتماعی- دینی چه موضعی را تأیید میکنند و اظهارات [حضرت] محمد[ص] و آیات قرآنی کدام یک را اثبات مینمایند. او بارها و بارها از صداقت پیامبر اسلام[ص] دفاع میکند و حتی اتهاماتی را که سالیان دراز غربیان به حضرتش وارد میکردند، مانند فرصتطلب بودن، (نعوذ بالله) شهوتران بودن و داستان ازدواج وی با زینب بنت جحش را با دلایل تاریخی رد کرده و توضیح میدهد، و سرانجام از او به عنوان مرد عظیم تاریخ و شخصیت ارزنده و معلّم اخلاق یاد میکند. او صراحتاً اعلام میکند: «مسلمانان در اقناع ذهنیت جهانیان در رابطه با عظمت [حضرت] محمد[ص] و مبانی و اصول اخلاقی، به ویژه در ارائهی مفهوم «توحید خالص الله» آنچنانکه در میان ادیان دیگر در ابهام مانده است، البته با زحمت موفق خواهند شد». او سپس میگوید: «من نظرم را با خوشحالی ابراز میدارم که دِینی که من به نویسندهای مانند غزالی دارم، بینظیر است. او یکی از دانشمندانی است که در ارائهی ارزشهای اخلاقی [حضرت] محمد[ص] به اروپاییان که توانسته آنان را قانع کند، سهیم است».
وات در پایان کتابش عظمت حضرت محمد(ص) را در سه نکته خلاصه میکند:
1. [حضرت] محمد[ص] در اثر تیزبینی و هوش سرشار- یا به جهت وحیای که برحسب اعتقاد مسلمانان بر او نازل میشد- توانست یک رستاخیز عمومی در جهان عرب ایجاد کند و اساس یک ایدئولوژی استواری که مشکلات اجتماعی را پاسخ میدهد پیریزی نماید و مسلمانان را به اوج عظمت خود برساند.
2. [حضرت] محمد[ص] یک سیاستمدار حکیمی بود که با طرح برنامهی دقیق سیاسی، از یک دولت کوچک، امپراطوری بزرگی را به وجود آورد که توانسته است چهارده قرن دوام بیاورد.
3. او در انتخاب افراد برای ادارهی کشور و مسائل دولتی، مهارت عجیبی داشته و از مدیریت بسیار عالی برخوردار بوده است. این مدیریت آنچنان قوی بود که توانست با صلابت و استحکام خاصی اسلام را گسترش دهد. اگر [حضرت] محمد[ص] پیامبر نبود و از یک مهارت و مدیریت بینظیر برخوردار نبود و به خداوند اعتماد نمیداشت و به شکلی خود را قانع؟! نمیساخت که خداوند او را فرستاده است، هرگز در تاریخ انسانیت فصل ممیزی به نام او ثبت نمیگردید.
1-9-2-4-1-2. نکات قابل تأمل این دو کتاب
در کنار امتیازات این دو کتاب، نظریات مؤلف به خصوص در زمینهی وحی و نبوت حضرت محمد(ص)، خالی از نقص و انتقاد نیست؛ در اینجا نکاتی را متذکر میشویم:
1- وحی از نظر مؤلف در شمار الهام شاعران و هنرمندان و ذوق نویسندگان تلقی شده است و آن را نوعی «تخیّل خلّاق» (Creative Imagination) تصویر مینماید، اما در عین حال، تفسیر کاملی از ماهیت وحی را چنانکه در تاریخ پیامبران آمده است و یا لااقل در اعتقاد پیروان ادیان آسمانی وجود دارد، نشان نمیدهد؛ زیرا وحی در تاریخ انبیا نوع عالی الهامی است که ناگهان پیامبرانی مانند حضرات ابراهیم(ع)، موسی(ع)، عیسی(ع) و محمد(ص) آن را دریافت کردهاند، به گونهای که ابتدا خود منقلب و دگرگون شده و سپس به طور انقلابی جامعهی خود را دگرگون ساختهاند و این برخلاف یک احساس و الهام فردی است که شاعر و هنرمند و نمایشنامهنویس دارد و از آن لذت میبرد که یک مسألهی درونی و روانی بوده و چندان تأثیری در تحول و دگرگونی جوامع نداشته است.
2- پیامبران با مسائل حقیقی و واقعی جامعه برخورد داشته و جوامع را اصلاح کردهاند، حتی خودِ وات هم اعتراف دارد؛ برخلاف ذوقیات هنرمندان و تخیلات شاعران: « ».
3- گرچه مؤلف در مقدمهی کتابش «محمد فی مکه» و در چند جای دیگر از یوزف شاخت (Joseph Schacht/1902-1969م) انتقاد میکند که او اعتبار بیشتر احادیث را نادیده گرفته و روایات پیامبر(ص) را در توضیح و تفسیر معارف و آیات قرآن به حساب نیاورده است، اما متأسفانه خودش نیز آگاهانه یا ناآگاهانه همین اشتباه را مرتکب میشود، زیرا پدیدهی وحی در روایات مندرج در صحیح بخاری که مورد استناد و منبع کتاب مؤلف میباشد، به طور مفصل آمده و تبیین شده است؛ لذا شایسته بود که نگارنده با مقایسهی اجمالی میان تورات و قرآن و روایات صحیح بخاری- به ویژه منابع اصیل شیعه مانند کافی شیخ کلینی- پیرامون مسألهی وحی بحث کرده و داوری نهایی را اظهار مینمود.
4- مؤلف برخلاف دیگر دانشمندان غربی، اعتراف میکند که «[حضرت] محمد[ص] مرد صادقی بوده و در گفتار و کردار، نهایت امانت و راستی را رعایت میکرد»، پس جای این سؤال باقی است که اگر او صادق و راستگفتار بوده است، در همهی کارها و ادعاهایش چنین بوده است؛ لذا نتیجهی منطقی این سخن این است که او در پیامبر بودن نیز صادق بوده است. تفکیک میان گفتار و عمل و ادعای او، به دور از منطق بوده و فاقد دلیل است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *